یافتن پست: #رفیق

shadi
shadi

رفیق از اون مواردیه که
کمیتش مهم نیست ، کیفیتش مهمه...

آیدین
آیدین
جفر رو با دوستش تو سرقت بانک میگیرن ، قاضی بهشون میگه :

شما محاربین ، حکم تون اعدامه !

جفر میگه : محاربین یعنی چی ؟

قاضی میگه :یعنی جنگ با خدا

جفر به رفیقش میگه: بی پدر نگفتم تیر هوایی نزن ، بفرما

خورده به خدا {-18-}{-33-}{-105-}

هادی
rps20170816_205140.jpg هادی
وقتی شادی اعصاب نداره :D

Ayda
Ayda
یادمه یه بار وسط دعوا داد زد ببین انقد اخلاقت گنده که هیچ دوستی نداری!
احمق بود دیگه نمیفهمید وقتی اونو دارم نیاز به کس دیگه ندارم...
الان انداره تاره موهاش رفیق خوب دارم
اما دیگه اونو ندارم
اخه اخرین بار بهم گفت انقد سرت به دوستات گرمه که اصن منو نمیبینی ...
نمیخواست بمونه دنبال بهونه میگشت :)

درانتظار...
درانتظار...
عججججب!!!

9 دیدگاه
· 1396/05/10 - 22:15 توسط موبایل · ۱ موافق

حلما
حلما
تو هستی
و همین کافیست..
همین ک من مطمئن باشم
تو میخندی
راه میروی
غذا میخوری
زندگی میکنی
هر روز صبح از خانه بیرون میزنی و میروی سرکار
با رفیق های فابریکت پایه ی کوهنوردی میشوید
هنوز هم سفر های طولانی را دوست داری
چایت را داغ داغ میخوری
اهنگ را با صدای بلند گوش میدهی و با آن بلند میخانی
تند رانندگی میکنی
همین ها ک حکایت بودنت را میکنند
برای من کافیست
همین ک مریض نشوی
غصه نخوری
شانه هایت نلرزد
و تنهاییت را
با از ما بهتران پُر کنی
کافیست..
حتی حاضرم
به دنبال کسی باشم که تو میخواهی
تا یک لحظه احساس تنهایی نکنی جانِ دلم!
حاضرم خیلی کارها برایت بکنم و تنها مطمئن باشم
ک تو هستی
کسی هست ک قلب مرا به تپش می اندازد..
مرا نگران و از خود بی خود میکند..
من حاضرم به خاطر تو
هر روزم بدتر از دیروز باشد..
و هر روز و هر شب برای دل نداشته ام
با صدای بلند بخوانم..:
تو مرا باز رساندی به جنونم کافیست
تو مرا باز رساندی به جنونم کافیست...
♥.,¸ ´¨`♥.,¸.,¸ ´¨

باغبان
باغبان
امیدوارم نمرات قابل قبولی نسیبتان شود{-22-}{-22-}{-22-}{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}

باغبان
باغبان
با حضرت عزرائیل رفیق شو
مرگ را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود: یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.
مرحوم دولابی

باغبان
باغبان
با حضرت عزرائیل رفیق شو
مرگ را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود: یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.
مرحوم دولابی

هادی
هادی
+ متن آهنگ دلم گرفت حمید حامی :
دلم گرفت ای هم نفس ، پرم شکست توو این قفس
توو این غبار ، توو این سکوت ، چه بی صدا ، نفس نفس
از این نامهربونی ها ، دارم از غصه میمیرم
رفیق روز تنهایی ، ی روز دستا تو میگیرم
توو این شـب گریه میتونی ، پناهه هق هقم باشی
تو ای همزاد هم خونه ، چی میشـــه عاشقم باشی
دوباره من ، دوباره تو ، دوباره عشق ، دوباره مـــا
دو هم نفــس ، دو هم زبون ، دو هم سفر ، دو هم صدا
تو ای پایان تنهایی ، پناه آخر من باش
توو این شب مرگیه پاییز ، بهار باور من باش
بزار با مشرق چشمات ، شبم روشن ترین باشه
میخوام آیینه خونه ، با چشمات همنشین باشه
دلم گرفت ای هم نفس ، پرم شکست توو این قفس
ترانه آهنگ دلم گرفت از اهورا ایمان

رفیق
رفیق
سلام من رفیق هوشنگ هستم

هادی
هادی
دلم گرفته ای رفیق جا موندم انگار از همه . . .


یکی از همکلاسی های دوران دبیرستانم دیروز شنیدم رفته سوریه

shadi
IMG_20161110_093947.jpg shadi
ترجمشو نمیگم:D

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را می دیدم
همه آنهایی که نمی دانستم
عشق من در دلشان ناپیداست

واعظ از من می گفت،
از نجابت هایم،
از همه خوبیها
و به خانم ها گفت:
اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر،
راستی این همه اقوام و رفیق!!!
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان می کردم
تنهایم
و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم
همه شان آمده اند،
چه عزادار و غمین
من نشستم به کنار همه شان،
وه چه حالی بودم،
همه از خوبی من می گفتند
حسرت رفتن ناهنگامم،
خاطراتی از من
که پس از رفتن من ساخته اند
از رفاقت هایم،
از صمیمیت دوران حیات
یک نفر گفت: چه انسان شریفی بودم
دیگری گفت فلک گلچین است

یک نفر هم می گفت:
"من و او وه چه صمیمی بودیم"
و عجیب است مرا،
او سه سال است که با من قهر است...

یک نفر ظرف گلابی آورد،
و کتاب قرآن
که بخوانند کتاب
و ثوابش برسانند به من
گرچه بر داشت رفیق،
لای آن باز نکرد
و ثوابی که نیامد بر من،

آن که صدبار به پشت سر من غیبت کرد
آمد آن گوشه نشست،
من کنارش رفتم
اشک در چشم، عزادار و غمین
خوبی ام را می گفت
چه غریب است مرا...

آن ملک آمد باز،
آن عزیزی که به او گفتم من
فرصتی

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
رفیقِ حادثه هایی به رنگ تقدیری
اسیرِ ثانیه هایی شبیه زنجیری

در این رسانه ی دنیا ، میان برفک ها
نه مانده از تو صدایی ، نه مانده تصویری

رسیده سنّ حضورت ، به سنّ نوح اما
شمار مردم کشتی نکرده تغییری

هزار هفته ی بی تو گذشته از عمرم
هزار سالِ پیاپی دچار تاخیری

شبیه کودکِ زاری شدم که در بازار ...
تو دست گمشده ها را مگر نمیگیری ؟!

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو