یافتن پست: #رنگ

تُــــ
009KhodaHafez.jpg تُــــ
غزل مثل تو رنگین است ای یار

عسل مثل تو شیرین است ای یار !



مرا از راهِ دینداری به در برد

عجب چشمِ تو بی دین است ای یار!



نگاهِ تو صراطِ مستقیم است

و دینِ عاشقان این است ای یار!



ندارد طاقتِ روی تو دیدن

سَرِ آیینه پایین است ای یار!



کنارِ خیمه ی امنِ نگاهت

بساطِ عیش تامین است ای یار



خدا عشقِ تورا ازما نگیرد

زبانم مرغِ آمین است ای یار!



لُری می گویم و ساده که بی تو

دلِ من تا ابد خین است ای یار!!



یدالله گودرزى

تُــــ
images (15).jpg تُــــ
غزل مثل تو رنگین است ای یار

عسل مثل تو شیرین است ای یار !



مرا از راهِ دینداری به در برد

عجب چشمِ تو بی دین است ای یار!



نگاهِ تو صراطِ مستقیم است

و دینِ عاشقان این است ای یار!



ندارد طاقتِ روی تو دیدن

سَرِ آیینه پایین است ای یار!



کنارِ خیمه ی امنِ نگاهت

بساطِ عیش تامین است ای یار



خدا عشقِ تورا ازما نگیرد

زبانم مرغِ آمین است ای یار!



لُری می گویم و ساده که بی تو

دلِ من تا ابد خین است ای یار!!



یدالله گودرزى

P158
P158
“آدمهايى هستند در زندگيتان؛
نمي گويم خوبند يا بد..
چگالى وجودشان بالاست...
افکار،
حرف زدن،
رفتار،
محبت داشتنشان
و هر جزئى از وجودشان امضادار است...
يادت نمي رود
"هستن هايشان را.."

بس که حضورشان پر رنگ است.
ردپا حک مي کنند،اينها روى دل و جانت...
بس که بلدند "باشند"...

اين آدمها را، بايد قدر بدانى...
وگرنه دنيا پر است از آن ديگرهاى

بى امضايى که شيب منحنى حضورشان، هميشه ثابت است. . .

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
orange-mirabilis-jalapa-01.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
دی با رهی ، ای رنگ گل و بوی گلاب
از دیده و دل همی زدی آتش و آب
از بخت ستم باشد ، ای در خوشاب
کامروز ترا نبینم ای دوست بخواب

طهورا
طهورا
شب نيمه شعبان شب بسيار مباركيست از حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) روايت است كه از حضرت امام محمّد باقر(عليه السلام) سؤال شد از فضل شب نيمه شعبان فرمود آن شب افضل شبها است بعد از ليلة القدر در آن شب عطا مي فرمايد خداوند به بندگان فضل خود را و مي آمرزد ايشان را به مَنّ و كَرَم خويش پس سعي و كوشش كنيد در تقرّب جستن به سوي خداي تعالي در آن شب پس بدرستي كه آن شبي است كه خدا قسم ياد فرموده به ذات مقدّس خود كه دست خالي برنگرداند سائلي را از درگاه خود مادامي كه سؤال نكند معصيت را و آن شب آن شبي است كه قرار داده حَقّ تعالي آن را از براي ما به مقابل آنكه قرار داده شب قدر را براي پيغمبر ما (صلي الله عليه وآله) پس كوشش كنيد در دُعا و ثنا بر خداي تعالي «الخبر» و از جمله بركات اين شب مبارك آنست كه ولادت با سعادت حضرت سلطان عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر اين شب سنه دويست و پنجاه و پنج در سُرَّ مَنْ رَاي واقع شده و باعث مزيد شرافت اين لَيْله مباركه شده.


التماس دعا این شب عزیز

تُــــ
419618_193563594120258_367127430_n.jpg تُــــ
بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت

سخت دلتنگم برای اخم و دعوا کردنت



عطر خوبی می زنی از در که بیرون می روی

دلخورم از این همه خود را فریبا کردنت



گفتم آیا خسته ای از زندگانی پیش من؟

سخت رنجیدم من از اینگونه حاشا کردنت



گفتمت میل سفر دارم تو گفتی صبر کن

خسته ام، دلخسته از امروز و فردا کردنت



می شنیدم دیشب آن لحن پر از افسوس را

صورت گریان و آن آه و دریغا کردنت



می هراسم از نگاه خیره تو سمت در

رنگ حسرت دارد آخر این تماشا کردنت



با زبان بی زبانی حرف خود را گفته ای

می روم دیگر نمی خواهم مدارا کردنت





مرجان علیشاهی

تُــــ
images (12).jpg تُــــ
‏به آرامی شروع به مردن میکنی؛

اگر سفر نکنی،
اگر کتاب نخوانی،
اگر لباس رنگی نپوشی..!


طهورا
1494995490627886_large.jpg طهورا
حضرت ماه و دلبر زمین و آسمون
سلام ....
سلامی از جنس یه ذوق خیلی زیاد
برای توجه و مهربونیتون ....
سلامی از جنس اشک هایی قطره قطره میباره
برای نبودن شما ....
دست بوسی شما ...
و چقدر تلخ شیرین است این
نبودن شما کنار ذوق بسیارم ...........

امیدوارم لیاقت و سعادت کنیزی شما رو تا اخرین نفس عمر و جانم داشته باشم ....

مهربان پدرم نگاه مهربان و عطوفت چشمانتان بر سر زندگیم همیشگی باد .....
بدون شما زندگی بی معناس ....
بدون شما رنگ ها معنایی جز سیاهی پیدا نمیکنند ....
و دنیا و زندگی و هستی زمانی کنار شما باشد میشود
این چیزی که هست ....


سرور عالیمان و قلب کوچک من ....
چه بسیار حرف ها هست که میخواهم بگویم ولی
زبانم ............

عزیز دل مادر ......

روز ها و لحظه هاست که میگویم .........


و یاعلی مدد گویان ... از خودتان طلب کمک و یاری دارم ...راه سخت است و وظیفه سنگین ولی با شما همه سختی ها شیرین و همه راه ها هموار میشود .........

پدرانه دعایم کنین ....
و آنچه که خیر و صلاحم هست را برایم رقم بزنین

مَنـ
مَنـ
نچ...
رنگ پریده ی پسرو میبینم قلبم درجا وایمیسته:خسته
:هعی

تُــــ
photo_2019-04-14_20-35-48.jpg تُــــ
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر ، سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل:
وای، این شب چقدر تاریک است!

حلما
حلما
بعضی اوقات کاری از دست رنگها هم بر نمیاد
رژ قرمز و لاک زرشکی
هیچکدام روی حال روزهایت و شب هایت تاثیری ندارد
وقتی میدانی دل مرد قصه را بردی
اما دنیا نمیخواهد شما باهم باشید


تُــــ
images (6).jpg تُــــ
مرگ خیلی آسان می‌تواند الان به سراغ من بیاید
اما من تا می‌توانم زندگی میکنم !
نباید به پیشواز مرگ بروم ،
البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم
که میشوم مهم نیست
مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در
زندگی دیگران داشته باشد ...!


مَنـ
مَنـ
من عاشق دخترونگی هامم

عاشق این دنیای صورتیم

عاشق دغدغه های دخترونم

ست کردن تاپ و دامنام

گشتن تو صد تا مغازه و خرید از همون اولی

جیغ های بنفش از ته دل توی ترن شهر بازی

چیدن لاکای رنگ و وارنگم

بهم ریختننشون و باز دوباره چیدنشون

دور همی با دخترای فامیل

پچ پچ های در گوشیمونو و یهو بلند خندیدن

حرفهای دخترونه و فحش های پاستوریزه نثار مخاطب خاص کردن

کلکسیون ساختن از رژلبای رنگارنگم

سر گذاشتن روی شونه ی دوستمو های های گریه کردن

لوس شدنام واسه بابایی

قهر کردنام با مامان خانوم

گریه های از ته دل موقع آهنگ گوش دادن یا رمان خوندن

دفاع های با چنگ و دندونم از معصومیت و تنهایی

من دخترونگی هامو با هیچی عوض نمیکنم

نه با تماشای فوتبال از تو ورزشگاه

نه با آزاد بودنا و گشت زدنای نصفه شبا

نه با دغدغه های سیگار کشیدن تو پیاده روهای شهرم

نه با...هیچه, هیچی

دنیای دخترونم رو فقط یه دختر میتونه لمس کنه ^^

سکوت شب
سکوت شب
کاش می‌دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می‌تابانی
بال مژگان بلندت را
می‌خوابانی
آه وقتی که
تو چشمانت
آن جام لبالب از جاندارو را
سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می‌گذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم می‌گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می‌کند
ای غنچه رنگین پر پر
من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد
برگ خشکیده ایمان را
در پنجه باد
رقص شیطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می‌بینم
بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش می‌گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

فریدون مشیری

سکوت شب
سکوت شب
امشب دوباره اومدی، تا رویاهام رنگی بشه
شاید همین خواب عمیق پایان دلتنگی بشه!
امشب دوباره اومدی تا خوابمو رنگی کنی
تا چشمهای مغرورمو درگیر بی صبری کنی!
دارم نگاهت می‌کنم ،داری ازم دل می‌بری
چشم بر نمیدارم ازت، تو از همه ي زیباتری…

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو