یافتن پست: #سعدی

...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
فرق است میان آن‌که یارش در بر ...با آن‌که دو چشم انتظارش بر در...

(#سعدی)

shadi
shadi
:

غلامِ دولتِ آنم که پای‌بندِ یکی‌ست
به جانبی متعلّق شد، از هـــزار بِرَست.
{-128-}

...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست

همچنانش در میان جان شیرین منزلست...


...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
دو عالم را
به یک‌ بار از دلِ تنگ
برون کردیم
تا جایِ «تو» باشد


...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
رفتی و نرفتی از ضمیرم...


...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
مرا دردی ست اندر دل که گر گویم زبان سوزد
وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد...


گـمـشـده
IMG_20190724_204200_242.jpg گـمـشـده
مست ِعشقم ٬ مست ِشوقم
مست ِدوست
مست ِمعشوقى
كه عالم مست ِ اوست ^_^


پ.ن: دوستان اگه دوست داشتین بیاین زیر این پست مشاعره :سوت

سکوت شب
سکوت شب
★اگر هزار غمست از جفای او بر دل

هنوز بنده اویم که غمگسار منست

درون خلوت ما غیر در نمی‌گنجد

برو که هر که نه یار منست بار منست★

سعدی

shadi
shadi
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز

ندانم از پی چندین جفا که با من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟

به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
جواب داد فلانی ازان ماست هنوز

چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد
به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز

عداوت از طرف آن شکسته پیمانست
وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز

بتا تو روی ز من برمتاب ودستم گیر
که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز

کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق
میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز

نیازمندی من در قلم نمی‌گنجد
قیاس کردم و ز اندیشه‌ها و راست هنوز

سلام من برسان ای صبا به یار و بگو
که سعدی از سر عهد تو برنخاست هنوز


{-57-}

گـمـشـده
IMG_20190711_081054_396.jpg گـمـشـده
تو مگر سایه‌ء لطفی به سرِ وقت من آری
که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم...



...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
از چشم هایت می شود

عمری عسل بر داشت

مضمون نابی از

ضر ب المثل بر داشت

شیرین سرودن مثل سعدی

کار سختی نیست

تا میشود از چشم زیبایت

غزل برداشت

سیامک نوری

...خآنوم زنده بودی...
photo_2019-07-01_01-37-52.jpg ...خآنوم زنده بودی...
...
انگشت نمای خلق بودن
زشتست ولیک با تو زیباست{-41-}


shadi
shadi
:

ای ماهِ سرو‌قامت شُکرانهٔ سلامت
از حالِ زیردستان می‌پرس گاه‌گاهی

شیری در این قَضیت کِهتر شده ز موری
کوهی در این ترازو کمتر شده ز کاهی

ترسم چو بازگردی از دست رفته باشم
وز رستَنی نبینی بر گورِ من گیاهی

...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
نظر آوردم و بردم...
که وجودی به تو ماند...
همه اسمند و تو جسمی...
همه جسمند و تو جانی...



حلما
حلما
یعنی وقتی که سعدی میگفته مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم از وجود تو مویی به عالمی نفروشم چ حالی بوده ...



:خسته

صفحات: 1 2 3 4 5 6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو