یافتن پست: #خلوت

وارش
وارش
سلام...
اینجا چه جور جاییه ؟{-43-}{-36-}

shadi
shadi
حالا ک چهار نفر اینجاس
سلام:|

حلما
حلما
چه لذتی بالاتر از این که دور از فضای مجازی با یارت به همراه همان گوشی های قدیمی فکستنی خلوت کنی و با کلمه به کلمه پیامک های کوتاه همدیگر را طولانی به مدت یک عمر از راه دور به آغوش بکشید ..
:حلما

حلما
حلما
دیری است قلب من از عاشقی سیر است
خسته از صدای زنجیر است
دریا اولین عشق مرا بردی

دنیا دم به دم مرا تو آزردی
دریا سرنوشتم را به یاد آور
دنیا سرگذشتم را مکن باور
من غریبی قصه پردازم
چون غریقی غرق در رازم

گم شدم در غربت دریا
بی نشون و بی هم آوازم

می روم شب ها به ساحل ها

تا بیابم خلوت دل را

بوی موج خسته ی دریا

مینویسم اوج غم ها را
دریا اولین عشق مرا بردی

دنیا دم به دم تو آزردی
دریا سرنوشتم را به یاد آور

دنیا سرگذشتم را مکن باور

Hana
Hana
خوش است خلوت اگر يار يار من باشد

هادی
هادی
تا كه خلوت ميكنم با خود؛ صدايم ميكنند!
بعد ؛از دنيای خود كم كم جدايم میكنند!

گوشه گيری انتخابی شخصی خودخواسته است
پس چه اصراری به ترک انزوايم میكنند!

مثل آتشهای تفريحم كه بعد ازسوختن
اغلبِ مردم به حال خود رهايم میكنند!

ای بميری!لعنتی!كُشتی مرا با شعرهات
مردم اين شهر اينگونه دعايم ميكنند!!!

احتمالاً نسبتي نزديك دارم با «خدا»
مردم اغلب وقت تنهايی صدايم ميكنند !

مثل خودكاری كه روی پيشخوان بانک هاست
با غُل و زنجير پايم جابجايم ميكنند!

هادی
photo_2017-08-11_20-21-30.jpg هادی
امام موسی کاظم (ع):

در خلوت، از خدا شرم کنید همانگونه که در آشکار از مردم شرم دارید

هادی
هادی
شعري زيبا در مورد خدا,شعر خدا

پيش از اينها فکر مي کردم که خدا
خانه اي دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس خشتي از طلا

پايه هاي برجش از عاج و بلور
بر سر تختي نشسته با غرور

ماه برف کوچمي از تاج او
هر ستاره، پولکي از تاج او

اطلس پيراهن او، آسمان
نقش روي دامن او، کهکشان

رعدو برق شب، طنين خنده اش
سيل و طوقان، نعره توفنده اش

دکمه ي پيراهن او، آفتاب
برق تيغ خنجر او مهتاب

هيچ کس از جاي او آگاه نيست
هيچ کس را در حضورش راه نيست

بيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا در ذهنم اين تصوير بود

آن خدا بي رحم بود و خشمگين
خانه اش در آسمان، دور از زمين

بود، اما در ميان ما نبود
مهربان و ساده و زيبا نبود

در دل او دوست جايي نداشت
مهرباني هيچ معنايي نداشت

هر چه مي پرسيدم، از خود، از خدا
از زمين، از آسمان، از ابرها

زود مي گفتند: اين کار خداست
پرس وجو از کار او کاري خداست

شعر خدا,شعر درباره خدا,شعر درباره ی خدا

هرچه مي پرسي، جوابش آتش است
آب اگر خوردي، عذايش آتش است

تا ببندي چشم، کورت مي کند
تا شدي نزديک، دورت مي کند

کج گشودي دست، سنگت مي کند
کج نهادي پاي، لنگت مي کند

حلما
حلما
بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در که در عالم نمی‌داند کسی احوال فردا را {-172-}

farzaneh...
farzaneh...
سلام برو بچ من تازه ب جمعتون پیوستم...{-97-}{-155-}{-200-}{-173-}{-165-}{-165-}

مونا یزدی
مونا یزدی
سلام با اجازه از مدیریت سایت من چند نمونه از کارهامو میفرستم اینجا
کسی اگر خواست در خدمتم
@hadi

باغبان
images.jpg باغبان
هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است. حاج محمد اسماعیل دولابی

H.J
imam-hasan-askari-yasgroup.ir-2.jpg H.J
امام عسكري‏ عليه السلام :

مَن وَعَظَ أخاهُ سِرّاً فَقَد زانَهُ و مَن وَعَظَهُ عَلانِيَةً فَقَد شانَهُ

هر كه برادرش را در خلوت پند دهد ، او را آراسته است ،

و هر كس برادرش را در جمع پند دهد ، او را سرشكسته كرده است...
تحف العقول ، ص ۴۸۹ .

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو