یافتن پست: #عاشقانه

تُــــ
images (41).jpg تُــــ
غمت نباشد رفیق !
همین روزها یک نفر از راه می رسد که تو بزرگترین معجزه و آرزوی زندگی اش باشی
کسی که بجای تمام آنها که نادیده ات گرفتند ، تو را ببیند ،
بجای تمام آنها که مراقبت نبودند ، مراقبت باشد و به اندازه ی تمام زخم هایی که خورده ای و دردهایی که کشیده ای ؛ برای داشتنت بجنگد و تمامِ حواسش به آرامش و لبخندِ تو باشد .
کسی که هر صبح ، برای شنیدنِ صدای تو ، بیتاب باشد ، هر شب با خیالِ داشتنت بخوابد و هر ثانیه با حرف های شیرین و عاشقانه اش ، بهترین احساسِ ممکن را داشته باشی .
کسی که قرار است مهم ترین آدمِ زندگی اش باشی و با هر نگاه وفادار او ، جان بگیری ...
همیشه که قرار نیست زخم خورده ی آدم های اشتباه باشی ،
همیشه که قرار نیست بد بیاوری ، عذاب بکشی و بی پناه باشی !
صبر کن رفیق ؛
روزهایِ خوبِ تو هم می رسند ،
صبر کن ...


{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1557513671783501_orig.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
گه باید عاشقانه سرود
یا رب العالمین
ز حد بگذشت مشتاقی به جام بادهٔ باقی
«اَلا یا ایُّها الساقی ادر کَاساً وَناوِلها»

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1557513033345936_orig.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
گاهی باید عاشقانه خواست
یا ارحم الراحمین
به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکلها
خیال آن لب میگون چه خون افتاده در دلها

تُــــ
photo_2019-05-06_23-41-28.jpg تُــــ
تـو نيستي و اين
خلاصه ی
تمام عاشقانه‌هاي
غمگين مـن است...

تُــــ
8c216a9f2ddcf4d12aede928a7a3d014--lightning-storms-lightning-strikes.jpg تُــــ
و شب شروع تمام عاشقانه های جهان
است....
سکوت...
نفس...
من...
تو....
عشق...
صلاح نیست بیش از این ادامه دهم...

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
10531500633405423010.jpeg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
،

میدانم، در این دنیای پر از واژه های عاشقانه نمی توانم آن جور که باید کلمات لبریز از عشق را نثار وجود پاک و مهربانت کنم.
ولی
به جای کلمات زیبای عاشقانه می خواهم خوب بنگری.
بنگر، وقتی که نامم را بر زبانت جاری می کنی چگونه ساعت های عمرم را برای نظاره روی تو به حراج می گذارم...

یاسر
یاسر
‌عاشقانه
بسیار خواندنی از زن جوانی ڪه
حدود پیش
شوهرش جهت تحصیل
به خارج رفت.

این نامه اڪنون در "ڪتابخانه وزیرے " نگهدارے می شود:

بسم المعطّرٌ الحبیب

تصدقت گردم،
دردت به جانم،
من ڪه مُردم وُ زنده شدم تا ڪاغذتان برسد، این فراقِ لا ڪردار هم مصیبتی شده، زن جماعت را ڪارِ خانه وُ طبخ وُ رُفت و روب وُ وردار و بگذار نڪُشد، همین، بی‌همدمی و فراق می‌ڪُشد.

مرقوم فرموده بودید به حبس گرفتار بودید، در دلمان انار پاره شد.

پرے‌دُخت تو را بمیرد ڪه
مَردش اسیر امنیه‌ چی‌ها بوده و او بی‌خبر، در اتاق شانهٔ نقره به زلف می‌ڪشیده..!!!

حیّ لایموت به سر شاهد است ڪه حال و احوال دل ما هم ڪم از غرفهٔ حبس شما نبوده است.

اوضاع مملکت خوب نیست؛

ڪوچه به ڪوچه مشروطه‌ چی چنان نارنج‌ هایی چروڪ و از شاخه جدا بر اشجار و الوار در شهر آویزانند وُ جواب آزادے خواهی، داغ و درفش است وُ تبعید و چوب و فلڪ..!!!

دلمان این روزها به همین شیشهٔ عطری خوش است ڪه از فرنگ مرسول داشته‌ایدُ

شب به شب بر گیس می‌مالیم...!!!

سَیّد محمود جان،

مادیان یاغی و طغیان‌گرے شده‌ام ڪه نه شلاق و توپ و تشر آقاجانمان راممان می‌ڪن

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1539600343194145_large.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }

و من ترا دوست دارم ..با اینکه زیبا ی ..اما سمی ................
میدانم
از این عشق جز مرگ نصیب نخواهد .....................
ولی عشق آید عقل فاسد گردد ............................................. دنیای عاشقانه من

دیدگاه
1398/02/3 - 20:22 ·

دیدگاه
{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1541882793870633_large.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }

با توام عشق،
مرا دست خیانت نسپار
بین این مردم عاشق کش معشوقه فروش
مگذارم،مگذارم،مگذارم،مگذار

خواستم عاشقانه برایت بنویسم....
...قلم شکست ..مثل دلم [لینک ]

دیدگاه
1398/02/3 - 19:40 ·

دیدگاه
{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
40704738_505233679945165_653754010259423232_n.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }

دست نوشته هایم را که دیدند از من پرسیدند: عاشقی...؟ گفتم :نه... _ خیانت دیده ای؟ _نه... _تنهایی؟ _ نه...نه...نه... _ پس این عاشقانه ها چیست ؟ برای چه مینویسی؟ فقط به آنها لبخند زدم...چه میتوانستم بگویم... من نه عاشقم ، نه تنهایم، نه خیانت دیده ام ... فقط بعضی وقتا... احساس میکنم خیلی شکستم ...

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1541622253315394_large.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }

وقتی عاشقانه به طبیعت بنگری ..طبیعت هم عاشقانه در تو نگاه میکند ........
و تصویر تو رویای طبیعت ذهنم ........................

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }

کیست آن لعبت خندان که پری وار برفت
که قرار از دل دیوانه به یک بار برفت


متاسفانه ما زمونی به بلوغ اولی دست پیدا میکنیم میشیم عاشق..وزمونی به بلوغ دو دست پیدا میکنیم..به کشک بودن عشق خیالی پی می بریم ........
مراقب بلوغ اولیه باشید {-39-}

تُــــ
09351402602_57_.jpg تُــــ
هنوز هم که هنوز است عاشق ماهم

ولی بدون تو مهتاب را نمی خواهم



برای آمدنت گرچه راه کوتاه است

هنوز هم که هنوز است چشم در راهم



سلام ... روز قشنگی ست ... دوستت دارم ...

چقدر عاشق این جمله های کوتاهم



هوای بودن یک عمر با تو را دارم

منی که دلخوش دیدارهای گهگاهم



برای گفتن یک حرف عاشقانه فقط

اسیر سخت ترین زخم های جانکاهم



بدون تو همه ی لحظه ها به این فکرند

که تیغ را بگذارند بر گلوگاهم



مرتضی کردی

P158
P158
چقدر عاشقانه
به آغوش میکشی
منِ خسته‌یِ سرمازده‌ی راه را…
فردین کیهانی

تُــــ
تُــــ
بانو ! قرار ثانیه‌ها را به هم نریز

موهات را ببند و فضا را به هم نریز



بگذار در خیال خودم هی ببوسمت

رویای عاشقانه‌ی ما را به هم نریز



کمتر به فکر خط‌ ِ لب و چشم و سرمه باش

آرایش قشنگ خدا را به هم نریز



از کوچه‌ها که میگذری فکر خلق باش

اعصاب شیخ و شاه و گدا را به هم نریز



از شعر من بنوش و به رقص آی و مست شو

اما ردیف و وزن و هجا را به هم نریز



"امن یجیب" و "جاثیه" خواندم که آمدی

لطفن بمان و راز دعا را به هم نریز



میترسم این سکوت تو دیوانه‌ام کند

موهات را نبند و فضا را به هم بریز !

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو