یافتن پست: #خوشحال

Yas
Yas
این روزا یه کمی مشغولیتام زیاد شده... و خب این بدیش اینه ادم نمیفهمه چی در انتظارشه چطور برنامه ریزی کنه چطور خودشو اماده کنه یه روز میاد میگه اینطور و فرداش میگه این منتفی شد و جور دیگه و خب در اخر مشخص هم نشده چطور و لابد باید خودم احتمالاتو در نظر بگیرم و اماده سازی انجام بدم
از اونور خازنای lED سوخت و تو این گرونی کلی خرج گذاشت که برنامه ریزیام بهم خورد
ولی خب از یه بابت خوشحالم اینکه رفتش -اون دوستمو میگم- و خب خوشحال ترم که حرفایی ک تو دلم بود را نگفتم بهش البته ک دروغ گفت شمارمو پاک میکنه و این یعنی باز پیداش میشه و خب دلم نمیخواد پیام بده باز و اینکه چطور محترمانه بهش بفهمونم سخته به نظرم باید پیاماشو براش کپی کنم :دی
بعد اینکه خب اون سایتو دوست داشتم ولی خوب شد بسته شد
این کلاسه هم اخراشه و من هنوز نتونستم مواد اولیه را تهیه کنم و کلی عقب موندم
ان شالله بتونم این کلاسو موفقیت امیز تموم کنم یکی دیگه اسم مینویسم {-90-}

داروهای این دختره هم خیلی ناجور شده امیدوارم خوب پیش بره و همکاری کنه

چه خوبه تعداد کاراکتر اینجا زیاده میشه هی نوشت{-137-}
خب منکر دلتنگیا هم نمیشم ولی خب

P158
P158
شب بخیر. فرداتون پر از خوشحالی

Yas
Yas
و پایان یه رفاقت چندین ساله

P158
P158
فال حافظ مژده‌ای داد که خوشحال شدم
"که ز انفاس خوشش" عاشق این فال شدم
چشم و ابرو و رخ یار چه زیباست، ولی
من گرفتار لب و فتنه‌ی یک خال شدم

تُــــ
تُــــ
خوشحالی ینی صب چشاتو باز کنی ببینی خاهرت کنارت خابیده:|:حلما:معتاد:لاو

#^_^

یاسر
یاسر
یه همکارداشتم سربرج که حقوق میگرفت تا15روزماه سیگار برگ میکشید،
بهترین غذای بیرون میخورد
ونیمی از ماه رو غذا ی ساده از خونه می آورد،
موقعی که خواستم انتقالی بگیرم کنارش نشستم گفتم تا کی به این وضع ادامه میدی؟
باتعجب گفت: کدوم وضع!

گفتم زندگی نیمی اشرافی نیمی گدایی...!!
به چشمام خیره شد وگفت: تاحالا سیگار برگ کشیدی؟گفتم نه!
گفت:تا حالا تاکسی دربست رفتی؟ گفتم نه!
گفت: تا حالا به یک کنسرت عالی رفته ای؟ گفتم نه!
گفت: تاحالا غذای فرانسوی خورده ای؟گفتم نه!
گفت: تاحالا تمام پولتو برای کسی که دوستش داری هدیه خریدی تاخوشحالش کنی؟ گفتم نه!
گفت: اصلا عاشق بوده ای؟ گفتم نه!
گفت: تاحالا یک هفته از شهر بیرون رفته ای؟ گفتم نه!
گفت اصلا زندگی کرده ای؟با درماندگی گفتم اره...نه...نمی دونم...!!
همین طور نگاهم میکرد نگاهی تحقیر آمیز...!!
اما حالا که نگاهش میکردم برایم جذاب بود...
موقع خداحافظی تکه کیک خامه ای در دست داشت تعارفم کرد و یه جمله بهم گفت که مسیر زندگیم را عوض کرد،
اوپرسید: میدونی تا کی زنده ای ، گفتم نه!
گفت: پس سعی کن دست کم نیمی از ماه را زندگی کنی....!!

چارلز لمبرت

یاسر
kbd_img_20190428_002438_319.jpg یاسر
مردها خیلی هم خوبند.
دوست داشتنی و مهربان
عاشق محبت واقعی
گاهی وقتا مثل یه بچه از ته دل خوشحالند..
و گاهی مثل یک پیرمرد خسته...
اکثرشان تنهایی را تجربه کرده اند...
بیشترشان درد کشیده اند...
و اکثرا غمهایشانرا در وجودشان مخفی کرده اند..
خیلی از اشک ها را نگذاشته اند از چشمانشان بیرون بریزد..
مردها میروند قدم میزنند تا یادشان نرود که به جای گریه باید قدمهای محکم داشته باشند..
همانهایی که اگر عاشق شوند ؛
برایتان شاملو می شوند ،یا فرهاد و بیستون میکنند...
و تو بهشت را روی زمین خواهی داشت...
آری اینها مرد هستند...

فروغ فرخزاد

shadi
shadi
یه شاعر بدون غصه چی می‌تونه بنویسه؟ اون همون‌قدر که ماشین‌تحریرش رو لازم داره، غمش رو هم لازم داره. اولمیاسان{-128-}

گـمـشـده
گـمـشـده


ᴛʜᴇ sᴇᴄʀᴇᴛ ᴏғ ʜᴀᴘᴘɪɴᴇss
ɪs ʜᴀᴠɪɴɢ ʟᴏᴡ ᴇxᴘᴇᴄᴛᴀᴛɪᴏɴs
ɪɴ ʟɪғᴇ ^_^❤

فقط خدا
فقط خدا
دوستان مجرد ساینایی یه سوال :هوم

اگه یه روزی مزدوج بشین بازم ساینا میاید؟؟شریک زندگیتونم میارید ساینا؟؟یا چی؟؟:سوال:هوم


لطفا جواب بدین:|مرسی:سرخ

・❥✿صَحــرآ❀❧
・❥✿صَحــرآ❀❧
پیرشدن به سن نیست!!!
به این است که:
ورزش نکنی،کتاب نخوانی...
عاشق نشوی، هدیه ندهی، محبت نکنی..
محبت نگیری، مهمانی نروی
پیری به سن نیست.

[ به کیفیت دل است! ]

فقط خدا
فقط خدا
خوشحالی ینی با دوست جونیت برید دور دور:شادی:ارزو

کلیم به یاد قدیما باهم بگی و بخندی:شادی:ارزو

خدایا شکرت:دعا:شادی

ازاین دوستای گلللل براتون ارزومندم:شادی که کنارش چیزی به جز خنده و شادی نیست:شادی

فقط خدا
فقط خدا
[لینک]

:|:|:|:|:|:|{-15-}{-15-}{-15-}{-15-}{-15-}{-15-}

{-65-}{-90-}{-130-}{-131-}{-132-}{-203-}{-200-}{-175-}{-140-}

سکوت شب
سکوت شب
همیشه یه سری آدما وارد زندگیت میشن
و بعد از یه مدت میرن
مدت زمان بودنشون مهم نیس
مهم اینه که وقتی اونا میرن تو میخندی یا گریه میکنی
مهم اینه که وقتی اونا میرن تو راحت میشی یا ناراحت
مهم اینه که وقتی اونا میرن تو خوشحالی یا گریون
مهم اینه…

پلاک
پلاک
سلام.خوبین؟
بعد دوسال برگشتم.چراشم شاید این باشه که دارم گذشته رو مرور می کنم تا باهاش آینده جدید بسازم{-29-}

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو