یافتن پست: #توهم

تُــــ
تُــــ







امروز دوستت دارم
فردا دوبارع بیشتر دوستت دارم
فردای فرداها نیز
حتی اگر هیچ وقت
نخواهی ام..نخوانی ام..نبینی ام
من باز تمام روزهای اینده
تورا همچون گذشته
دوست خواهم داشت . . . ♥

♥ I LOVE YOU ♥ ♥ I LOVE YOU ♥ ♥ I LOVE YOU ♥ ♥ I LOVE YOU ♥

هر کسی تو زندگیش یه نباشه نمیشه ای داره!
مثلا یکی آهنگ تو زندگیش
یکی لباس های رنگی رنگیش
یکی کتاب های رمانِ آخرشباش
یکی مسافرت و خوشگذرونیش
به گمونم
توهمون نباشه نمیشه‌ی منی
نباشی هیچ چی روبراه نیست و نمیشه
از احوالاتم بگیر تا روال زندگیم...!
♥ I LOVE YOU ♥ ♥ I LOVE YOU ♥ ♥ I LOVE YOU ♥ ♥ I LOVE YOU ♥

هیچ وخت اجازع نمیدم غرورم باعث بشع احساساتم رو بروز ندم ...
عشق فقط به جنس مخالف نیس...گاهی ادم عاشقع رفیقش میشه : )
دوصت دارم . . . :قلب
امیدوارم همیشه خوب و خوش و شاد و سلامت و موفق و خندون ببینمت : )
*. . . تفلدت موبآرک . . . *


@lost

مَنـ
Screenshot_۲۰۱۹۰۴۲۵-۲۳۱۸۱۸_Gallery.jpg مَنـ
حالمان خوب...
دلمان شاد...
اگه بنده های خدا بزارن:خسته
@sahel
@wolf

shadi
shadi
یه شاعر بدون غصه چی می‌تونه بنویسه؟ اون همون‌قدر که ماشین‌تحریرش رو لازم داره، غمش رو هم لازم داره. اولمیاسان{-128-}

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
soalcity_3102.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
عشق یعنی توهمی که به تو پر و بال ذهنی میدهد و کم کم فروکش میکند.
در قفس آهنی ذهن............
ومن عاشق قفس اهنی تو.........
[لینک ]

مَنـ
مَنـ
کم پیدایی چرا سکوتی؟
@sahel

فقط خدا
فقط خدا
سلام،صبح بخیر:خمیازه

فقط خدا
فقط خدا



:سلام :های {-142-}

مَنـ
مَنـ
بوخودا از بیکاری پوسیدم:گگگ:گگگ:گگگ
:|
اسم:الهه
فامیل:فضولی؟ ب...:دی
داداش؟: دارم ولی ازش خوشم نمیاد
آجی:ندارم ولی دوست داشتم داشته باشم(:
بابا؟: دیونه دارم:مشکوک
مامان؟: یکی:سوت:/
عشق؟: والا یکی هس ن میخوامش ن فراموش میشه لامصب..گرفته مارو..:حلما
دوست؟: دارم(:
اسماشون؟: مهتاب،زینب،فاطمه،سحر،ساناز،آیدا ،مبینا،نازنین،و...:الهه
سن؟:تازه رفتم 17:خجالت
قد؟:158:دی
وزن؟: فضولی؟:/
پایه؟:دهم
رشته؟:انسانی:دی:لاو
ظاهرم؟: تعریف از خود نباشه بم میگن بانمک:خجالت..ولی دماغم ب ی عمل نیاز دارع:حلما
اخلاق؟: بقیه باس بگن ..اما سعی میکنم با طرف خوب باشم ...ب نظر خودم کم عصبانی میشم اما خب وقتی ک بشم خودم از خودم بدم میاد....جو زده میشم یهو ک نمونش همون المپیاده....لج میکنم بعضی وقتا....بیشتر وختا نیشم بسی زیبام بازه :دی:خجالت
ملقب به؟: زیاده خو....جیغ جیغو...خاله ریزه...الهه پلنگ...استیل البرز:/....پر حرف...الی...عشق بابا...مایه عذاب مامان...بدترین خواهر دنیا...
تیپم؟:چادر سرم میکنم اما زیر چادر همیشه اسپرت:دی
خصوصیت :جیغا و زبونم همه جا فعاله اما ن جلو ی پسر غریبه اونم تو واقعیت(:
تموم شد:دی

سکوت شب
سکوت شب
شده یه وقتایی دلت گرفته باشه که خودتم نمیدونی چرا؟؟
نخای با کسی حرف بزنی ولی بخای که یکی کنارت باشه
کسی ک فقط بغلت کنه و توهم فقط اشک بریزی


مَنـ
مَنـ
چقدر شلوغ...چقدر فعالیت....چقد پیام و رخداد....چقدرررررررررررر توجه.....چقدررررررررر عشق و علاقه...بابا هلاکتونم ینی...غشیدم جون شوماها:تهوع:تهوع:خسته:|:|

تُــــ
تُــــ
تنها تر از نیلوفرِ مُردابِ خاموشی

غمگین تراز بارانیِ سردی که می پوشی



با چشم هایی خسته و تب کرده بیدارم

می ترسم از یک پلک و یک دنیا فراموشی



می ترسم از برق نگاهت لحظه ی رفتن

از سردیِ آهِ تو هنگام هم آغوشی



یک شب دلت راجای من بی"تو"تصورکن

دیدی چه ساده مثل سیر وسرکه می جوشی



فنجان قهوه ، شعر، شب ،"نه نه " نمیچسبد

لطفا بمان حتی اگر چیزی نمی نوشی



لطفا شبت را روی بازوهای من سر کن

ای چشم هایت بهترین دارویِ بی هوشی



رویای من مردن به روی دست های توست

هرچند بعد ازمن توهم مشکی نمیپوشی



سجاد صفری اعظم

تُــــ
تُــــ
بیاین مشاعره کنیم:دی
ممنون اینقد توجه میکنین:خسته:جارو

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
141170521201441334917717215722421071140105.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
عارفی-میگفت-
به اندازه و ظرفیت آدم ها به آن ها محبت کن
چون آن ها دچار ، خود بزرگ بینی ، دل زدگی ، جو زدگی.میشند
و زمانی میاد این را جزو تو میدونند .. وگاهی برای انجام ندادن کاری ..از تو کینه به دل خواهند گرفت و شروع به رفتار خواهند کرد
پس!آرام آرام محبت کن و اگر ناسپاسی دیدی
آرام آرام خارج شو ، انگار نه که از اول بودی ... [لینک ]

تُــــ
تُــــ
پرسیدی و شرحی به جز حال خرابم نیست

بیدارم و خاموش غیر از این جوابم نیست

زهری به غایت تلخ در رگ جای خون دارم

در خویش می پیچم گریز از پیچ و تابم نیست

فانوس سرگردان این شهرم ولی افسوس

جانم برامد از دهان و آفتابم نیست

تا شب هراسانم غرورم هست و شورم نه

تا صبح بیدارم خیالم هست و خوابم نیست

در پای خود می ریزم و خاموش می سوزم

پروای این اندوه بیرون از حسابم نیست

آنقدر نومیدم که وقت تشنگی حتی

ذوق توهم بین دریا و سرابم نیست

پنداشتی دریای آرامم ولی از ترس

روحم ترک برداشت و دیدی حبابم نیست



عبدالجبار کاکایی

مَنـ
مَنـ
من تو تنهاییام، حتی خودمم ندارم(::خنده

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو