یافتن پست: #دلتنگی

الهـــــــــــــــــــــــه ژون
الهـــــــــــــــــــــــه ژون
تا به حال شده به نقطه ای برسید که اطرافیانتان بگویند : فلانی ! تو آن فلانیِ سابق نیستی...
شده که به عکس های قدیمی تان نگاه کنید و دقیق شوید در لبخندهای واقعی تان ؟
بعد پیش خود بگویید یعنی این منم ؟!
تا به حال شده تمام فیوریت هایتان رفته رفته از یادتان برود و صدایتان هم در نیاید ؟
شده که هی تلاش کنید برای تقویت حافظه تان ولی هیچ چیز از خودتان را به یاد نیاورید؟
اگر نشده شما را به خدا یک کاری نکنید که آدمِ دیگری با خودش،با گذشته اش با تمام هویتش بیگانه شود...
آدم هایی که با خودشان بیگانه می شوند،
یک شب باهمین شمشیرِ بیگانگی و دلتنگی، احساسات و خاطراتشان را سر می برند...
و از همه خطرناک تر آدمی ست که نه به احساساتش تعلق دارد و نه روی خاطراتش تملک... مهسا_پناهی
:)

iraj
iraj
من امروز

در انتظارت

غم انگیزترین و کوتاه ترین

شعر دلتنگی را گفتم:

"مُردم ز غمت، نیامدی تو"

فقط خدا
فقط خدا
تقــدیم بـه تـویــــی کـه نـدارمـــت:

میان تمام نداشتن هادوستت دارم؛

شانس دیدنت راهرروز ندارم ولی دوستت دارم؛

وقتی دلم هوایت رامیکندحق شنیدن صدایت راندارم ولی دوستت دارم؛

وقت هایی که روحم دردداردومیشکند شانه هایت رابرای گریستن کم دارم ولی دوستت دارم؛

وقت دلتنگی هایم،آغوشت رابرای آرام شدن ندارم ولی دوستت دارم؛


آری همه ی وجودمی ولی هیچ جای زندگیم ندارمت؛
ومیان تمام نداشتن هابازهم باتمام وجودم دوست دارمت:قلب


payam
عکس-نوشته-غریبه-شدن-5.jpg payam
شبها زمان دلتنگی است برای تمام غریبه هایی که زمانی آشناترین بودند.

الهـــــــــــــــــــــــه ژون
الهـــــــــــــــــــــــه ژون
خنده ام میگیرد
وقتی پس از مدت ها بی خبری
می گویی دلم برایت تنگ است
یا مرا به بازی گرفته ای
یا معنی وا ژه هایت را خوب نمی دانی
دلتنگی ارزانی خودت

【wolf】
【wolf】
ماندم...چرا میبینمت با این و آن بیچاره من !

بعد از تو من میمانم و جنگ روان بیچاره من!



تنها کلام نقش من تکرار افسوس است در

سریال اُف بر زندگی "این داستان"بیچاره من!



تقدیر مجذوبان تو چیزی جز این تفسیر نیست

بیچاره او بیچاره این بیچاره آن بیچاره من!



لبهایم از احساس دلتنگی ترک برداشتند

از بس که بوسیدم تو را هر ناگهان بیچاره من!



هم خنده ها هم گریه ها در اختیارم نیستند

فرقی ندارم هیچ با دیوانگان بیچاره من !



این روزها از چشمها میخوانم این ناگفته را

تغییر کردم از زمین تا آسمان بیچاره من !



مجتبی سپید

iraj
iraj
من امروز

در انتظارت

غم انگیزترین و کوتاه ترین

شعر دلتنگی را گفتم:

"مُردم ز غمت، نیامدی تو"

【wolf】
【wolf】
یک دقیقه زل زدن در چشم زیبایِ تو چند ؟
افتخارِ دیدن روی فریبایِ تو چند ؟
.
حال چون آرامشت سهم کسی غیرِ من است
هم نشینی با فراق وحشت افزای تو چند ؟
.
در شمال شهر عشقت زندگی رویایی است
گوشه یِ پرتِ جنوبِ شهرِ دنیای تو چند ؟
.
بهره برداری ز مهرت حق از ما بهتران
حسرتِ آغوش گرم و ماهِ سیمای تو چند؟
.
ذوق شعر آنچنانی نیست در فهرست من
عشق بازی در خیالت با تمنای تو چند؟
.
مِهر در کانون گرم خانواده سهم تو
شب نشینی در تگرگِ سختِ سرمای تو چند ؟
.
خنده در مهتاب و نور ماه ارزانی تو
گریه در یک گوشه با حس تماشای تو چند؟
.
زیرکی در عاشقی را من نخواهم خواستن
کند ذهنی در جواب یک معمای تو چند ؟
.
نازنین ، خوش قد و بالا ، مهربانی مال تو
یک نگاهِ مهربان بر قد و بالای تو چند ؟
.
قدرت من در خرید "دوستت دارم " کم است
طعنه های سرد و نفرین های دعوای تو چند؟
.
جشن در ویلایِ ساحل آنقدر جذاب نیست
مرگ در دلتنگیِ غمگین دریایِ تو چند ؟


جواد مـزنـگــی{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

iraj
1542297315120549_large.jpg iraj
همه می‌دانند
برگ‌ها در پاییز می‌میرند
کوچه‌ها در پاییز می‌میرند
خیابان‌ها هم..

می‌دانی پاییز فصل رفتن است
اما شک ندارم با آمدنت
برگ‌ها زنده خواهند شد
کوچه‌ها زیباتر خواهند شد
دلتنگی‌ها می‌میرند

اگر آمدن، آمدن تو باشد
من شک ندارم
پاییز، بهار خواهد شد

دیدگاه
1397/08/24 - 19:39 ·

دیدگاه
【wolf】
【wolf】
همیشه دلتنگی بود و انتظار ، همیشه لبخند بود و به ظاهر یک عاشق ماندگار
امروز دیگر مثل همیشه نیست، حس و حال من مثل گذشته نیست
امروز دیگر مثل همیشه نیست، من هم طاقتی دارم، صبرم تمام شدنیست

【wolf】
【wolf】
دوستت دارم.
. تورا با تمام نبودن هایت
تورا با تمام بی حوصلگیت هایت دوستت دارم
تورا با اشک چشمانم تورا با سردی دستانم
تورا من با قلب رنجانم دوستت دارم
تورا من به قدر تاریکی ها
تورا من به قدر بغض هایم
تورا من به قدر تپش های قلبم دوستت دارم
تورا در تمامی لحظات دلتنگی
تورا در تمام فریاد های یواشکی
تورا من در تمام زندگی ام دوستت دارم..

a
a
دلتنگی

تنها نصیب من بود

از تمام زیبایی هایت…

_

iraj
iraj
دوست ندارم
در فصل دیگری عاشق شوم..
♥♥♥
پاییز حال و هوای دیگری دارد..
پر از شعرهای عاشقانه است..
حتی دلتنگی‌هایش شیرین‌تر است..
با بوی زردترین برگ‌هایش
می‌شود زندگی کرد..
♥♥♥
عاشقی در پاییز
شعری‌ست همیشه شنیدنی..
♥♥♥♥♥
وقتی به تو می‌اندیشم
آهویی تشنه کنار نهر می‌آید
و وسعت چراگاهان را
به چشم می‌بینم..
♥♥♥
هر عصر با تو
دانه‌ای زیتون سبز
تکه‌ای از آبی دریا
مرا مست می‌کند..
♥♥♥
به تو که می‌اندیشم
هر آنجا که دستان تو
لمس‌شان کرده را گل می‌کارم
اسب‌ها را آب می‌دهم
و کوه‌ها را طور دیگری
دوست می‌دارم..

a
a
درد دارد تو باشی و دلم نلرزد…

درد دارد که دلتنگی عادت شود…

میبینی….

هر روز در نبودنت میمیرم….

و

روز بعد…

شعری زاده میشود که نمیشناسمش…

آری…

درد دارد…

درگیر کسی باشی که…

درگیر تو نیست…

iraj
iraj
و بعد از تو من
در گوشه ای از باران

تو را

همیشه دوست خواهم داشت

با دلی که

جا مانده است در عشق

میان رازهای دوردستی که

تو را در خیال من می ریزند

رازهائی که

از زمزمهٔ زیر لبِ چشم هایت

در خلوت دلتنگی

عاشقانه می چینند

این غریبانه های آشنا

که اتاق من می شوند

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو