یافتن پست: #شهریار

از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
بی خیال این دنیای خاکیِ فانی با مردم نامهربون و سیاست باز و دغل پیشه ش!
ستار گوش بدیم،
عشق شهریار رو بخونیم و ببینیم و کیف کنیم.
تا باز هم پناه ببریم به عشق،
که جز اون امید و پناهی نداریم...

طهورا
طهورا
میگه:

چشم خود بستم
که دیگر چشم مستش ننگرم

ناگهان دل داد زد؛
دیوانه من میبینمش

اماااااااان
هعی روزگار

هادی
هادی
گرچه ترکی بس عزیز است و زبان مادری

لیک اگر ایران نگوید لال بادا این زبان

مرد آن باشد که حق گوید، چو باطل رخنه کرد

هم بایستد بر سر پیمان حق تا پای جان



TARANN❤M
love-4.jpg TARANN❤M
گر مرا ترک کنی
من زغمت می سوزم،
آسمان را به زمين
جان خودت می دوزم،
گر مرا ترک کنی
ترک نفس خواهم کرد،
بی وجود تُو بدان
خانه قفس خواهم کرد...


ᶰʸᶜᵗᵒᵖʰᶤˡᶤᴬ
ᶰʸᶜᵗᵒᵖʰᶤˡᶤᴬ
[برسان سلام ما را به رفوگران هجران
که هنوز پاره‌ی دل دو سه بخیه کار دارد …]


wolf
wolf
من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان
گردون کجا به فکر سامانِ من بیفتد ...؟

خواهد شد از ندامت دیوانه، شهریارا
گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد ...

[ ]

@Roalo ورودیت به ساینا کی هست؟

هادی
هادی
ولی خداییش تو هیچی شانس نیاوردم

هادی
هادی

فلک همیشه به کام یکی نمیگردد‌

که آسیای طبیعت به نوبتست ای دوست...!!

👤شهریار

به تلخ‌کامی از آن دلخوشم که می‌ماند
بسی فسانه‌ی شیرین به یادگار از من...






📚

هادی
هادی
هی بخواهیم و
رسیدن نتوانیم
که چه ؟
.
👤شهریار

ᶰʸᶜᵗᵒᵖʰᶤˡᶤᴬ
ᶰʸᶜᵗᵒᵖʰᶤˡᶤᴬ
نمیدونم ی حسی این روزا دارم ک فکر میکنم بام قهری:|

@fatima


دلیلش رو میگی یا ترورت کنم:|

چه زیبا گفت شهریار
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان و دگران وای به حال دگران...

دیدگاه
1399/05/19 - 00:47 ·

دیدگاه
هادی
هادی
استاد
هدیه


دانلود ویدیو


ᶰʸᶜᵗᵒᵖʰᶤˡᶤᴬ
ᶰʸᶜᵗᵒᵖʰᶤˡᶤᴬ
دلم میخواد الان بارون میومد

توی یه خونه قاجاری نشیته بودم
من و مستخدم پیر عمارتم
میز ناهار خوریه بزرگمون وسطمون باشه
برام مولانا بخونه با صدای لرزونش

برم تو حیاط عمارت
بین درخت های کاج بزرگ
مدام ب تو فکر کنم
مدام به تویی ک با چادر مشکی و رو بنده گلدوزی شدت دلم رو بردی

مدام فکر کنم ب اون لحظه ای ک برای اولین بار قرص ماهت رو دیدم

فکر کنم
بیوفتم از شدت سرما
- توی اتاق تم چوبیم بیدار شم
از شدت تب عشقت بسوزم
چشمانم رو باز کنم
بالای سرم باشی و با پارچه خیس سعی در از بین بردن تبم داشته باشی

منم مثل شهریار بگم :

آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا.........



صفحات: 1 2 3 4 5 6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ