یافتن پست: #حسین

El-yas
El-yas
هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند
همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت
یک لاک پشت حسود

او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟
در انتظار پاسخ هستم ، با احترام تمام، لاک پشت

هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟ و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد!

سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی و حسادت می تواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود


ELAHEh
ELAHEh
خواب دیدم که شدم زائر بین الحرمین
صبح گفتم به خودم هر چه صلاح است حسین

آرزوی حرمت کرد مرا دیوانه
أنت مولا وأنا ....هرچه صلاح است حسیـن

【wolf】
【wolf】
نگذار اینجا بوی خار و خس بگیرم

می خواهم از دنیا دلم را پس بگیرم

می خواهم امشب برگ برگِ هستی ام را

از شاخه های این شب نارس بگیرم

من آمدم تا حجم اقیانوس را از

جغرافیای شانه ی اطلس بگیرم

کولی شدم تا مثل تقدیر نگاهت

آیینه را از هر کس و ناکس بگیرم

اما چه با من می کند چشمت که باید

هم گفته، هم نا گفته ام را پس بگیرم

کر نیستند این ناکسان اما چگونه

داد خود از این لشکر کرکس بگیرم

ای تلخ شیرین شوخ تند! ای مرگ! بگذار

کام خود از آن خنده های گس بگیرم

ای با تنم از عطر کافور آشنا تر!

نگذار اینجا بوی خار و خس بگیرم

دلتنگم از جنجال جنگی سرد اینجا

با زندگی می خواهم آتش بس بگیرم


در قاب عکسی کهنه، مادر چشم در راه

تا ماه را در طوقی از اطلس بگیرم

کو دستمال خیس اشک ای روح باران؟

تا گرد از آن چشمان دلواپس بگیرم



محمد حسین بهرامیان

【wolf】
【wolf】
ماه اگر در شبکلاه زر زری زیباتر است

ماه عالمتاب من در روسری زیباتر است



گر چه زیبا می زند پیدا شدن بر موی او

گم شدن در آن شب نیلوفری زیبا تر است



عشق را در گنجه ی سبز قدیمی دیده ام

چشمش از نار و ترنج کودری زیباتر است



"همدلی از همزبانی خوشتر" اما اینکه تو

با زبان از همدلان دل می بری زیباتر است



مادرم می گفت دختر های باغ لشکری

مثل حوری هر یک از آن دیگری زیباتر است



سینه ریز سکه کوب دخترانش در غروب

از قِران آفتاب و مشتری زیباتر است



من به او می گفتم اما - خوب یا بد- گل پری

گل پری از هر چه حوری وپری زیباتر است



بلولای دختران مثل گل بر روسریش

از سکوت این شب کاکل زری زیباتر است



او که من می خواهمش گلخنده های شرقی اش

توی باغ رنگ رنگ روسری زیباتر است



"محمد حسین بهرامیان"

【wolf】
【wolf】
اشتباه اول من و تو یک نگاه بود

عشق ما از اولین نگاه اشتباه بود

گر چه باورت نمی شود ولی حقیقتی است

اینکه کلبه ی من از غم تو روبراه بود

می دویدم و میان کوچه جار می زدم

های های گریه بود و اشک و درد و آه بود

گاه گریه می شدیم و گاه خنده مثل شوق

این هم از تب همان نگاه گاه گاه بود

جنگ بر سر من و خدا و عشق بود سیب

سیب بی گمان در این میانه بی گناه بود

هر کجای شب که مثل سایه پرسه می زدیم

ردی از عبور سرد آفتاب و ماه بود

آفتاب من تویی و ماه من بگو چرا

با حضور آفتاب، روز من سیاه بود؟

اهل شکوه نیستم وگرنه آنهمه غروب

بر غریبی من و تو بهترین گواه بود

هرچه می دوم به انتهای خود نمی رسم

مانده ام کجا، کجای کار اشتباه بود



محمد حسین بهرامیان

【wolf】
【wolf】
کامنت اول{-15-}{-62-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}

【wolf】
【wolf】
باید که ز داغم خبری داشته باشد ،

هر مرد که با خود جگری داشته باشد

حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش

در لشکر دشمن پسری داشته باشد !

حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل

بازیچه ی دست تبری داشته باشد

سخت است پیمبر شده باشی و ببینی

فرزند تو دین دگری داشته باشد !

آویخته از گردن من شاه کلیدی

این کاخ کهن بی که دری داشته باشد

سردرگمی ام داد گره در گره اندوه

خوشبخت کلافی که سری داشته باشد !



حسین جنتی

【wolf】
【wolf】
من! پادشاه مقتدر کشوری که نیست!

دل بسته ام ، به همهمه ی لشکری که نیست!

در قلعه، بی خبر ز غم مردمان شهر

سر گرم تاج سوخته ام، بر سری که نیست!

هر روز بر فراز یقین، مژده می دهم

از احتمال آتیه ی بهتری که نیست!

بو برده است لشکر من، بس که گفته ام

از فتنه های دشمن ویرانگری ، که نیست!

من! باورم شده ست که در من، فرشته ها،

پیغام می برند ، به پیغمبری که نیست!

من! باورم شده ست ، که در من رسیده است،

موسای من، به خدمت جادوگری که نیست!

باید ، برای اینهمه ناباوری که هست،

روشن شود، دلایل این باوری که نیست!

هرچند ، از هراس هجومی که ممکن است،

دربان گذاشتم به هوای دری که نیست،

فهمیده ام ، که کار صدف های ابله است،

تا پای جان محافظت از گوهری که نیست!!



حسین جنتی

【wolf】
【wolf】
گاه در گُل می پسندد،گاه در گِل میکشد

هرچه آدم می کشد، از خامی دل می کشد



گاه مثل پیرمردان ساکت است و باوقار،

گاه مثل نوعروسان،بی خبرکِل می کشد



کجروی های "فُضیل"این نکته را معلوم کرد:

عشق حتی بار کج را-هم-به منزل میکشد



موجهای بیقرار و گوشماهیها که هیچ،

عشق ، گهگاهی نهنگی را به ساحل می کشد!



دوست مست و چشم من مست است و میدانم ، دریغ،

دست از آهو، پلنگِ مست،مشکل می کشد



حسین جنتی

【wolf】
【wolf】
می کشتمت! وساطت ایمان اگر نبود
پروای نان و پاس نمکدان اگر نبود

بی شانه ی تو سر به کجا می گذاشتم
ای نارفیق کوه و بیابان اگر نبود

پیراهنم به دادِ منِ تنگدل رسید،
خود سینه می شکافت، گریبان اگر نبود!

در رفته بود این جگر از کوره، بی گمان
همراهِ صبر، همتِ دندان اگر نبود!

از این جهان سفله به یک خیزش بلند،
رد می شدیم، تنگی دامان اگرنبود!

می گفتمت چه دیده ام و چیست در دلم،
این ترسِ خنده آورم از جان اگر نبود!


حسین جنتی

مونا یزدی
مونا یزدی
مـداحےتایمــ

ےفوق_العآده

مـن غلآم نوڪراتَم
عآشق

ۍمحمدحسین_پویانفر


[لینک]

فقط خدا
فقط خدا

{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}

هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب

گریان، زغمى دیده عالم شده امشب

سیماى جهان، غرقه خون دل «یاسر»

در سوگ رسول اللّه اعظم شده امشب

{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}

هر که بشنیده صداى مجتبى

تا ابد شد مبتلاى مجتبى

سالها بهر حسین باید گریست

تا کنى درک عزاى مجتبى

شهادت امام حسن مجتبی تسلیت باد

{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}

خراسان را سراسر غم گرفته

در و دیوار آن ماتم گرفته

شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد

{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}

【wolf】
【wolf】
انگار غزل آب نباتی شده باشد

وقتی که دو تا لب قر و قاطی شده باشد



لب های تو با طعم انار است و دو چشمت

شیری ست ...که کم کم شکلاتی شده باشد



این طور نگاهم نکن ، انگار ندیدی !

شهری پی عشق تو دهاتی شده باشد



من با تو خوشم با نمد بر سر دوشم

بگذار که عالم کرواتی شده باشد



یک بار به من حق بده ، لب های کبودم

در لیقه ی موهات دواتی شده باشد



باید که غزل های مرا هم نشناسی !!

وقتی که غزل هم صلواتی شده باشد



حسین زحمتکش

【wolf】
【wolf】
گیرا تر از چشم تو هم درگیر خواهد شد

زیبا ترین معشوقه روزی پیر خواهد شد



امروز تعبیرم کن اما خاطرت باشد

خوابی که یوسف دیده هم تعبیر خواهد شد



مردی که عمری تشنه ی جام محبت بود

یک روز از این نا مهربانی سیر خواهد شد



غره مشو این امپراطوری قدرت مند

با حمله ی مشتی مغول تسخیر خواهد شد



دستی بجنبان تا که امروز تو زیبا ییست

دستی بجنبان چون که فردا دیر خواهد شد



حسین زحمتکش

【wolf】
【wolf】
با خنده کاشتی به دل خلق ، "کاش ها"

با عشوه ریختی نمکی بر خراش ها



هرجا که چشم های تو افتاد فتنه اش

آن بخش شهر پر شده از اغتشاشها



گیسو به هم بریز و جهانی ز هم بپاش!

معشوقه بودن است و «بریز و بپاش» ها



ایزد که گفته بت نپرستید پس چرا؟

دنیا پر است این همه از خوش تراش ها؟!



از بس به ماه چشم تو پر میکشم شبی

آخر پلنگ می شوم از این تلاشها!





حسین زحمتکش

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو