یافتن پست: #شکایت

dearyourselfd
عکس-چادری-28.jpg dearyourselfd

می توانی کنی که#گل-های-رز-خار دارند....
یا می توانی باشی که#خارها (گل) رز دارند
وتو رز باش در کنار من [لینک ]

محمدحسن اسايش-1331
محمدحسن اسايش-1331
سلام نواهای زیر که توسط زنان روستای کوچ در مجالس عزا ی زنانه خوانده می شود و تعدادی از این نواها گاهی در پشت کار قالیبافی ویا در هنگام دروی گندم ویا در شبهای زمستان در مراسم آتشانی به عنوان فراقی در دوری از مسافر به غربت رفته ویا سربازی که درشهری دور سربازاست ئغریب است و یا در دوری از یار ئدوست وخواهر وبرادر و-که از هم جدا شده اند- به عنوان فراق خوانده می شود وبیانگر درد وفراق وجدایی است واما برگردیم به مجلس نواخوانی زنانه :

بصد خواری بزرگ کردم درختی که درسایه ش نشینم گاه ووقتی سمال آمد درخت ازریشه برکند بسوزد این چنین طالع و بدختی.

2-ای چرخ فلک چرا چنینم کردی ؟ برسنگ زدی ونگین نگینم کردی

دراول عمر خود ندیدم خوبی در آخر عمر گوشه نشینم کردی.

3-غربت خراب ومو خراب غربت مو(من) گوشه نشین آفتاب غربت

شاالله که نیایه آب از غربت تا مو نکشم جور وجفا ازغربت .

4- در غریبی ناله کردم ، هیچ کس یادم نکرد در قفس جان دادم وصیاد ، آزادم نکرد

همتی می خواستم ازگردش چرخ فلک چرخ بی همت خرابم کرد وآزادم نکرد.

5-آنجا که غریب ناله ی زار کند

a
a
از شهيدبابايى پرسيدند: عباس جـان چه خبر؟ چه كار ميکنى؟ گفت: به نگهبانى دل مشغوليم که غيرازخدا كسی وارد نشود. نگهبان دلت باش

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
پُرِ زخمم و غم قهرِ تو مانند نمک
به گمانم که بمیرم، تو بگویی به درک


به هوای تو دلم یکسره، آرام و یواش
می کشد از سر دیوار حیاط تو سرک


مدتی هست که فهمیده ام آن خنده ی تو
در خودش داشته مجموعه ای از دوز و کلک


تا که من دق کنم از غصه، برایش هر روز
می کشی سرمه و سرخاب و سفیداب و زَرک


رنگ و رویم شده از تندی اخلاق تو زرد
شده ام لاغر و پژمرده، لبم خورده ترک


دوستی گفت: "گمانم که به این حالت تند
عاشقی را زده در خانه ی قلب تو محک"


"دوستت دارم" و با گفتن آن صدها بار
داده ام دست دل سنگ و سیاه تو گَزک


گفته بودی که شکایت نکنم...چشم! دعا:
حافظت دست خدا باشد و اَللهُ مَعک



جواد مزنگی

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
با زبان گریه از دنیا شکایت می کنم

از لب خندان مردم نیز ، حیرت می کنم



از گِلی دیگر مرا شاید پدید آورده اند

در کنار دیگران احساس غربت می کنم



بی سبب عمر گرانم را نبخشیدم به عشق

من به هر کس دشمنم باشد محبت می کنم



سرگذشتم بس که غمگین است حتی سنگ ها

اشک می ریزند تا از خویش صحبت می کنم



بهترین نعمت سکوت است و من ِ بی همزبان

با زبان واکردنم کفران نعمت می کنم



سجاد سامانی

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

تا در این قصــــه پر حادثــه حاضــــر باشم

حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و

من بــه دنبال تو یک عمر مسافــــر باشـــم

تو پری باشـــی و تا آن سوی دریا بروی

من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟

یا در این قصـــه بــــه دنبال مقصر باشم؟

شاید این گونه خدا خواست مرا زجر دهد

تا برازنده اســــم خوش شاعـــر باشـــــم

شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من

در پس پرده ایمان بــــه تــــو کافـــر باشـم

دردم این است که باید پس از این قسمت ها

سال هــــا منتــظـر قسمت آخـــــر باشــــــم



غلامرضا طریقی

گـمـشـده
گـمـشـده
کاش این بیت سعدی رو میشد روی پیشونی حک کرد تا هم خودم یادم نره و هم دوستام:
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم:)

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
کامنت اول:هعی

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
چقدر این سربالایی ها ادامه دارند؟
من از زندگی که هیچ … پاهایم از من شکایت دارند

گـمـشـده
گـمـشـده
آدم‌ها آنقدرها که جدی می‌نویسند خشک و عبوس نیستند،
آنقدرها که بذله‌گویی می‌کنند شاد و خندان نیستند،
آنقدرها که در نوشته‌ها قربان‌صدقه‌ی هم می‌روند دل‌بسته نیستند،
آنقدرها که شکایت می‌کنند ناراضی نیستند.

آدم‌ها به آن شدتی که سرود ای ایران را می‌خوانند وطن‌دوست نیستند،
به آن حرارتی که برای امام حسین سینه می‌زنند مذهبی نیستند،
آنقدرها که کتاب می‌خرند کتابخوان نیستند،
آنقدرها که پرده‌دری می‌کنند بی‌حیا نیستند.

آدم‌ها آنقدرها که پرت و پلا می‌گویند کم‌شعور نیستند،
آنقدرها که حرف‌های زیبا می‌زنند پاک و منزه نیستند، آنقدرها که دشمنانشان می‌گویند پلید نیستند،
آنقدرها که دوستانشان تعریف می‌کنند دوست‌داشتنی نیستند...

کار دارد شناختن آدم‌ها، به این آسانی‌ها نیست...^_^

صحرا
صحرا
این ماجرا واقعیه

طرف تو ایران BMW 2015 دزدیده بود
حالا به یه طریقی گرفتنش.
صاحب ماشین گفت :
خدا وکیلی ازت شکایت نمیکنم فقط بگو چطور این ماشینو با اینهمه سیستم امنیتی دزدیدی؟
یارو گفت :
گاز نیتروژنو از اگزوز زدم تو ماشین و یه فندک گرفتم جلوش !
موتور که حین خاموشی داغ بشه، سیستم امنیتی فکر میکنه
ماشین دچار حریق شده ، درهای ماشینو باز میکنه
و پروتکل های امنیتی رو بر میداره !!

وطنم ، پاره تنم!!
(دزدامون تحصيل كرده اند)

muhammad
muhammad
این که بهت میگم برو خیال نکن که راحته
بدون که بعد رفتنت دلم فکر شکایته
: (( [لینک ]

a
a
‏‏*منم و تلخیِ دلدار، ولی میخندم*
منم و سینه ی بیمار، ولی میخندم
منم و حسر تِ یلدا و غزلخوانیِ عشق
شعرِ من وردِ لبِ یار…ولی میخندم
منم و حسرتِ سرخیِ انارِ لبِ او
حسرتِ بوسه و دیدار، ولی میخندم
نفسم بندِ نفسهای کسی هست که نیست
همه دنیا شده دیوار، ولی میخندم…
هر چه فریاد زدم از غم و تنهایی و درد
گوشِ تو نیست بدهکار ، ولی میخندم
کَسِ من روی تو و کارِ من آغوشِ تو بود
شده ام بی کس و بی کار، ولی میخندم*
شدم از عشقِ تو دیوانه و رسوای زمان
آه! ، انگار نه انگار… ولی میخندمء


Patrick
دانلود-عکس-نوشته-های-زیبا-60.jpg Patrick
{-33-}{-33-}{-33-}{-18-}{-18-}

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
آقایون عزیز

وقتی خانومتون غر میزنه ، همه نارضایتی هاش پشت همون غر زدناشه


نگو بس کن دیگه خسته ام کردی نگو تو دیوانه ای نگو خسته نشدی؟ بسه دیگه!!

وقتی یک زن ، مشکلاتشو میگه ولی تو اهمیتی نمیدی ، به مرور ناامید میشه ، وقتی نیازهاش ارضا نشه ؛ رمقی برای شاد و شنگولی برات نداره...یه زن ، ذره ذره تموم میشه ، نگاه نکن اگه بعد دعوا بازم میخنده و ادامه میده ، اون هر دفعه یه تیکه شو جا میزاره.


همین الان به همه شکایتهاش فکر کن !ببین واقعا شاید راست میگه ...پاشو یه کاری کن ...

صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو