یافتن پست: #زیور_شیبانی

گـمـشـده
گـمـشـده
"بی اعتنا شدن" را هیچوقت یاد نگرفتم..
حتی زمانی که می توانستی باشی،اما نبودی...
وقت هایی که می دانستی جز تو کسی را
نمی خواهم اما خودت را دریغ می کردی..
من حتی روزهایی که دلم گیرِ دلت و
نگاهت سمتِ دیگری بود هم "نتوانستم" بی توجهی را یاد بگیرم.
میدانی؟
من مثل تو بی تفاوت شدن را یاد نمی گیرم..
یعنی بخواهم هم نمی توانم !
چون از تو "نمی شود" بی خبر ماند
نمی شود یک روز گذشت و حالت را نپرسید..
من مثل تو بلد نیستم بی اعتنا باشم !

چون "نمی توانم دوستت نداشته باشم" ... :فکر


گـمـشـده
گـمـشـده
گاهی حق دارید از عشقی که بی دریغ ورزیدید
و قدرش را ندانستند دلتان بگیرد.
می توانید عشقتان را کم کنید.
یا حتی اگر دیدید نمی توانید تحمل کنید،
دستِ بودنتان را بگیرید و به نقطه ای دور از دلِ آدم ها
سفر کنید.
زیرا عشقی که بی پاسخ بماند ، مثل سمی کشنده است.
در گلو بغض میشود
در چشم ها اشک
و در قلبتان "تیر"...


شما حق دارید خودتان را از آدم ها بگیرید
و هیچکس در هیچ کجای دنیا نمی تواند محکومتان کند...


تُــــ
تُــــ
هیچکس جدی ات نمیگیرد!
اگر عاشق شوی،
بخواهی سفر بروی،
درد دل کنی..
تصمیم های مهم زندگی ات را بگیری،
مشورت کنی،
کسب و کار تازه ای راه بیندازی..
هیچکس،هیچکس تو را جدی نخواهد گرفت..
و چه دردی بیشتر از این ؟
میان مردمی زندگی کنی که هیچگونه سنخیتی
با تو و آنچه در دل، و ذهنت است ندارند..
چه زجری بدتر از این ؟
که حتی نمیتوانی دهان باز کنی و
از افکاری که آزارت می دهند بگویی..
اینجور وقت هاست
که دلت می خواهد زندگی را
با تمام آدمهایی که اطرافت هستند
یکجا بالا بیاوری...

{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

مهرابه
مهرابه
آنقدر می آیند و "نمی مانند"

می آیند و بلاتکلیفمان می کنند...

می آیند و دل می شکنند،

که اگر کسی بیاید
و اهل ماندن هم باشد،

"ما" دیگر نمی مانیم‌!




@dark_mind_me

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو