یافتن پست: #زخم

علی آقا
علی آقا
اکثرِ آدم هایی که ما را رنج می دهند ؛
رنج کشیده هایی هستند ؛
که از زخم هایِ خودشان
نتوانسته اند عبور کنند ...

اروین دی یالو

perky࿐
perky࿐
هر کی ضربه زد من بخشیدم بی شک هر چی زخمی تر وحشی تر میشم

Saye
Saye
و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد..
و زمان چَنبره زد کار به دستم بدهد..

تو نباشی من از آینده ی خود پیرترم..
از خر زخمیِ ابلیس زمین گیر ترم!

تو نباشی من از اعماق غرورم دورم..
زیر بی رحم ترین زاویه ی ساطورم!

تو نباشی من و این پنجره ها هم زردیم..
شاید آخر سر ِ پاییز توافق کردیم....


دانلود موزیک


از تبار❤️ خاک
از تبار❤️ خاک
گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن

نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد

این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست

خیر شما رسیده به ما ، مرحمت زیاد!

هادی
هادی
کجا بودی شبایی که غما میکشتنم بی تو
نگاه کن تو چشای خیس و تنهاییم منم بی تو
تو اون آغوشی که تنها پناه گریه ها بودی
شبایی که من این زخمارو میشمردم کجا بودی
تماشا کن تو این دردو به دنیای من آوردی
تماشا کن تویی که خنده هامو با خودت بردی
نمیخوام مثل من تنها بشی با گریه ها
اما منو یادت بیار هرجا تو تنهایی زمین خوردی
هنوزم اون شبای گریه ی مستی رو یادم هست
کجا موهاتو وا کردی کجا بستی رو یادم هست
هنوزم اون شبای گریه ی مستی رو یادم هست
کجا موهاتو وا کردی کجا بستی رو یادم هست
کجا بودی شبایی که غما میکشتنم بی تو
نگاه کن تو چشای خیس و تنهاییم منم بی تو
تو اون آغوشی که تنها پناه گریه ها بودی
شبایی که من این زخمارو میشمردم کجا بودی
هنوزم اون شبای گریه ی مستی رو یادم هست
کجا موهاتو وا کردی کجا بستی رو یادم هست
تو حق داری اگه رفتی اگه حرفامو یادت نیست
ولی منی که گفتی عاشقم هستی رو یادم هست


perky࿐
perky࿐
امروز هم بچه ها خواهرم هم برادرم خونمون بودن
میخواستم دختر داداشمو صدا کنم گفتم الهام الناز فائزه😂😂در اخر اسم خودشو صدا زدم
ایقد بدم میاد از این گیج شدنا😂

mohamad
mohamad
‏خیلی از کسانی که دیگران رو ناراحت و رنج میدن
رنج کشیده هایی هستن
که نتونستن زخم های خودشون رو
بهبود بدن و به جای حل مشکلاتشون
خشم و ناراحتی های کهنه خودشون رو
با آزار دادن دیگران تخلیه میکنن

ali
ali
شکست‌ها و نگرانی‌هایت را رها کن
خاطراتت را
نمی‌گویم دور بریز، اما قاب‌شان نکن به دیوار دلت…
در جاده زندگی
نگاهت که به عقب باشد
زمین می‌خوری…
زخم بر می‌داری…
و درد می‌کشی…
نه از بی‌مهری کسی دلگیر شو …
نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم…
به خاطر آنچه که از تو گرفته شده
دلسرد مباش.
تو چه می‌دانی؟
شاید روزی… ساعتی… آرزوی نداشتنش را می‌کردی…
تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار …
هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعت‌ها
بر عکس نفس بکشد …
در آینده لبخند بزن…
این همان جایی است که باید باشی!
هیج کس تو نخواهد شد
آرامش سهم توست …

perky࿐
perky࿐
یادم میاد وقتی بچه بودم خوردم زمین زانو شلوارم زخم شد اون لباسمو خیلی دوست داشتم
با اینکه پاره بود گاهی میپوشیدمش😂
اما یکی از همکلاسی هام هروقت اونو میپوشیدم مسخرم میکرد و من خیلی ناراحت میشدم
الان شلوار تیکه پاره مد شده من نمیپوشم اما اون همکلاسی قدیمیم میپوشه
هروقت منو میبینه میخواد پاره پوره هاشو بپوشونه
الان واقعا میفهمم که حرفای مردم به هیچ دردی نمیخورن
قضاوتاشون، نوع نگاهشون، حرفاشون
چون همون ادما تا یه مدت دیگه شبیه همون قضاوت و حرفی میشن که خودشون راجب دیگران زدن

perky࿐
perky࿐
زنده ام، هر چه زدی تیغ به شریان نرسیید

مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
{-35-}ادامه از پست قبل{-35-}
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﻔﺶ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ...

اما شاید زخم عمیقی که بر روی انگشتان
 
پایم بر جا مانده تا سالیان سال باقی بماند.

گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت...

گاهی باید بگذاری دلت از همه چیزها و
 
همه کسانی که وابستگی به بودن شان رنجت میدهد،
 
آزاد شود... می دانی؟

"هراس از دست دادن هاست" که آدم را به
 
مرز تحقیر شدن می رساند...

به مرز تن دادن به چیزهایی که باورشان نداری...

به مرز پذیرفتن کارهایی که دوست شان نداری...

به مرز نابود شدن...

دیده نشدن...

تنها شدن...
 
اما وقتی تمام قفس های دلت را بگشایی،

آنچه که سهم تو از زندگی و عشق و ... باشد می ماند،

و هر چه رفتنی ست می رود

مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻳﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺧﺮﻳﺪﻡ،


ﺭﻧﮕﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ کمی پاهایم را اذیت میکرد.


ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ لبخند اطمینان بخشی زد و ﮔﻔﺖ:



ﮐﻤﻲ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ، ﺟﺎ ﺑﺎﺯﻣﻲ ﮐﻨﺪ.


ﺧﺮﻳﺪﻡ،...


ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ،...


ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ...


ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﻱ ﭘﺎﻳﻢ ﺭﺍ فشار میداد



و هر روز که میگذشت زخمی که در روی انگشتانم



به جا گذاشته بود عمیق تر میشد.


ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ:


چه عیبی دارد؟ مهم اینست که از دید مردم زیباست!...


ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻧﮕﻲست که همیشه می خواستم!...


اشکالی ندارد، ﺩﺭﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﻲ ﭘﻮﺷﻢ!...



ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ پوشیدم ولی بازهم ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ



ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ.


ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ.


ﮐﻔﺸﯽ ﮐﻪ اندازه ام نبود،



ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ...


ﻭ حتی ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ متوجه شدم که ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ



ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ و اصرار به پوشیدنش میکردم ...



ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﺩﺍﺷﺖ!!


ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻃﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺣﻤﻠﺶ ﮐﺮﺩ



ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯼ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩ.


ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ همیشه ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ،

ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ.

{-35-}ادامه در پست بعد{-35-}

__
__
محمود دولت ابادی :

زخمی اگر بر قلبت بنشیند، نه می‌توانی زخم را از قلبت واکنی، نه می‌توانی قلبت را دور بیندازی!
زخم تکه‌ای از قلب توست، زخم و قلبت یکی هستند.

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ