یافتن پست: #شب

سکوت شب
سکوت شب
تو مرا آزردی…
که خودم کوچ کنم از شهرت،
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی
و به خود میگویی:
باز می آید و می سوزد از این عشق ولی…
برنمیگردم، نه!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد،
عشق زیباست و حرمت دارد…

گـمـشـده
گـمـشـده
شــبانه های بی تو را، همیشه آه میکشم..
به من نگو غزل غزل، چـرا سیـاه میکشم..

شبیه شعــــر غم شدم، گلایه های منتظر..
دلی کنــــار پنجـــــره، پُر از نگاه میکشم..

دوباره دید میــــزنم، تمام طول کوچه را..
بغــــض مسافـــــر گمی، کنار راه میکشم..

به داد من نمیرسی، خــــراب با تو بودنم..
میان غصه ی شـــبم، پلنگ و ماه میکشم..

بدون تو چـها کنم ، کجای قصه مانده ای..
که شوق کودکانه را، چه بی پناه میکشم..

شکسته شد غرور من، بپای لنگ وعده ها..
تمام عمــــــــر بی تو را، اگر تباه میکشم..:هعی

رکسانا
thM4ZXK7JH.jpg رکسانا
......{-15-}{-60-}

Negar
Negar
علی من به حرفای دیشبت فکر کردم
یه چیزاییه که میخوام بهت بگم ، که خودت باعثش شدی !
من با یه آقایی آشنا شدم ، کنسرت دیشبم با اون رفتم …
فقط وقتی قرار بود بیاد دنبالم … دست و پامو گم کرده بودم !
یه حسی بود!
یه حسی که … یه حسی که سال ها دیگه نداشتم …
همین ! فکر کردم باید بدونی !

“برف روی کاج ها “

Negar
Negar
- اگه اون تونسته فراموش کنه منم میتونم .
+ می بینی ؟ هنوز دوسش داری .
- از کجا معلوم ؟
+ هنوز می خوای کارایی بکنی که اون کرده !
(شب های روشن)

Negar
Negar
یکی نوشته بود :
چقدر شیرینه وسط sms شبانه خوابت ببره ، صبح بلند شی ببینی نوشته :
قربون عشقم برم که خوابش برده!
منم یه شب وسط sms بازی خوابم برد
صبح بلند شدم دیدم نوشته : مُــــــــردی ؟

دیدگاه
1397/09/16 - 08:24 ·

دیدگاه
여신
여신
تا به حال شده به نقطه ای برسید که اطرافیانتان بگویند : فلانی ! تو آن فلانیِ سابق نیستی...
شده که به عکس های قدیمی تان نگاه کنید و دقیق شوید در لبخندهای واقعی تان ؟
بعد پیش خود بگویید یعنی این منم ؟!
تا به حال شده تمام فیوریت هایتان رفته رفته از یادتان برود و صدایتان هم در نیاید ؟
شده که هی تلاش کنید برای تقویت حافظه تان ولی هیچ چیز از خودتان را به یاد نیاورید؟
اگر نشده شما را به خدا یک کاری نکنید که آدمِ دیگری با خودش،با گذشته اش با تمام هویتش بیگانه شود...
آدم هایی که با خودشان بیگانه می شوند،
یک شب باهمین شمشیرِ بیگانگی و دلتنگی، احساسات و خاطراتشان را سر می برند...
و از همه خطرناک تر آدمی ست که نه به احساساتش تعلق دارد و نه روی خاطراتش تملک... مهسا_پناهی
:)

s-h-k
s-h-k
حیوانان مسخ شده کدامند: در دیدگاه:

iraj
iraj
می خواهمت !

در یک شب رویایی

آن هنگام که نفسهایمان

با هم در آمیخته شد !

و نبضِ تند دوست داشتن

در عمقِ جانم جاری شد !

و عشق را

که تنها می توانستم در آغوش تو بیابم !



شبیه یک قدیسه

که به رسالت دین اَش دعوت شده باشد !

من مؤمنم، به لبانت

به شریعتِ تنت

و غمگین از این همه زیبایی !

iraj
iraj
بیا و مرا به روشنایی یک شب شیشه ای پیدا کن .

در آن هنگام که دستانم

امید زیستن را با تمام وجودش می فشارد.

و چشمانت

که از آغازِ این خواستن با من تلاقی می کند .

من از رنج های بی واهمه می ترسم

از اُمیدهای واهی

از نگرشِ بین این دو

که کدام یک را باید انتخاب کنم؟

بیا و مرا دعوت کن

به روشنایی چشم هایت .

جایی میان بودن و ماندن

جایی که تو را پیدا کنم

و به لحظه ای که دوباره از تو آغاز شوم.

فقط خدا
فقط خدا
فرقی ندارد
چه ساعت از شبانه روز باشد؛
‍‍صدایت را که می شنوم
خورشید در دلم طلوع میکند...!!!:قلب

payam
عکس-نوشته-غریبه-شدن-5.jpg payam
شبها زمان دلتنگی است برای تمام غریبه هایی که زمانی آشناترین بودند.

payam
axn-ashghaneha-photokade-10.jpg payam
کجا بودی؟
که دیشب تا سحر در فکر تـــــــو
دلم خواب پریشان دید و من تعبیرها کردم

여신
여신
خبر خوب این است که روزی کسی میاید...
در میان روزهای خاکستری تان !
دست هایتان را خواهد گرفت؛
گرمتر...
صمیمی تر
و هزار بار عاشقانه تر...
کسی که شبیه به آفتابِ
بعد از یک روز برفی ،
به تن روزهای سردتان میچسبد
کسی میاید از جنس محبت که مرهم تمام زخم هایتان میشود
و تمام ترس و کابوس هایتان را در آغوش آرامش حل خواهد کرد
کسی خواهد امد برای ساختن دوباره ی شما
که من آن شخص را معجزه ای از طرف خدا مینامم...

سکوت شب
سکوت شب
رفتو تنها شدم تو شبا با خودم
دلهره دارمو از خودم بیخودم
اونکه دیر اومدو زود به قلبم نشست
رفتو با رفتنش قلب من رو شکست

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو