یافتن پست: #شهریار

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم

ودر آن خواب بمیرم که تو آیی وبمانی..


{سيد علي غريبه}
images.jpg {سيد علي غريبه}
با من هروقت غزل های را می خوانم می گیرد بااین از استاد یاد می کنم: ای ادب دنیاسنه سلطان سلام اولسون سنه... از زندگانیم گله دارد شرمنده جوانی از این [لینک ]

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
دلی شکسته و چنگی گسسته گیسویم
ولی به زخمه غیبی هنوز می مویم...


{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

گـمـشـده
گـمـشـده
به‌نظرم شهریار غمگین‌ترین آدم دنیا بوده اون
لحظه‌ای که نوشته
"کس نیست در این گوشه
فراموش‌تر از من"
و چقد خیلیامون این لحظه رو تجربه کردیم! ^_^

گـمـشـده
گـمـشـده
عاشقی دل میدهد
معشوقه ای دل میبرد

برد در برد است و من
مشغول حسرت بُردنم !:هعی

"شهریار"

S҉A҉H҉R҉A҉
S҉A҉H҉R҉A҉
هی بخاهیم و رسیدن نتوانیم ...که چه؟:هعی

1 دیدگاه
1397/06/14 - 00:22 در TiMaReStAn Synaa توسط موبایل · ۲ موافق

1 دیدگاه
S҉A҉H҉R҉A҉
images-3.jpeg S҉A҉H҉R҉A҉
اطنم عز اس اچه حلمآ:رقص:اسما

63 دیدگاه
1397/05/25 - 21:36 در TiMaReStAn Synaa توسط موبایل ·

63 دیدگاه
هادی
هادی


یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر... نه!

# فاضل نظری

هادی
هادی
به کسی ندارم اُلفت، زجهانیان مگر تو // اگرم تو هم برانی، سر بی کسی سلامت... شهریار

هادی
هادی
علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را
که به ما سِوا فکندی، همه سایه ی هما را
دل اگر خداشناسی، همه در رخ علی بین
به علی شناختم من، به خدا قسم، خدا را
به خدا که در دو عالم، اثر از فنا نباشد
چو علی گرفته باشد، سرِ چشمه ی بقا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری، اَر نه دوزخ
به شرار قهر سوزد، همه جان ما سِوا را
برو ای گدای مسکین درِ خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
به جز از علی که گوید، به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا
به جز از علی که آرد؛ پسری ابوالعجائب
که عَلَم کند به عالم، شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بندد، ز میان پاکبازان
چو علی که می تواند، که به سَر بَرَد وفا را
نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت
متحیّرم چه نامم، شَهِ. مُلک لافتی را
به دو چشم خون فشانم، هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری، به من آر توتیا را
به امید آنکه شاید، برسد به خاک پایت
چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردان، به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان، ره آفت قضا را
چه زنم چو نای هر دم، ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر، بنوازد ای نوا را
بقیش دیدگاه اول

صبا
صبا
لطفا حساب هایتان را تا قبل عید تسویه کنید
بوسه هایی که بدهکارین
ببخشید هایی که از سر غرورتان نگفته اید
شاخه گل هایی را که میتوانستید هدیه دهید و نداده اید
دلی را میتوانسید به دست بیاورید و نیاورده اید
ماندن را بلد بودید و رفتن را ترجیح دادید
حتما نباید حسابمان مالی باشد
همین ها را که گفتم میتواند یک عمر خوشبختی را به تو هدیه دهد
اوضاع مالیمان خوب نیست
حداقل حساب های عاطفی مان را تسویه کنیم ....
:) :) :)

هادی
هادی
.
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن باماچرا


شهریار

هادی
هادی
یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد
درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد


من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست
درد آن بود که از پا درمان من بیفتد


یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست
دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد


ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من
ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد


از گوهر مرادم چشم امید بسته است
این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد


من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان
گردون کجا به فکر سامان من بیفتد


خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا
گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد

هادی
هادی


آزرده دل از کوی تو رفتیم
و نگفتی
کی بود؟
کجا رفت؟
چرا بود و چرا نیست؟

"محمدحسین شهریار"

هادی
هادی
بزن کہ سوز دل من بہ ساز میگوۓ

ز ساز دل چه شنیدے کہ باز میگوۓ





┄┄❅•| |•❅┄┄

صفحات: 1 2 3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو