یافتن پست: #سیدعلی_صالحی

... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
دارد صبح می‌شود
دیدارِ آسانِ کوچه
دیدارِ آسانِ آدمی
و درها ، پنجره‌ ها،
درخت ‌ها، دیوارها
هِی تکرارِ چشمِ به راهِ کسی
تا کِی …!؟



... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
شايد
كه باد بيايد و...
خاكستر خاطراتمان را...
به خوابِ اين خانه باز آورد..‌

Yas
Yas
کاش اینجا بودی،
همین کنار خودم
و من یادم می‌رفت که
خسته‌ام،
خرابم،
ویرانم !


... طُ میتونی ...
images (7).jpg ... طُ میتونی ...
وقتی که تو نیستی،
دنیا چیزی کم دارد،
مثل ِکم داشتن ِیک وزیدن، یک واژه، یک ماه ...
من فکر می‌کنم در غیاب ِتو،
همه‌ی ِخانه‌های ِجهان خالیست،


... طُ میتونی ...
images (26).jpg ... طُ میتونی ...
کاش اینجا بودی
همین کنارِ خودم...
و من یادم می‌رفت
که خسته‌ام، خرابم، ویرانم…



مهرابه
مهرابه
گاهی؛
دلم می خواهد
بگذارم بروم
بی هرچه آشنا...
گوشه ی دوری گمنام
حوالیِ جایی بی اسم.
گاهی واقعا خیال می کنم
روی دست خداوند مانده ام
خسته اش کرده ام


مهرابه
مهرابه
ﺧﺴﺘﻪ،
ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻩ،
ﺑﯽ ﺷﮑﯿﺐ..
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ
ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ
ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ
ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﮐﻦ!
ﺑﻌﺪﻫﺎ..
ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﻨﮓ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ...




تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو