یافتن پست: #صائب

فقط خدا
25018259_1558092264282188_6647348612328062976_n.jpg فقط خدا
{-75-}

a
a
همه شب با دل

دیوانه خود در حرفم...



چه کنم ، جز دل خود

نامه بری نیست مرا...




گـمـشـده
گـمـشـده
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﻫﯿﭻ ﻗﻨﺎﺩﯼ ﻗﻨﺪ ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻪ !
ﻗﻬﻮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺩﺍﺭﻥ ﺟﺰ ﻗﻬﻮﻩ !
کولرگازی و آبی با برق کار میکنن ‌!
ﻫﯿﭻ ﻋﻄﺎﺭﯼ ﻋﻄﺮ ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻪ !

سه تار ۴ تا تار دار !
هفت تیر ۶ تا تیر داره !
صائب تبریزی هم اصفهانیه !
اره برقی هم با بنزین کار میکنه !

+ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻧﯿﺴﺖ که محل غافل گیریه:|

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
چه شد
که قدر وفا
هیچ کس
نمی‌داند...

تبریزی{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

گـمـشـده
گـمـشـده
اصلا شاعر میگه :

هر رهگذری محرم اسرار نگردد
صحرای نمکزار چمن زار نگردد

هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست
هر بی سر و پا یار وفادار نگردد...: )



Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
تار و پودِ موج این دریا به هم پیوسته است

مى زند بر هم جهان را، هر كه یك دل بشكند


pαrмιѕѕ
pαrмιѕѕ
انگشت به دهن ماند ام از قاعده ی عشق .ما یار ندیده تب معشوق کشیدم . صائب تبریزی

هادی
هادی
غافلی از حال دل، ترسم که این ویرانه را ●○●○●○ دیگران بی صاحب انگارند و تعمیرش کنند.....#صائب

هادی
هادی
تار و پود موج این دریا به هم پیوسته است
می زند بر هم جهان را، هر که یک دل بشکند!

صائب تبریزی

هادی
هادی

گرچه او هرگز نمی گیرد ز حال ما خبر

درد او هر شب خبر گیرد ز سر تا پای ما

shadi
shadi
نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست
راهی به خلوت دل جانانم آرزوست
چندین هزار دیده حیرانم آرزوست
دیگر نظاره رخ جانانم آرزوست
تا چند در سفینه توان بود تخته بند؟
چون موج، یک سراسر عمانم آرزوست
طوفان چه دست و پای زند در دل تنور؟
بیرون ز خویشتن دو سه جولانم آرزوست
تا خنده بر بساط فریب جهان کنم
چون صبح، یک دهن لب خندانم آرزوست
قانع به ریزه چینی انجم نیم چو ماه
از خوان آفتاب، لب نانم آرزوست
زین بوستان که پرده خارست هر گلش
چون غنچه جمع کردن دامانم آرزوست
چون مور اگر چه نیست مرا اعتبار خاک
مسند ز روی دست سلیمانم آرزوست
تا زین جهان مرده رهایی دهد مرا
یک زنده دل ز جمله یارانم آرزوست
رنج سفر ز ریگ بیابان فزونترست
وجه کفاف و کلبه ویرانم آرزوست
سنگین شد از کنار پدر خواب راحتم
چون ماه مصر سیلی اخوانم آرزوست
دربانی بهشت به رضوان حلال باد
آیینه داری رخ جانانم آرزوست
در چشم من سواد جهان خون مرده ای است
زین خون مرده چی دامانم آرزوست
بی آرزو دلی است، اگر مرحمت کنند
چیزی که از قلمرو امکانم آرزوست
صائب دلم سیاه شد از تنگنای شهر
پیشانی گشاد بیابانم آرزوست
{-137-}

هادی
هادی


زنامردان علاج درد خود جستن، بدان ماند
که خار از پا برون آرد کسی، با نیش عقرب ها


هادی
هادی
سرایی را که صاحب نیست ویرانی‌ست معمارش

دل بی عشق می‌گردد خراب آهسته آهسته





هادی
هادی
کردم از
"دین و"
"دل و"
"هوش و"
"خرد"
قطع نظر
من همان روزی که دیدم
"چشم ِ عیار ِتو را"...


shadi
shadi
دل که رنجید از کسی، خرسند کردن مشکل است
شیشه ی بشکسته را پیوند کردن مشکل است،

کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد
حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است...

صائب تبریزی

دیدگاه
1395/11/15 - 18:49 در حـــرف هـــایم توسط موبایل · ۲ موافق

دیدگاه
صفحات: 1 2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو