یافتن پست: #عشق

Fa_teme
Fa_teme
من واسم عشقت مُرد:d

Fa_teme
Fa_teme
در واقع یه عمر ناراحتی از اینکه هیشکیو نداری تو زندگیت, اما یه روز, یکی میاد, میشه همه زندگیت. و همه قبلیا یادت میره و دوباره عشق رو حس میکنی با تموم وجودت. خیلی .

P158
P158
عشق من (معین 2020)
تقدیم به ... [لینک ]

Sare
Sare
بگشایند در را
عشق
بگوید که منم که منم

Sare
Sare
کاش ای کاش کسی مشت بکوبد
بر در بگشایند در را عشق بگوید که منم

هادی
هادی
با عاشقای بی مزارت گریه کردم
با مادرای بی قرارت گریه کردم
داغ برادر دیدم و آتیش گرفتم
با لاله های داغدارت گریه کردم
زخم تحمل روی دوشت خونه کرده
پیشونیه درد آشنایی داری ای خاک
هیشکی نمی تونه تو رو از من بگیره
تا جون به تن دارم فدایی داری ای خاک
نفرین به جنگ، نفرین به ظلم
دنیا که دنیا نیست زندونه
سلام به صلح، سلام به عشق
بی عشق از دنیا چی می مونه
تهدید و زور و جنگو از دنیا بگیرید
من پرچم صلحم منو بالا بگیرید
من ماهی آزادم این رودو نبندید
حیفه اگه فانوسو از دریا بگیرید
دنیا پر از تزویر و نیرنگِ برادر
دنیا پر از رنگه، پر از ننگه برادر
از دیدن حقی که نا حق میشه اما
من بیشتر توی خودم جنگه برادر
نفرین به جنگ، نفرین به ظلم
دنیا که دنیا نیست زندونه
سلام به صلح، سلام به عشق
بی عشق از دنیا چی می مونه

هادی
هادی
هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت
عمری که حرامِ تو شد ای عشق، حلالت!

طاووسی و حُسنت قفسِ پرزدن توست
ای مرغِ گرفتار، چه سود از پَروبالت؟!

زیباییِ امروزِ تو گنجی ابدی نیست
بیچاره تو و دل‌خوشیِ روبه‌زوالت!

مانندِ اناری که سرِ شاخه بخشکد
افسوس که هرگز نرسیدی به کمالت!

پرسیدی‌ام از عشق و جوابی نشنیدی
بشنو که سزاوارِ سکوت است سؤالت!

یک‌بار به اصرارِ تو عاشق شدم ای دل!
این‌بار اگر اصرار کنی، وای به حالت!



سکوت شب
سکوت شب
هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است
هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم…
تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا…
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم

سکوت شب
سکوت شب
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف درمتن
ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش‌بینی نمی‌کرد
و خاصیت عشق این است…

“سهراب سپهری”

سکوت شب
سکوت شب
پیش رویم چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر، آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام منزلگه اندوه و درد و بد گمانی،

کاش چون پاییز بودم…

P158
P158
بندیر مرگم ای خدا زیتر بیا

هونه ش خراب وابو که بن عشق نها

هو که وه یادش نرسی د جون بده

تا عشقینه وه همه نشون بده [لینک ]

P158
P158
این چه عشقی است که در دل دارم. [لینک ]

WOLF_1517
WOLF_1517
عشق آغاز خوشی نیست، که بی‌فرجامی ‌است

هر دری را بزنی، عاقبتت ناکامی ‌است ...



همه‌ی پنجره‌ها بسته‌تر از زندانند

همه‌ی خاطره‌ها برزخ بی‌هنگامی ‌است ...



حرف‌هایت فقط افسانه و شهرآشوبند

صحن هر محکمه‌ای صحنه‌ی ناآرامی ‌است ...



قاضی شهر شده عاشق چشمان زنی

چه کند با دل خود، آن زن اگر اعدامی ‌است ... !؟



مانده با این همه تردید چه حکمی‌بدهد!؟

بی‌گمان آخر این قصه، فقط بدنامی‌ است ... !


علی اصغر شیری

WOLF_1517
m274043_74415592_965950613769540_718167509040727756_n.jpg WOLF_1517
...

مهرابه
مهرابه
°•°•

در کویِ تو معروفم و از روی تو محروم
گرگِ دهن‌آلوده‌ی یوسف نَدریده...

.

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو