یافتن پست: #حس

حلما
حلما
{-128-}
شدم مثل آفتاب پرست
هر لحظه دارم رنگ عوض می کنم
یه لحظه انقدر وجودم پر از امیده که حس می کنم می تونم دنیا رو عوض کنم
یه ذوق بچه گانه میدوه تو تک تک سلول هامو جوری از خود بی خود میشم که احساس می کنم هیچ
چیز و هیچکس نمیتونه جلوی موفقیت هامو بگیره
کلی نقشه واسه آینده می کشم و فقط باید دونه دونه برنامه هامو عملی کنم!!
اما لحظه ی بعد ...
لحظه ی بعد مثل اینکه آخرین بازمانده های یه لشکر شکست خورده تو وجودم نفس میکشه
لشکری که نفس هاشون همراه با درد و خستگی و نا امیدی!!
اینجاست که حتی تو زنده بودنم هم شک می کنم.

حلما
حلما
اشتباه محض!
اینکه باعث بشی یکی بهت علاقه پیدا کنه و بعدش پشت کنی به احساسش،میشه گفت کار بی رحمانه ایه!!
ولی واقعیت اینه که خیلی وفتا این علاقه ناخواسته به وجود میاد!!
یعنی تو خیلی معمولی رفتار می کنی و شاید حتی ندونی این رفتار معمولیت داره باعث دلبستگی مخاطبت میشه،ولی این اتفاق می افته!!
ولی چرا؟؟
چی باعث میشه همچین علاقه هایی به وجود بیاد؟؟
شاید بشه گفت یکی از دلایلی که باعث میشه در فضای مجازی همچین اتفاقی بی افته،اینه که
ما "فضای مجازی" رو زیادی برای خودمون "حقیقی" می کنیم!!
بیشتر وقتها ما برای فرار از مشکلات و یا هر دلیل دیگه ای به سمت اینترنت کشیده میشیم و تو انبوه
اطلاعات و افرادی که باهاشون آشنا میشیم،گم میشیم!!
جذابیت و تنوع فضا باعث میشه ما توش غرق بشیم و از یه دنیای غیر واقعی برای خودمون زندگی
بسازیم!!
مشکل ما اینجاست که نمی تونیم مرزی بین زندگی واقعی و فضای مجازی ایجاد کنیم و همینم باعث
میشه روابطمون رو خیلی جدی بگیریم!!
ما بی توجه به اینکه فضای مجازی باید مجازی باقی بمونه،خودمونو درگیر احساساتی می کنیم که
سرانجامی نداره!!اگرم داشته باشه،به احتمال زیاد سرنوشت خوبی نخواهد بود!

Hana
Hana
عخیییی:|
باز یادم رف پستامو تو گرو بزارم :|

حلما
IMG_20170917_134842.jpg حلما
ميدانى عشق چيست؟
عشق بيش از تنها يك حرف است،
بيش از فقط يك انديشه،
بيش از فقط يك احساس،

عشق، حسى ست كه من به تو دارم.

:حلما

هادی
هادی
@helma
ورود شما به جمع کاربران برتر ساینا رو تبریک میگم :D

حلما
حلما
برام هیچ حسی شبیه تو نیست

کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه

همین که کنارت نفس میکشم

برام هیچ حسی شبیه تو نیست

تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه

تو زیباترین آرزوی منی

منو از این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه

از این عادت با تو بودن هنوز

ببین لحظه لحظم کنارت خوشه

همین عادت با تو بودن یه روز

اگه بی تو باشم منو میکشه

یه وقتایی اینقدر حالم بده

که میپرسم از هر کسی حالتو

یه روزایی حس میکنم پشت من

همه شهر میگرده دنبال تو

همه شهر میگرده دنبال تو

منو از این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه

آیدین
آیدین
شما برو تصادفی از ده تا دختر بپرس از سوسك ميترسی؟



میگه نه بابا،فقط چندشم ميشه

آره منم از اژدها نميترسم،آتيشش اذيتم ميكنه به گرما حساسم آخه{-18-}{-33-}

حلما
حلما
گفتم که دلتنگی همش
گفتی بذار به پای من
گفتم بیا تا ته عشق
گفتی برو به جای من
گفتم که از دوری تو
می میره حس و حال من
گفتی که این فاصله نیست
بین تو و خیاله من
من با تو فهمیدم خدا چه مهربونو ساده بود
که رنگ و بوی گندمو به چهره ی تو داده بود
برگرد ببین حال ِ منو
من عاشقم بی من نرو
با من بمون تنهام نذار
دوست دارم ای بی قرار..
برگرد ببین حال ِ منو
من عاشقم بی من نرو
با من بمون تنهام نذار
دوست دارم ای بی قرار..
به کوچه ها نفس بده
از شهر من سفر نکن
این همه طاقت منو
یک شبه بی اثر نکن
نباشی تویه واژه هام
من از دلت نمیگذرم
من از نبودنت بازم
شعرو به گریه میبرم
من با تو فهمیدم خدا چه مهربونو ساده بود
که رنگ و بوی گندمو به چهره ی تو داده بود..
برگرد ببین حال ِ منو
من عاشقم بی من نرو
با من بمون تنهام نذار
دوست دارم ای بی قرار..
{-15-}{-15-}{-15-}

هادی
هادی
کد استیکرای جدید فعلا ازینجا بردارین :D
اگه عکس کوچیک بود روش بزنید بزرگ شه


هادی
هادی
كاش میشدقلب ما از یاس بود
تك تك گلبرگ آن احساس بود

پاك وسبز وساده وبی ادعا
كاش میشد بهتراز الماس بود

كاش میشد عشق راتفسیركرد
عاشقی را بامحبت سیر كرد ...

حلما
حلما
ایـن شـایـد آخـریـن پـسـت مـن تـو ایـران بـاشـه!!! مـن دارم مـیـرم آلـمـان... واقـعـاً دلـم خـیـلـی
واسـه ایـران و بـچـه هـای سایت تـنـگ مـیـشـه ... هـمـه چـی سـریـع اتـفـاق افتاد خیلی سـریـع...
بـرای خـودم هـم بـاورش سـخـتـه از هـمـه بـایـد دل بـکـنـم.... دیـگـه حـرفـی نـدارم جـز سـلامـتـی و
مـوفـقـیـت شـمـا هـمـیـشـه خـنـده بـه لـبـاتـون بـاشـه, فـدای مـهـربـونـیـاتـون بـشـم...
اگـه روزی بـخـوام بـرم خـارج ایـنـطـوری پـسـت بـذارم خـوبـه؟؟؟


کـصـافـط هـم خـودتـونیـد^_^{-7-}

حلما
images-4.jpg حلما
{-128-}

هادی
هادی
مطالبی که میفرستین چرا تو گروه ها نمیفرستین؟ {-28-}

مهرابه
مهرابه
ما حزب جامانده گانیم...
یک قشر ضعیف از جامعه هستیم...
ندانسته،شاید هم نخواسته وارد رابطه ایی شدیم و دل بستیم...
حالا مانده ایم و خاطره هایمان...!
مانده ایم،پشت سدی بنام بلاک کردنمان!
مانده ایم،با بوی خیانت...!
مانده ایم،با قدم زدن های طولانی در خیابان ها!
مانده ایم،با مرور حرف هایی در کافه ها!
مانده ایم،با سیگارهای پشت سرهم در تراس ها!
مانده ایم،با کوهی از نفهمی ها...!
مانده ایم ،با تشنه بودن مردم با درک کلمه شعور!
مانده ایم با خودمان...غرور له شدمان...!
مانده ایم با تنهایی مان...!
برای ما کاری کنید...!
نگذارید،حسرت شنیدن اسممان،دیوانه مان کند!
نگذارید،بودن ادمی را به دیگری ترجیح دهیم!
نگذارید اسم ادم لعنتی زندگیمان،نام فرزندمان باشد!
نگذارید،جوانی به مرگ و خودکشی اش فکر کند
دو،سه شب!
نگذارید،ارزو هایمان،ارزو بمانند...


@dark_mind_me

هادی
هادی
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام

جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم

منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو