یافتن پست: #عشق

هادی
هادی
خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود

خدا کند که نیفتد کسی زچشم نگار
به نزد یار چو ما پست وبی بها نشود

جواب ناله ی ما را نمی دهد *دلبر*
خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود

شنیده ام که ازاین حرف یار خسته شده
خدا کند که به اخراج ما رضا نشود

*مریض عشقم* ومن را طبیب لازم نیست
خدا کند که مریضی من دوا نشود

انقلاب

Fa_teme
Fa_teme
یه فرهنگِ لغت بی کلمه عشق شدم,

Banoo
Banoo
صندلی داغ
سوالی بود بپرسین فقط امشب جواب میدم

سکوت شب
سکوت شب
از دوراهی متنفرمممم {-6-}

Fa_teme
Fa_teme
بیاین بگین متولد چه ماهی هستین. :d

علی آقای
علی آقای
ای عاشقان ساینا

علی آقای
علی آقای
همتون عاشقینا خخخخخخ الکی پسستای عاشقی میزارین {-16-}{-16-}..
کوتاهی از مدیره

shadi
IMG_20200116_132636.JPG shadi
@wolf
اینو تازه کشیدم

P158
142633_20557439.jpg P158
عین خیالت نیست که رفتی از پیشم/ با هر گناه تو من متهم میشم
بگو که غیر از من کی واسطه میشه/دلواپس این عشق این رابطه میشه
هر کس به جای من باشه نمیمونه تورو به آغوشش بر نمیگردونه●♪♫
اگرچه با دوری علاقه کم میشه/ یکی شبیه من عاشق ترم میشه [لینک ]

سکوت شب
سکوت شب
به نسيمی همه راه به هـــم می ‌ريزد

کی دل سنگ تو را آه به هم می ‌ريزد؟

سنگ در برکه مـی ‌اندازم و مـــی ‌‌پندارم

با همين سنگ زدن، ماه به هم می ‌ريزد

عشق بر شانه هم چيدن چندين سنگ است

گاه مــی ‌ماند و ناگاه بــــه هـــــم مــــی ‌ريزد

آن چه را عقل به يک عمر به دست آورده است

عشق يک لحظه کــــــوتاه به هــــــــم می ‌ريزد

آه، يک روز همين آه تــــــو را می گيرد

گاه يک کوه به يک کاه به هم می ‌ريزد



فاضل نظری

سکوت شب
سکوت شب
مرا بازیچـه‌ خود ساخت چـون موسا که دریا را

فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسا را

نسیم مست وقتی بوی گل می‌داد حس کردم

کـــه این دیوانــه پرپر می‌کند یک روز گـــل‌ها را

خیانت قصه‌ی تلخی است اما از که می‌نالم؟

خودم پــــرورده بودم در حــواریــون یهــــودا را

خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست

چـــه آســــان ننگ می‌خوانند نیرنگ زلیخــــا را

کسی را تاب دیدار سرِ زلف پریشان نیست

چـــرا آشفته می‌خواهی خدایــا خاطر ما را

نمی‌دانم چـــه افسونی گریبان‌گیر مجنون است

که وحشی می‌کند چشمانش‌آهوهای صحرا را

چه خواهد کردبا ما عشق؟پرسیدیم و خندیدی

فقــــط با پاسخت پیچیـده‌تر کــــردی معمــــا را



فاضل نظری

سکوت شب
سکوت شب
نه دل آزرده ، نه دلتنگ ، نه دلسوخته ام
یعنی از عمر گران هیچ نیندوخته ام

پاسخ ساده من سخت تر از پرسش توست
عشق درسی است که من نیز نیاموخته ام

روسیاه محک عشق شدن نزدیک است
سکه قلب زیانی است که نفروخته ام

برکه ای گفت به خود ، ماه به من خیره شده است
ماه خندید که من چشم به خود دوخته ام

شده ام ابر که با گریه فرو بنشانم
آتش صاعقه ای را که خود افروخته ام

"فاضل نظری"

سکوت شب
سکوت شب
بگیر از من این هردو فرمانده را
"دل عاشق" و "عقل درمانده" را
اگر عشق با ماست ؛ این عقل چیست؟
بکُش! هم پدر هم پدر خوانده را

تو کاری کن ای مرگ ! اکنون که خلق
نخواهند مهمان ناخوانده را

در آغوش خود "بار دیگر" بگیر
من این موج از هر طرف رانده را

شب عاشقی رفت و گم کرده ام
در شیشه ی عطر وامانده را ...

سکوت شب
سکوت شب
آنکه من میخواستم دیگر نمی آید رفیق....
هرکسی آمد گفتش انگاربیخیال... انگار همین باید رفیق....
من دلم تنگ میشود هرلحظه دیدارش کنم....
اوهمنیجاست مرا یک دم نمی پاید رفیق.......
ازکنارش رد شدم بی اعتنا شاید که دنبالم کند...
او همانجا ماند... من افتادمو پایم نمی اید رفیق...
عمرمن من هم می رود کم کم می کاهد مرا....
عشق اورا پس چرا..ازیاد نمی کاهدرفیق...
میشود روزی سرش سنگ آید از یاردیگر...
پیش من آید نمی دانم ولی شاید رفیق...
او اگر بازایدم ترکم خواهدکرد.مرا..
چون مرا ازدل نمیخواست و نمی خواهد رفیق!!

Fa_teme
Fa_teme
من واسم عشقت مُرد:d

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو