یافتن پست: #دیوانه

【wolf】
【wolf】
عاشقم،

اهل همین کوچه ی بن بست کـناری

که تو از پنجره اش پای به قلب من ِ دیوانه نهادی

تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟

من کجا ؟ عشق کجا ؟ طاقتِ آغاز کجا ؟

تو به لبخند و نگاهی

منِ دلداده به آهی

بنشستیم.

تو در قلب و

منِ خسته به چاهی

گُنه از کیست ؟

از آن پنجره ی باز ؟

از آن لحظه ی آغاز ؟

از آن چشم ِ گنه کار ؟

از آن لحظه ی دیدار ؟

کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،

همه بر دوش بگیرم

جای آن یک شب مهتاب،

تو را تنگ در آغوش بگیرم.



شاعر :

رحمان نصر اصفهانی

فریدون مشیری

【wolf】
【wolf】
نمی دانم چه می خواهم خدا یا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته من
چرا افسرده است این قلب پر سوز

ز جمع آشنایان میگریزم
به کنجی می خزم
آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگیها
به بیمار دل خود می دهم گوش

گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم ویکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
بدامانم دو صد پیرایه بستند

از این مردم که تا شعرم شنیدند
برویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در
خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بد نام گفتند
دل من ای دل دیوانه من
که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را بس کن این دیوانگی ها

فروغ فرخزاد{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

فقط خدا
فقط خدا
آبجیم هی میگه توپ پیلاسکیتی...منم میگم خدایا این چی میگه:سوال
آخرش فهمیدم منظورش توپ پلاستیکیه =)):قهقهه


پیلاسکیتی=)){-91-}

گـمـشـده
IMG_20181015_170106_269.jpg گـمـشـده
:|

:خسته

payam
475259206-talab-ir.jpg payam
❤️من کلبه ای از عشقم و ویران تو هستم

❤️درمانده ی گرمای دو دستان تو هستم

❤️آغشته به “تو” میشود این جسم پر از عشق

❤️چون شاعر دیوانه ی چشمان تو هستم

مهرابه
مهرابه
روزها با
فکر او دیوانه ام
شب بیشتر

هر دو دلتنگ
همیم اما
من اغلب بیشتر ...


سکوت شب
سکوت شب
توراحس میکنم هردم...
که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی...
من از شوق تماشایت...
نگاه از تو نمیگیرم....
تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار....
ولی...افسوس...این رویاست....
تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم....
تو با من مهربان بودی...
واین رویا چه زیبا بود....
ولی.... افسوس.... که رویا بود....

【wolf】
Negah_be_biganeh.jpg 【wolf】
هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنی

خون مرا دوباره به پیمانه می‌کنی



ای آنکه دست بر سر من می‌کشی! بگو

فردا دوباره موی که را شانه می‌کنی؟



گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن !

باشد، ولی نصیحت دیوانه می‌کنی



ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی

در سینه‌ی شکسته‌دلان خانه می‌کنی؟



بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت

چون رنگ رخنه در پر پروانه می‌کنی



عشق است و گفته‌اند که یک قصه بیش نیست

این قصه را به مرگ خود افسانه می‌کنی



فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد

زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد



سر مغرور من ! با میل دل باید کنار آمد

که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد



مرنج از بیش و کم چشم از شراب این و آن بردار

که این ساقی به قدر « تشنگی » پیمانه می سازد



مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم

که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد



به من گفت ای بیابان گرد غربت ! کیستی ؟ گفتم :

پرستویی که هر جا می نشیند لانه می سازد



مگو شرط دوام دوستی دوری ست ، باور کن

همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد



فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

صحرآ|مآمآنیه سآینآیی ها:)
صحرآ|مآمآنیه سآینآیی ها:)
@Shah_sanam
سلام عشق دلم صنم گیان خوش هاتی روله شیرین هر بژی نفس گیاااان:قلب

83 دیدگاه
1397/07/22 - 14:04 توسط موبایل · ۳ موافق

83 دیدگاه
【wolf】
【wolf】
چشم وا کردم و دیدم خبر از رویا نیست

هیچ کس این همه اندازه ی من تنها نیست



بی تو این خانه چه سلول بزرگی شده است

که دگر روشنی از پنجره اش پیدا نیست



مرگ؛ آن قسمت دوری که به ما نزدیک است

عشق؛ این فرصت نزدیک که دور از ما نیست



چشم در چشم من انداخته ای می دانی

چهره ای مثل تو در آینه ها زیبا نیست



هیچ دیوانه ای آن قدر که من هستم نیست

چون که اینگونه شبیه تو کسی شیدا نیست



مردم سر به هوا را چه به روشن بینی!؟

ماه را روی زمین دیده ام آن بالا نیست



مهدی فرجی

: اشک: اشک: اشک: اشک: اشک

【wolf】
【wolf】
راحت بخواب ای شهر ! آن دیوانه مرده است

در پیله ی ابریشمش پروانه مرده است!



در تُنگ، دیگر شور دریا غوطه‌ور نیست

آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده است



یک عمر زیر پا لگد کردند او را

اکنون که می‌گیرند روی شانه، مرده است



گنجشکها ! از شانه‌هایم برنخیزید

روزی درختی زیر این ویرانه مرده است



دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش

آن شمع را خاموش کن! پروانه مرده است...







"فاضل نظری"{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
نیستی کم! نه از آیینه نه حتی از ماه

که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماه



من محال است به دیدار تو قانع باشم

کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه



به تمنای تو دریا شده ام! گرچه یکی ست

سهم یک کاسه ی آب و دل دریا از ماه



گفتم این غم به خداوند بگویم، دیدم

که خداوند جدا کرده زمین را از ماه



صحبتی نیست! اگر هم گله ای هست از اوست

می توانیم برنجیم مگر ما از ماه!

فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

گـمـشـده
گـمـشـده
من در عشقت
مثل هیتلر دیوانه بودم!!
مغرور و بی پروا
با ارتشی قدرتمند و پر شکوه
و تو سرد..
چون زمین های یخ زده ی روسیه!!
با چند دانه برف، آرام
بی صدا، و ساده شکستم دادی..: )


【wolf】
【wolf】
تقدیر من این بود که نفرین شده باشم

تبدیل به این سایه ی غمگین شده باشم



تقدیر من این بود در این غار مجازی

تنهاتر از انسان نخستین شده باشم



صد بار به نزدیک لب آورد و فرو ریخت

نگذاشت که مست از می نوشین شده باشم



ترس من از این است، اگر دیر بیایی

حتی به تو و عشق تو بدبین شده باشم



روزی که بیایی و دل و دین بربایی

شاید من کافر شده بی دین شده باشم!



تقصیر جنون بود که با عقل درآمیخت

نگذاشت که دیوانه تر از این شده باشم





{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو