یافتن پست: #عاشق

فقط خدا
فقط خدا
واااااااای خدااااای مننننن:ووی
سلااااااااام:سلام

ساینا دوباره متولد شد:تبل:رقص

دلم تنگگگگ شده بود:اشک:رقص:گگگ:سلام:گریه:قلب:ارزو

سکوت شب
سکوت شب
هر روز
از خواب بیدار میشوم
می بینم هنوز امروز است
فردا نیامده
پس فردا
واژه ای بیش نیست
هر چه هست امروز است
امروز را دریاب
امروزتون قشنگ
امروزتون عاشقانه
امروزتون خدایی
امروزتون شاد

گـمـشـده
photo_2018-03-19_18-16-34.jpg گـمـشـده
@hejab :دی:سوت

{سيد علي غريبه}
1053500x484_1470761768395549.png {سيد علي غريبه}
در حال و هواي {عاشق }.....
وقتے دو قلـــب براي هم مي تپند، هيچ فاصلـــ ــہ اے دور نيسـت،
هيچ زمانے زيــــاد نيسـت،
و هيچ {عشــــــق }ديگرے نمے تواند آن دو را از هم دور کند !
مهـم تريـن برهان عشـــــق، {نقطه اشتراک }ايمان به خالق عشق است
{اعتمــــــــــــــ ــــــــــــاد} به وعده الهي اسـت ........ [لینک ]

girlتنهآ
girlتنهآ
اخر فراموش میشوم ..............از یاد ها از خاطره ها از عشق ها از روز ها از شب ها ........دیگر کسی حتی سراغی از من نخواهد گرفت ...........انگار اصلا وجود نداشته ام و می اید ان روز و چه قدر نزدیک است..........

مقداری طناب در خانه هست می ایی بازی کنیم یا گرههش زنم به دیوار؟؟

خدایا دیدی؟کلی باران فرستاده بودی که پاک کنی این لکه هارا از قلبم من که گفتم لکه نیست زخم است.

خاطرات ادم مث یه تیغ کند میمونه که رو رگت میشینه نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه

اولین خنده زه بی دیردی بود اخرین گریه زه بی درمانی

نه التماست میکنم نه خیره نگاهت میکنم فقط اهی میکشم همین اه برای تمام زندگیت کافیست

girlتنهآ
girlتنهآ
پسره ۱۵ ساله نوشته یک ماه و نیمه کسی عاشقانه بوسم نکرده

من آخرین بوسم ماله ۲ سالگیم بود داییم ماچم کرد

بعدم پرتم کرد هوا یادش رفت منو بگیره:|:|

سکوت شب
سکوت شب
زندگی را ورق بزن

هر فصلش را خوب بخوان

با بهار برقص

با تابستان بچرخ

در پاییزش عاشقانه قدم بزن

با زمستانش بنشین و

چایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش

زندگی را باید زندگی کرد، آن طور که دلت می‌گوید

مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری

نسرین بهجتی

سکوت شب
سکوت شب
دیدم، خودم دیدم، پروانه قشنگی

هی در گلوی من می‌رقصید

من داشتم برای یک ستاره ترانه می‌خواندم



دیدم، خودم دیدم، یک قناری قشنگ، از آن همه آواز،

تنها حنجره تو را نشانم می‌داد



زندگی چقدر زیباست «ری را»!

دیروز نامه عزیزی از شیراز آمد

نامه‌اش، زبان شقایق بود

انگاری هر واژه، باورکن!

هر واژه به واژه دیگر عاشق بود

عجیب است، من شبکور،

جهان را چه قشنگ می‌بینم

سیدعلی صالحی

سکوت شب
سکوت شب
زندگی زیباست چشمی باز کن

گردشی در کوچه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست

عینک بدبینی خود را شکست

علت عاشق ز علت ها جداست

عشق اسطرلاب اسرار خداست

من میان جسم‌ها جان دیده‌ام

درد را افکنده درمان دیده‌ام

دیده‌ام بر شاخه احساس‌ها

می‌تپد دل در شمیم یاس‌ها

زندگی موسیقی گنجشک‌هاست

زندگی باغ تماشای خداست

گر تو را نور یقین پیدا شود

می‌تواند زشت هم زیبا شود

حال من در شهر احساسم گم است

حال من عشق تمام مردم است

زندگی یعنی همین پروازها

صبح ها، لبخندها، آوازها

ای خطوط چهره‌ات قرآن من

ای تو جان جان جان جان من

با تو اشعارم پر از تو می‌شود

مثنوی‌هایم همه نو می‌شود

حرف‌هایم مرده را جان می‌دهد

واژه‌هایم بوی باران می‌دهد

{سيد علي غريبه}
1516805090188810_large.jpg {سيد علي غريبه}
دوباره{ دلم هواي} تو را کرده. خودکارم را از ابر پر مي کنم و برايت از{ باران} مي نويسم. به ياد شبي مي افتم که تو را ميان {شمع ها }ديدم. دوباره مي خواهم به سوي تو بيايم. تو را کجا مي توان ديد؟ در آواز {شباويزهاي} عاشق؟ {در چشمان يک عاشق مضطرب؟} [لینک ]

{سيد علي غريبه}
1516990824130433_large.jpg {سيد علي غريبه}
کاش روزی تصویر خود را در چشمان عاشقانه تو ببینم
ودر شادي نگاهت سوداي من همين بس....
تا در دلت نگاهي بر اين گدا نمايي........ [لینک ]

{سيد علي غريبه}
1516973339364320_large.jpg {سيد علي غريبه}
و چنين نامه عشقم به تو تقديم شدست
در اين سراي عزلت عذري دگر ندارم...
گر از تو رو نتابم دل ناشكيب باشد... [لینک ]

{سيد علي غريبه}
{سيد علي غريبه}
خسته نباشی هم وطن{-70-}
عملکرد تعداد امتياز
ارسال پست در شبکه 133 199.5
دنبال کردن کاربران 0 0
دنبال شدن توسط کاربران 5 6
حاضري در سايت 0 0
مديريت گروه 0 0
عضويت در گروه 1 0.6
نظرات ثبت شده در پست هاي شما 348 522
نظرات ارسالي توسط شما 470 564
تعداد لايک هاي ارسالي توسط شما 110 11
بازنشر پست‌هاي شما 1 1.5
بازنشر هاي شما 0 0

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
تنها ، بی همزبان ، خسته و یک سکوت بی پایان ...
در آغوش تنهایی ، آرام اما از درون نا آرام ...
میخوانم همراه با سکوت ترانه دلتنگی را ...
میدانم که کسی صدای مرا نمیشنود ، اما چاره نیست باید سکوت این لحظه ها را با فریادی بی صدا شکست !
همدلی نیست اینجا که با دل همنشین شود ، همدردی نیست که با قلبم همدرد شود ، همنفسی نیست که به عشقش نفس بکشم !
سکوت ، سکوتی در اعماق یک قلب بی طاقت ، مثل این دلشکسته که به امید طلوعی دوباره ، امشب را تا سحر بیدار نشسته !
دیگر صدای تیک تیک ساعت نیز بیصداست ، زمان همچنان میگذرد اما خیلی کند!
انگار عاشق این لحظه هاست ، با ما نامهربان است ، دوست دارد لحظه های تنهایی را !
خواستم همزبانم دل تنهایم باشد ، انگار که این دل نیز در حسرت روزهای عاشقیست!
و تنها سکوت در فضای دلگیر خانه ، حس میکنم بیشتر از هر زمان بی کسی را !
قطره ای اشک در چشمانم حلقه زد ، بغض گلویم شکست ، و اینبار چند لحظه ای سکوت با صدای گریه هایم شکست .....
اشکهایم تمام شد ، دوباره آرام شدم ، سکوت آمد و دوباره آن لحظه ی تلخ تکرار شد!

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
از من نپرس چقدر دوستت دارم
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست
به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم
مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد
مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟!!
بگو معنی تمرین چیست ؟
بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟
بریدن از خودم را ؟
مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ...
از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم
همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد
تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند
نگاهت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...
هوای سرد اینجا رو دوست ندارم
مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو