یافتن پست: #شهریار

ترنم
ترنم
شمعی فروخت چهره که پروانه تو بود

عقلی درید پرده که دیوانه تو بود

خم فلک که چون مه و مهرش پیاله هاست

خود جرعه نوش گردش پیمانه تو بود

پیرخرد که منع جوانان کند ز می

تابود خود سبو کش میخانه تو بود

خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر

ته سفره خوار ریزش انبانه تو بود

تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل

هر جا گذشت جلوه جانانه تو بود

دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو

مرغان باغ را به لب افسانه تو بود

هدهد گرفت رشته صحبت به دلکشی

بازش سخن ز زلف تو و شانه تو بود

برخاست مرغ همتم از تنگنای خاک

کورا هوای دام تو و دانه تو بود

بیگانه شد بغیر تو هر آشنای راز

هر چند آشنا همه بیگانه تو بود

همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار

تا بانک صبح ناله مستانه تو بود

ترنم
ترنم
خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست

به زندگانی من فرصت جوانی نیست

من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار

خدای شکر که این عمر جاودانی نیست

همه بگریه ابر سیه گشودم چشم

دراین افق که فروغی ز شادمانی نیست

به غصه بلکه به تدریج انتحار کنم

دریغ و درد که این انتحار آنی نیست

نه من به سیلی خود سرخ میکنم رخ و بس

به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست

ببین به جلد سگ پاسبان چه گرگانند

به جان خواجه که این شیوه شبانی نیست

ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس

که از خزان گلشن شور نغمه خوانی نیست

از تبار❤️ آدم
1546193120141167_large.jpg از تبار❤️ آدم
نمیدونم چرا؟ هروقت غزل های را می خوانم می گیرد بااین از استاد یاد می کنم: ای ادب دنیاسنه سلطان سلام اولسون سنه... از زندگانیم گله دارد شرمنده جوانی از این [لینک]

ترنم
ترنم
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم

ترنم
ترنم
شمعی فروخت چهره که پروانه تو بود

عقلی درید پرده که دیوانه تو بود

خم فلک که چون مه و مهرش پیاله هاست

خود جرعه نوش گردش پیمانه تو بود

پیرخرد که منع جوانان کند ز می

تابود خود سبو کش میخانه تو بود

خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر

ته سفره خوار ریزش انبانه تو بود

تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل

هر جا گذشت جلوه جانانه تو بود

دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو

مرغان باغ را به لب افسانه تو بود

هدهد گرفت رشته صحبت به دلکشی

بازش سخن ز زلف تو و شانه تو بود

برخاست مرغ همتم از تنگنای خاک

کورا هوای دام تو و دانه تو بود

بیگانه شد بغیر تو هر آشنای راز

هر چند آشنا همه بیگانه تو بود

همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار

تا بانک صبح ناله مستانه تو بود

دیدگاه
1399/03/8 - 01:56 ·

دیدگاه
ترنم
ترنم
خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست

به زندگانی من فرصت جوانی نیست

من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار

خدای شکر که این عمر جاودانی نیست

همه بگریه ابر سیه گشودم چشم

دراین افق که فروغی ز شادمانی نیست

به غصه بلکه به تدریج انتحار کنم

دریغ و درد که این انتحار آنی نیست

نه من به سیلی خود سرخ میکنم رخ و بس

به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست

ببین به جلد سگ پاسبان چه گرگانند

به جان خواجه که این شیوه شبانی نیست

ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس

که از خزان گلشن شور نغمه خوانی نیست

دیدگاه
1399/03/8 - 01:55 ·

دیدگاه
از تبار❤️ آدم
a90c6a717e2cac560ec9ed022d6acd8e.jpg از تبار❤️ آدم
دونیــــانیـــن نـــاز و نعیمـــی، بـــاغ و بستـــانی منـــه

سنسیـــز ای ســولطان خوبــان بند و زندان اولدی گَل

P158
P158
وفا به قیمت جان هم نمی شود پیدا
فغان که هیچ متاعی به این گرانی نیست...!!



wolf_Owl
wolf_Owl
گر مرا ترک کنی
من زغمت می سوزم،
آسمان را به زمين
جان خودت می دوزم،
گر مرا ترک کنی
ترک نفس خواهم کرد،
بی وجود تُو بدان
خانه قفس خواهم کرد...


از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
خال هندو
http://parseface.com/i/tmp/1573746272939053_orig.jpg
ندارم جز غزل چیزی دهم برچشم و ابرویت*
ویا بخشم چو خواجه آن دورا بر خالِ هندویت

http://parseface.com/i/tmp/1573746023244701_orig.jpg
ویا صـائب نی ام تا در رهت ای نازنین دلدار*
دهم دست و سر و پا و شوم دل خسته و بیمار

http://parseface.com/i/tmp/1573745990237825_orig.jpg
ویا چـون شهریار ، آن شاعر پر شور ایرانی*
دهم در راه تو روح و تن و آنی شوم فانی

http://parseface.com/i/tmp/1573746089793517_orig.jpg
به تو تـقدیم می دارم هزاران بیت ِاشعارم*
که تا آگه شـوی زاندیشه و افکار و پندارم
http://parseface.com/i/tmp/1573746134471001_orig.jpg

بگـویم در غــزلــهــایم ،اسیر چشم و ابرویم*
گرفـتارم بــه بــندت ،عاشق آن خال هندویم
http://parseface.com/i/tmp/1573746186818001_orig.jpg

تـویـی آن بهترین بیت الغزل در شعر دیروزم*
ویا آن شـاه بـیت آخرین اشـعـارجانسوزم
http://parseface.com/i/tmp/1573746219341264_orig.jpg

تـویـی آن مـصـرع« جـاویـد» در پایان دیوانم*
تو دُرّی و منم زرگر که قدرت نیک می دانم
http://parseface.com/i/tmp/157374630

از تبار❤️ آدم
6057f0849026bf666d7b0894c21bb765.jpg از تبار❤️ آدم
نامه‌ی عاشقانه ثریا به استاد شهریار
http://nicefun.ir/i/tmp/1572448388685936_orig.jpg
روزی استاد شهریار نامه‌ای دریافت می‌کند که روی پاکت یا داخل آن نشانی از فرستنده اش نبود: شهریار! عکست را در مجله ای دیدم، خیلی شکسته شده‌ای، سخت متاثر شدم. گفتم: خدای من این چهره‌ی دلداده‌ی من است؟ این همان شهریار است؟ این قیافه‌ی نجیب و دوست داشتنی دانشجوی چهل سال پیش مدرسه دارالفنون است؟ نه من خواب می بینم... سخت اشک ریختم...
http://synaa.ir/i/tmp/1572447388799205_orig.jpg
و روز بعد استاد پاسخ نامه دوست جوانيش را که پري خطاب مي کرد، چنين سرود:

از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
http://synaa.ir/i/tmp/1564140493502130_orig.jpg
فریب عشق به دعوی اشگ و آه مخور
که درد و داغ بود عاشقان شیدا را
http://synaa.ir/i/tmp/1564139759706482_orig.jpg
هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست
شبیه سازتر از اشگ من ثریا را
http://synaa.ir/i/tmp/1564139957342638_orig.jpg
اشاره غزل خواجه با غزاله تست
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
http://synaa.ir/i/tmp/1564140359622942_orig.jpg
به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب
جز این قدر که فراموش می کند ما را
http://synaa.ir/i/tmp/1564140069877041_orig.jpg
http://www.sv2.bibakmusic.com/Music/97/khordad/1/Mohammadreza%20Shajarian%20Avaz%20Gooshe%20Ashegh%20Kosh%20128.mp3

wolf_Owl
wolf_Owl
مانند شعر های نزار قبانی
زنانه زیبایی ..
همچون شعرهای سهراب
زندگی در تو جریان دارد ..
و چون شعرهای نیما
سرکوبانه مرا نمیخواهی ..
و من چون شعرهای شهریار
غمیگنانه دوستت دارم ...



سکوت شب
سکوت شب
تا حالا به معنی نام ماه تولدتون فڪرڪردین

فروردین؛ ❤ ❤ ❤ فردهای پاڪ
اردیبهشت؛❤ بهترین راستی
خرداد؛ ❤ رسایی ڪمال
تیر؛ ❤ ایزد باران
مرداد؛ ❤جاودانگی
شهریور؛ ❤ شهریاری نیڪ
مهر؛ ❤ پیوستن با مهربانی
آبان؛ ❤ آب ها
آذر؛❤ آتش
دی؛ ❤ دانای آفریننده
بهمن؛ ❤ منش نیڪ
اسفند؛ ❤ آرامش

wolf_Owl
wolf_Owl
اهل دردی که زبان دل من داند نیست
دردمندم من و یاران همه بی دردانند..


صفحات: 1 2 3 4 5 6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ