یافتن پست: #عشق

WOLF_1517
WOLF_1517
عشق ، دل به دریا زدنی ست بی کشتی
و دانستنِ وصال دور از دست
عشق
لرزش انگشتان است
و لب های فروبسته ی غرق سوال
عشق رود غم است در اعماق وجودمان
که پیرامونش تاکها و خارها می رویند
عشق همین است...!!



P158
To-Delsoz-Man-Bash-56464.jpg P158
دلم مثل حالم پریشونه امشب ♫♫
تو دلسوز من باش ♫♫
که از هر طرف غم فراوونه امشب ♫♫
تو دلسوز من باش ♫♫
رو سینت بذاری سر بی قرارو ♫♫
تو دلسوز من باش ♫♫
که طاقت ندارم بده روزگارو ♫♫
تو دلسوز من باش ♫♫
برم سمت کی جز تو که ♫♫
از بعد عشق دلت پیش من نیست ♫♫ [لینک ]

WOLF_1517
WOLF_1517
شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشد
هرچه خوبی بکنی با دل تو بد باشد...!¿

تو به ایمان برسی اینکه کسی جز او نیست
او بر عکس تو به هرچیز مردد باشد...

تو به هر در بزنی تا که به دست آوریش
و جوابش به تو یک عمر فقط رد باشد...

بنشینی دو سه تا شعر بگویی که مگر
یکی از این همه شعری ،که بخواهد باشد...

همه دلداده ترین فرد تو را بشناسند
او به ترین فرد زبانزد باشد...

شده از نم نم باران دلت خیس شوی؟
دایما مشق تو آن مرد نیامد باشد...؟

تو ندیدی که چه سخت است بیبینی عشقت
پیش چشمان تو با او که نباید؛باشد...

چه کنم با دل دیوانه که با این همه باز
سعی دارد که به این عشق مقید باشد...

بهتر این است که من هم بپذیرم آری
بپذیرم که محال است و باید باشد...



فلور
EB65B69C-2C27-4CEB-9E17-933C958F0CC1.jpeg فلور
همه ی ناب ترین های جهآن را برای تو آرزو می کنم ؛
برای روز و روزگارانت که جز به رنگهای شادِ جهآن عادت نکند!
و دورِ خاکستری های بلاتکلیف خطِ بطلان بکشد و بی اعتنا باشد به تیرگیِ رنگِ سیاه...
دوستیها و رفاقت های جدید
بهانه های خوشبختیِ روزافزون
و آدمهای خالص و ناب و بی نظیر را برای هر روز و همیشه ات آرزو می کنم!
آنقدر که در عشق و دوستی های بی حد و مرزشان غرق شوی و فرکانس و نگاههای منفی را فراموش کنی...
لبخند بزنی و بگذری!
برای قلبِ نازنین ات عشقی وسیع آرزو می کنم و بودن در پناهِ مهرِ آن که دوستش داری و آن که خودِ واقعی ات را؛
سادگی حالات و نگاهت را بیش از خودت دوست دارد و دلش به گونه ی عجیبی غنج می رود!
برای آسمانِ ات مهتابی ترین شبها و نقره ای ترین رویاها را آرزو می کنم و چشمهایی که تا همیشه از شوق چون ستاره های دور و نزدیک بدرخشد!

فلور
6C143918-9CDD-4AA4-95E5-6366020F9DDC.jpeg فلور
پاییز داستانش مفصل است، با جمله های عاشقانه و عکس های رنگارنگ و ژستهای شاعرانه نمی شود پاییز را تعریف کرد.
پاییز کارش را خوب بلد است.
با مهر تو را عاشق می کند، دستِ مهربانی به سرَت می کشد، تویِ دِلَت را با عشوه هایی که از دَر و دیوار کوچه و خیابان نثارت می کند، خالی می کند. تو را به دست آبانش می سپارد... رهایت می کند بروی برای خودت عشق کنی. وسواس ندارد، به دست و پایت هم نمی پیچد. آبان تو را تبدیل به کودکی می کند که تازه معنای بوسه را فهمیده است، معنای آغوش را، وابستگی را... وابستگی را... وابستگی را...
من به تو قول می دهم پاییز تو را عاشق خودش خواهد کرد، پاییز تو را دلبسته خواهد کرد و آذر که می شود، شبیهِ کسی که چمدانش را در دستهایش گرفته، شبیه کسی که شال و کلاه کرده و آماده ی رفتن است، دیوانه ات خواهد کرد.
آذر، نه مثل مهر، نه مثل آبان.... آذر از جنسِ پاییز نیست{-137-}{-137-}

Sare
Sare
اون نگاهی ک گوشه اش یک قطره اشک برق میزند
ب اندازه ی تمام حرفهای دنیا سنگین است …

.

.

.

WOLF_1517
WOLF_1517
کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد

خاطره خشکیه...


خاطره خشکیه...


اونوقت همه ی خاطراتتو

همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن

میریختم تو کیسه

و میدادم بهش
و میرفت ردِ کارش...

کاش...!{-45-}

WOLF_1517
WOLF_1517
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش‌بینی‌اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی می‌کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود

سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد

و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین‌های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم

فردا دیگر برای قدم زدن نمی‌آیم.
تنها برو!



WOLF_1517
WOLF_1517
آنکه اولین بار عشق
می ورزد
هرچند ناکام، باز هم خداست
اما آنکه باز هم عاشق
می شود
دیوانه است
منِ دیوانه عاشق شده ام
یک بار دیگر،
بی عشقی متقابل
خورشید و ماه و ستاره می خندند
من هم می خندم و
می میرم...
| |

WOLF_1517
WOLF_1517
تمام آنچه دانسته ام
همین است
تو عشق منی
و آن که عاشق است
به هیچ چیز نمی اندیشد ...



shadi
shadi
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد
یا بخت من طریق مروت فروگذاشت
یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد
شوخی مکن که مرغ دل بی‌قرار من
سودای دام عاشقی از سر به درنکرد
هر کس که دید روی تو بوسید چشم من
کاری که کرد دیده من بی نظر نکرد
من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد


Masoome
Masoome
لازم نیست دوستت دارم را فریاد بزنید..
دخترها، بزرگترین رسانه ی سراسری عشق هستند ..
خالصانه عاشقشان شوید
و ‌آرام درگوششان بگویید دوستت دارم ..
و بین خودمان بماند ..
"خودشان جهان را با خبر می کنند

P158
P158
این چه عشقی است که در دل دارم / من از این عشق چه حاصل دارم [لینک ]

WOLF_1517
WOLF_1517
از همان ابتدا دروغ گفتند !
مگر نگفتند که “من” و “تو” ، “ما” می شویم ؟!
پس چرا حالا “من” این قدر تنهاست !
از کی “تو” اینقدر سنگ دل شد ؟!…
اصلا این “او” را که بازی داد ؟!…
که آمد و “تو” را با خود برد و شدید “ما” !
می بینی
قصه ی عشقمان !
فاتحه ی دستور زبان را خوانده است ...

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
آخر عشق

ای دل رفته ز جا بازمیا
به فنا ساز و در این ساز میا

روح را عالم ارواح به است
قالب از روح بپرداز میا

اندر آبی که بدو زنده شد آب
خویش را آب درانداز میا

آخر عشق به از اول اوست
تو ز آخر سوی آغاز میا

تا فسرده نشوی همچو جماد
هم در آن آتش بگداز میا

بشنو آواز روانها ز عدم
چو عدم هیچ به آواز میا

راز کواز دهد راز نماند
مده آواز تو ای راز میا

صفحات: 7 8 9 10 11

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو