یافتن پست: #دیوانه

سکوت شب
IMG_20190214_194232_652.jpg سکوت شب
من خنده زنم بر دل…
دل خنده زند بر من…
اینجاست که میخندد دیوانه به دیوانه
من خنده زنم بر غم …
غم خنده زند بر من…
اینجاست که میخندد بیگانه به دیوانه
من خنده زنم بر عقل…
او خنده زند بر من…
اینجاست که میخندد ویرانه به دیوانه
من خنده زنم بر تو…
تو خنده زنی بر من…
اینجاست که میحندیم هر دو چو دیوانه
من خنده کنم بر او…
او خنده کند بر من…
دیگر به چه میخندم دل رفت از این خانه…!!!

فقط خدا
فقط خدا



:خسته

{سيد علي غريبه}
اشعار-فاضل-نظری-4.jpg {سيد علي غريبه}
به هوای‌ شکن {گیسوی‌} تو شانه شدم..
بر سر کوی‌ تو ای‌ میْ‌زده! {دیوانه} شدم [لینک ]

دیدگاه
1397/11/3 - 13:40 ·

دیدگاه
s-h-k
s-h-k
نذر کردم تا بیایے هر چه دارم مال تو چشم هاے خسته و پرانتظارم مال تو یک دل دیوانه دارم با هزاران آرزو آرزویم هیچ ، قلب بے قرارم مال تو.

NbZ
NbZ
لحظه ی دیدار اخوان ثالث
لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
و آبرویم را نریزی ، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است

یاسر
c0f1b050f8332e52330cbcb43a6d1034.jpg یاسر
دیوانه شدم درطلبت بس که به دیوان
هی فال زدم، فال زدم، تا تو بیایی

"حافظ" خبری ازتو ندارد که بگوید
میترسم ازاین بیخبری، ماه رهایی
ابوالفصل_شکیبا

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
بیاین مشاعره کنیم:دی
ممنون اینقد توجه میکنین:خسته:جارو

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
دوستت دارم چه بیرحمانه باور کن عزیز !

عاشقم یک عاشق دیوانه باور کن عزیز !

گرچه هر شب کار من گریه ست دلواپس نباش

رو به راهم باز خوشبختانه باور کن عزیز !

رو به راهی که شبی با خود تو را تا دور برد

رو به راهی که مرا ویرانه.. باور کن عزیز !

لب مربا، چشم عسل، خامه بناگوش منی

چیده ام با یاد تو صبحانه باور کن عزیز !

چای می ریزم برایت گرچه پیشم نیستی

جای تو خالی ست در این خانه باور کن عزیز !

بغض کرده گوشه این آغوش مانتوی تو را

باز این پیراهن مردانه باور کن عزیز !

گاه من، من نیستم در آینه شاید تویی

لرز دارد هق هق این شانه باور کن عزیز !

گل چنان هستی که تا نام تو را می آورم

می نشیند بر لبم پروانه باور کن عزیز !

نه ! نمی گیرد کسی جای تو را در سینه ام

تا ابد هستی یکی یکدانه باور کن عزیز !

عاقبت یک روز می آیی که دیگر نیستم

اشک شاید.. شکوه آید اما نه، باور کن عزیز !

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی

نامه ای خیس به دستم برسانی بروی



در سلام تو خداحافظی ات پیدا بود

قصدت این بود از اول که نمانی بروی



خواستی جاذبه ات را به رخ من بکشی

شاخه ی سیب دلم را بتکانی بروی



جای این قهوه فنجان که به آن لب نزدی

تلخ بود این که به جان لب برسانی بروی



بس نبود این همه دیوانه ی ماهت بودم !؟

دلت آمد که مرا سر بدوانی بروی!؟



جرم من هیچ ندانستن از عشق تو بود

خواستی عین قضات همه/دانی بروی



چشم آتش! مژه رگبار! دو ابرو ماشه !

باید این گونه نگاهی بچکانی بروی



باشد این جان من این تو , بکشم راحت باش

ولی ای کاش که این شعر بخوانی بروی



شهراد میدری

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
شیـرم و از دست آهـــویت فـــراری می شوم

می روم در گوشه ای مشغول زاری می شوم



می سپارم یال و کـــوپال پریشان دست باد

های و هــوی گریه های بیقراری می شوم



می گذارم زیر پا قانون جنگل، هرچه باد

بی خیال آنهمه قانـون مداری می شوم



شیرها حق داشتند از جمع خود طردم کنند

من فقـط ننگــم دلیل شرمساری می شوم



جای خونت خــون دلها می خـورم از دست عشــق

اشکم و می جوشم و چون چشمه جاری می شوم



پنج ِ وارونه به روی هر درختی می کشم

پنجــه روی قلب های یادگـاری می شوم



می کشم با " آ "ی آهم میله میله دور خود

خیـــره بــر آواز غمگیــن قنــــاری می شوم



تا کــــه چشمانت خرامان باز از اینجـا بگذرد

در کمین، دیوانه ی لحظه شماری می شوم



"دوستم داری؟" میـان کـــوه نعــره می زنم

دلخـوش پژواک " آری.. آری.. آری" می شوم



عاشــقت هستم نمی خواهی چـــرا باور کنــی؟

عاشقت هستم که از دستت فراری می شوم



عاقبت یک شب به قعــر دره ات خواهم پرید

سینــه چاک تو غـــزال ِ بختیاری می شوم



"شهراد میدری"

گـمـشـده
گـمـشـده
سیگارهای بهمنش را دوست دارم
بوی بد پیراهنش را دوست دارم
گفتند دیوانه! شنیدی زن گرفته
دیوانه‌ام ، حتی زنش را دوست دارم!^_^


{سيد علي غريبه}
images {سيد علي غريبه}

انسان بسیار است وقتی که است
چرا.که
اگر وجود نداشته باشد، هیچ نیز وجود نخواهد داشت.

گـمـشـده
گـمـشـده
از دیوانه ای پرسیدند :


‌چه کسی را بیشتر دوست داری؟
دیوانه خندید و گفت : "عشقم" ...
‌گفتند: "عشقت" کیست؟؟
‌گفت: "عشقی" ندارم!!

خندیدند و گفتند :
برای "عشقت" چه کارهایی حاضری بکنی...؟

گفت: مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ،
خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ، دروغ نمیگویم ،
تنهایش نمیگذارم ،
خودم را فدایش میکنم...!

‌به او گفتند : اگر عشقت تنهایت گذاشت ،
‌بی وفایی کرد ، خیانت کرد چه...
اشک در چشمان دیوانه حلقه بست و گفت:
‌اگر بامن اینکار را نمیکرد که....!!!
‌ دیوانه نمیشدم!:)

Z²_82_21²5
axdm_10531401281081544969.jpg Z²_82_21²5
مشکلی نیست ، بگویند طرف کم دارد

حال دیوانه کجا قصه مبهم دارد



جبرئیلم اگر امروز ، به من خرده نگیر

دکمه در دکمه تنت حضرت مریم دارد



باز با ارتش زیبایی تو درگیرم

خط چشمت خبر از خط مقدم دارد



لای موهات اسیرم ، تو مرا دار بزن !

آنکه پیروز شده حق مسلم دارد



بعد هر حادثه امداد رسانی رسم است

لعنتی ! لمس تنت زلزله بم دارد



وعده های سر خرمن همه ارزانی شیخ

با تو هر لحظه دلم میل جهنم دارد



علی صفری

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
میروم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش

بخدا میبرم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه ی خویش


میبرم، تا که در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه ی عشق

زینهمه خواهش بیجا و تباه


میبرم تا ز تو دورش سازم

زتو، ای جلوه امید محال

میبرم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال



ناله میلرزد، می رقصد اشک

آه، بگذار که بگریزم من

از تو، ای چشمه ی جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من



بخدا غنچه ی شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله ی آه شدم، صد افسوس

که لبم باز بر آن لب نرسید



عاقبت بند سفر پایم بست

میروم، خنده به لب خونین دل

میروم، از دل من دست بدار

ای امید عبث بی حاصل



فروغ فرخزاد

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو