یافتن پست: #دلم

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
Flower-Pic-01-310x205.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }

در بستان دلم ديشب هواي ديدن تو را داشتم

دستانت را گرفتم و با خود بردمت به انتهاي بستان جايي كه من و تو هردو از ديدگان محو شديم
آنوقت اين ناپيدايي بود كه وجه تشابه هردوي ما بود
احساس مي كردم كه من و تو ما شده ايم
در بستان خيالم برايت كلبه اي از عشق ساخته ام كلبه اي كوچك اما مملو از غرور و محبت
كلبه اي مالامال از سرور
در بستان خيالم تو مهربانانه سرود محبت مي خواندي و اين آيه آيه هاي زندگي بود كه همه از غنچه لبانت مي تراويد
و اين نيمه شب سرد تنهايي اي كاش كه رهايم مي ساخت تا دور از هرگونه رخوت بي حد وحصرش اقلا شمايلت را در آغوش كشم تا گرماي نگاهت قلب فرتوت مرا آرام كند و مژگان سياهت غبار از سينه تنگم بربايد
و باز بتوانم هواي با نشاط عشقت را با تمام وجود استنشاق كنم

تُــــ
images (7).jpg تُــــ
وقتی که تو نیستی،
دنیا چیزی کم دارد،
مثل ِکم داشتن ِیک وزیدن، یک واژه، یک ماه ...
من فکر می‌کنم در غیاب ِتو،
همه‌ی ِخانه‌های ِجهان خالیست،


P158
za4-2136.jpg P158
نگو حال دلم خوبست، از انکار بیزارم
از این لبخندهای زاده ی اجبار بیزارم
ببین ذهن مرا سوهانی از اندوه میساید
همیشه گفته ام هرچند از تکرار بیزارم
همیشه دوستت دارم، ولی از دور، در قلبم
که از افکار مسموم پس از دیدار بیزارم
تَضادی بینِ من با مردم این شهر افتاده ست
همه از بی کسی، من از فریبِ یـار بیزارم
چنان زخمی به سرانگشت احساس دلم افتاد
که حتی از تماشای گُل بی خار بیزارم
گناهم را به عالم فاش می گویم نمی ترسم
من از پنهان شدن در پشتِ استغفار بیزارم
بخوان از گونه هایِ خیسِ من، احساسِ شعرم را
که از لبخند های زاده ی اجبار بیزارم

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
3-12.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
یا ز ره وفا بیا یا ز دلم برو
سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده‌ام

تُــــ
00009ToDarGalbam.jpg تُــــ
تو در قلبم به پا کردی ز بی مهری چه آشوبی

بدی شد پاسخ عشقم جواب آن همه خوبی

تو را تاج سرم کردم خودم را خاک پای تو

ندانستم تو از سنگی ندانستم تو از چوبی

تو رفتی و رها کردی مرا در بهت و اندوهم

ندیدی زخم این دل را از آن غمها که می کوبی

به ناحق رد شدی از من به دنبال چه می گردی

بدان این را نمی یابی تو دیگر عشق مرغوبی

به من گفتی که می بازم بدون شک وتردیدی

به ظاهر برده ای اما در این دعوی تو مغلوبی

نشسته از فراق تو بر این سینه غبار غم

چه می شد جان من آخرغبار از سینه ام روبی

تو را می خواهمت گرچه نماندی با دلم یکدم

ببین با این همه ظلمت تو در قلبم چه محبوبی



یلدا راد

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }


چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
و تماشای تو زیباست اگر بگذارند

من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم
عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

دل در نایی من اینهمه بیهوده مگرد
خانه دوست همین جاست اگر بگذارند

غضب آلوده نگاهم میکنید ای مردم
دل من مال شماهاست اگر بگذارند

طهورا
IMG_20190421_000128_297.jpg طهورا
چشم هايم مستانه می خندند
تو می آيی...
بهشت را به سر و روی زندگی مان می پاشی
وعده ی ديدار دلم با تو
سحر نيمه ی شعبان ،
به وقت غزل لبخند تُ


طهورا
1467946348718614_large.jpg طهورا
دلم جز هوایت ....
هوایی ندارد
لبم غیر نامت
نوایی ندارد.....

شبتون مهدوی

طهورا
طهورا
امروز که در سطح شهر در حال عبور بودم خیلی دلم گرفت...


خبری از شور و شعف نیمه شعبان نبود...
چراغانی
آذین بستن کوچه ها
تزیین خانه ها و مغازه ها...

مگر چند امام حی و زنده داریم؟!

اللهم لاتنسنا ذکره وانتظاره و الایمان به...

وای از غریبی...
هنوز دیر نشده...

میلادِ افتخارتان،تاجِ سرتان،همه وجودتان را به نوعی در شهر نشان دهید...



تُــــ
0Kist_Emshab.jpg تُــــ
کیست تا امشب وجود ماه را باور کند

با دلم همراه باشد، راه را باور کند



علت عاشق شدن یک لحظه دیدارست و بس

کیست تا این لحظه ی کوتاه را باور کند



گرگ ها دیشب برادر های او را خورده اند

کیست حالا یوسف در چاه را باور کند



آینه وقتی که چشمان مرا پر آه دید

آنقدر خندید تا این آه را باور کند



زندگی بی تو شبیه مردن و جان کندن است

کاش مردی بود این اکراه را باور کند



مرتضی کرامتی

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
53673348_800021823693382_2512481972265574203_n.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
دلم از قحط مهر خشک شده است
بر دلم سودمند باران باش

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
Z { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
دلم از غم گریبان می دراند**که کی دامان آن خوش نام گیرم

گـمـشـده
گـمـشـده
دلم برایِ خنده هایِ بی ریایم ...
برایِ دلخوشیِ ساده ی آن روزهایم تنگ شده ...
پدربزرگم رفت ... مادربزرگم رفت ...
و آن دورهمی هایِ جانانه ؛
به خاطرات پیوست ...
روزهایِ خوب بر نمی گردند ،
افسوس ...
ما برایِ بزرگ شدنمان ؛
بهایِ سنگینی پرداختیم ... : (


طهورا
طهورا
هر چه به خود نگاه می کنم،
می بینم
من فقط دردهایم را برایتان گفته ام
و تنها هنگامِ پریشانی هایم یادتان افتاده ام.

دلنگرانم...

نکند خسته شده باشید از من؟!

راستی بعد از اینهمه
آیا دیگر صدایم را میشنوید؟

*هرگاه خداوند امامى براى بندگانش برگزيد، به او شرح صدر و حوصله فراوان داد.*

مهربان من، چه صبورانه پاي حرفهاى دلم نشستيد.

من هزاران حرف دارم هنوز...

(عجل الله تعالی فرج شریف)



تُــــ
images (4).jpg تُــــ
دلم گرفته دوباره برای بعضی ها

نمی رود ز سر من هوای بعضی ها



به ماه گفت شبی ، آفتابگردانی

برو که پُر شدنی نیست جای بعضی ها



چی ام؟ نوار سیاهی به روی قاب زمان

پُر است حافظه ام از صدای بعضی ها



غریب چون پسر نوح ، رانده از هر سو

نبود پشت سر من دعای بعضی ها



شکوه مجلس شادی من نشد احدی

منی که کشته شدم در عزای بعضی ها



درآغُل منِ چوپان عزا و عید یکی ست

به هر بهانه دلم شد فدای بعضی ها



بهای فرش دلم چون فزون شود چه غمی ست

اگر لگد بشود زیر پای بعضی ها



دلم گرفته برای گذشته های خودم

برای درد و دل و شانه های بعضی ها



طبیب شهرم و درمانده از علاج خودم

رواست بر دل من ناروای بعضی ها





محمدمهدی نورقربانی

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو