یافتن پست: #سیده_تکتم_حسینی

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
گر چه دور خانه ام صدها نگهبان داشتم

باز با غم رفت و آمد های پنهان داشتم



گرچه تنها حربه ام اشک است حالا ، یک زمان

در نگاهم جنگجوهای فراوان داشتم...



از همان روزی که آدم سیب را از من گرفت

پا به پایش در دل تاریخ جریان داشتم..



عشق با من بود.. لیلاوار یا سودابه وار

خوب و بد.. اما به احساس خود ایمان داشتم



داستانم هفت خوان رستم دستان نشد

من ولی اندازه ی سهم خودم خوان داشتم



باز هم دلخوش به این بودم که بادی می وزد

قدر موهایم اگر روز پریشان داشتم...



خوب شد ای شانه ی مردانه از راه آمدی

چند وقتی بود خیلی حس باران داشتم...



{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو