یافتن پست: #دیر

هادی
هادی
میخوام همین الآن یه سرور داخلی بخرم منتقل بشیم روش ممکنه ساینا قطع بشه . . .

여신
여신
خدا ادمو بیکار نکنه ک ازین کارا بکنه:خسته زینب»»제 나브:دی زهرا»»자 흐라:دی نازنین»»나자 닌:دی فاطی»»파티마:دی رکسانا»»록 사나:دی
گمشده»»잃어버린:خنده

فقط خدا
فقط خدا
@helma

سلام عزیز دللللللم:ماچ:سلام
خوووووووووووووبی؟

تولدت با تاخیر فراوان مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک...{-41-}{-81-}{-90-}{-94-}{-131-}{-130-}{-132-}:تولد
ببخش میدونم خیلی دیر شده:خجالت{-52-}{-59-}

ان شاالله همیشه سلامت باشی و عاقبت بخیر:بوس

{-90-}{-90-}{-90-}{-90-}
[لینک]
{-90-}{-90-}{-90-}{-90-}
[لینک]
{-90-}{-90-}{-90-}{-90-}
[لینک]
{-90-}{-90-}{-90-}{-90-}
[لینک]
{-90-}{-90-}{-90-}{-90-}

여신
여신
لبخنـــد بزن..:)
بگذار همه ببینن...
از دیروز قـوی تر هستی:)

Negar
Negar
خدایا دیگه از این میوه ممنوعه ها نداری بخوریم از اینجا هم بندازیمون بیرون؟ نخواستیم اینجارو هم

여신
여신
هیچڪس ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ‌ﺍﯼ،
ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ.
هیچڪس ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ..
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ی ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ.
ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ، ﻣﻬﻨﺪﺱ یا ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ،
ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ، ﺭﻓﺘﮕﺮ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ.
ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ، ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ گِل ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏِ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ.

ﺻﻮﺭﺕِ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ،
ﭘﻮﺳﺖِ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ،
ﺍﻧﺪﺍﻡِ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ،
و ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ خواهد ریخت..

ﺗﻨﻬﺎ ﻗﻠﺐِ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ

گـمـشـده
IMG_20181203_202505_287.jpg گـمـشـده
مدیر دبیرستانی در انگلیس برای دانش‌آموزانش وای‌فای رایگان قرار داده اما رمزش جواب معادله‌ای است که هر روز بالای مودم چسبانده و دانش‌آموزان برای به دست آوردن رمز باید آن معادله را حل کنند!

پ.ن: منم میخوام:خسته

فقط خدا
فقط خدا
بچه هااااااااا:جیغ:خدایا
کجایید پسسسسسسس:وای:ترول
مدیرااااااااا کجان؟؟؟؟؟{-174-}

yalda
05.jpg yalda
چاپ کاغذ دیواری با طرح دلخواه شما در خانه طراحان سام انجام می پدیرد
برای دیدن نمونه کارها روی لینک زیر کلیک کنید
راه های ارتباطی با خانه طراحان سام :

email : info@samdhprint.com
Telegram : [لینک]
☎️ 021-88334079
☎️ 021-88632539 [لینک ]

دیدگاه
1397/09/12 - 15:23 ·

دیدگاه
سکوت شب
سکوت شب
رفتو تنها شدم تو شبا با خودم
دلهره دارمو از خودم بیخودم
اونکه دیر اومدو زود به قلبم نشست
رفتو با رفتنش قلب من رو شکست

گـمـشـده
گـمـشـده
@hadi

به به سلام مدیر:دی

여신
여신
دوستان گولَم من موخوام اینجا با هرکی قهرم و با هرکی بام قهره اشتی بِکُنَم:)
با تشکر:ماچ
@lost
@hejab

【wolf】
【wolf】
ماندم...چرا میبینمت با این و آن بیچاره من !

بعد از تو من میمانم و جنگ روان بیچاره من!



تنها کلام نقش من تکرار افسوس است در

سریال اُف بر زندگی "این داستان"بیچاره من!



تقدیر مجذوبان تو چیزی جز این تفسیر نیست

بیچاره او بیچاره این بیچاره آن بیچاره من!



لبهایم از احساس دلتنگی ترک برداشتند

از بس که بوسیدم تو را هر ناگهان بیچاره من!



هم خنده ها هم گریه ها در اختیارم نیستند

فرقی ندارم هیچ با دیوانگان بیچاره من !



این روزها از چشمها میخوانم این ناگفته را

تغییر کردم از زمین تا آسمان بیچاره من !



مجتبی سپید

【wolf】
【wolf】
نگذار اینجا بوی خار و خس بگیرم

می خواهم از دنیا دلم را پس بگیرم

می خواهم امشب برگ برگِ هستی ام را

از شاخه های این شب نارس بگیرم

من آمدم تا حجم اقیانوس را از

جغرافیای شانه ی اطلس بگیرم

کولی شدم تا مثل تقدیر نگاهت

آیینه را از هر کس و ناکس بگیرم

اما چه با من می کند چشمت که باید

هم گفته، هم نا گفته ام را پس بگیرم

کر نیستند این ناکسان اما چگونه

داد خود از این لشکر کرکس بگیرم

ای تلخ شیرین شوخ تند! ای مرگ! بگذار

کام خود از آن خنده های گس بگیرم

ای با تنم از عطر کافور آشنا تر!

نگذار اینجا بوی خار و خس بگیرم

دلتنگم از جنجال جنگی سرد اینجا

با زندگی می خواهم آتش بس بگیرم


در قاب عکسی کهنه، مادر چشم در راه

تا ماه را در طوقی از اطلس بگیرم

کو دستمال خیس اشک ای روح باران؟

تا گرد از آن چشمان دلواپس بگیرم



محمد حسین بهرامیان

【wolf】
【wolf】
هراس و حسرت و اندوه و یک خروار نفرین را ...

چه مشکل می کشی بر دوش خود این بار سنگین را !



چه فریادی ست با لب های خاموشت؟ بگو با من!

بگو راحت شوی! سوزن بزن این زخم چرکین را



تو شاعر نیستی اما در آشوب تو می بینم

تپش های فروغ و بیقراری های سیمین را



تو چون قدّیسه ای پاک آمدی یک شب به دیدارم

رفو کردی به مژگان رخنه ی افتاده در دین را



چه بی ذوق است استادی که با صد خون دل آموخت

به انگشتان زیبای تو این نُت های غمگین را



اگر از حال و روز من بپرسی، سخت مأیوسم

که چشمانم نمی بینند چشم انداز پیشین را



توگویی رفته ام از خاطر آن روزهای خوب

توگویی برده ام از یاد، آن شب های شیرین را



تکانم داد این تقدیر، اما من نفهمیدم

شبیه مرده هایی که نمی فهمند تلقین را...





محمدرضا طاهری

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو