یافتن پست: #تـو

silent girl
silent girl
بَـعـضـے وقـت هـا سُکـ♥ــوُت مـیِـکُـنـے ...
چـُوלּ آنـقَـدر رَنـجـیـده اے کِـہ نِـمـے خـوآهـے حـَرفـے بِـزَنـے
بـَـعـضـے وَقـت هـا سُکـــوُت مـیـکُـنـے ...
چُــــوלּ واقـِـعـَا حـَرفـے واســِـه گُـفـتَـלּ نَــدارے
گـآه سُـکــوُت یــہ اِعــتِراضِـــہ
گـــآهــے هـَــمــ بـِـہ اِنــتـِـظـــآر
اَمـا بـیـشـتَـر سُکـُوت واسـہ ایـنـہ کِـہ ...
هـیـچ کَلَمِــہ اے نِـمـے تـوُنـِـہ غَـمے رُو کِـہ تُـو دَر
وُجـودت دآرے تــُـوصـیـف کـُـنـِــہ..

Silent wolF
Silent wolF
می دانم…
تو دست نیافتنی ترین معشوق زمین باش!
حتی دور از دستانِ من،
ولی باش..!
اینجا میان شعرهای من
دست کسی به تو نخواهد رسید…
از میان انبوه زخم ها
سکوت بغض ها
و خاموشی واژه ها
“تـو”
بی بهانه سر ذوقم می آوری …
پس بمااان

سکوت شب
سکوت شب
زن اسـت دیـگــر!

زن

گـاهـی سـعــی مـی کـنـد،

مـردانـه بـازی کـنـد!!!

مـردانه کـار کـنـد…

مـردانـه قـدم بـردارد

مـردانـه فـکـر کـنـد

مـردانـه قـول دهــد

امـا هـر کـاری هـم کـه بـکـنـد

زن اســت!!!

احـسـاس دارد

لـطـیف اسـت

یـک جـا عـقـب مـی نـشـیـنـد و مـحـبـت تـو را مـی خـواهـد

زن اسـت دیـگــر…

فقط خدا
فقط خدا


روزی پر از عشق و مـحبت
روزى پر از موفقيت و شادى
روزى پر از خنده و دلخوشى
و روزی پر از خبر های خوب
براتون آرزومندم

{-180-}شـنـبـه‌تـون گــلبــارون{-180-}

فقط خدا
فقط خدا
تقــدیم بـه تـویــــی کـه نـدارمـــت:

میان تمام نداشتن هادوستت دارم؛

شانس دیدنت راهرروز ندارم ولی دوستت دارم؛

وقتی دلم هوایت رامیکندحق شنیدن صدایت راندارم ولی دوستت دارم؛

وقت هایی که روحم دردداردومیشکند شانه هایت رابرای گریستن کم دارم ولی دوستت دارم؛

وقت دلتنگی هایم،آغوشت رابرای آرام شدن ندارم ولی دوستت دارم؛


آری همه ی وجودمی ولی هیچ جای زندگیم ندارمت؛
ومیان تمام نداشتن هابازهم باتمام وجودم دوست دارمت:قلب


Silent wolF
Silent wolF
که گفـته با من عاشق همیشه بسـتیزی؟

مگــــــر تـو دخـتــر ایـل و تبــــار چنگــیزی؟

شراب و شهـد و شکر محض دیگران امــــا

به ظرف سینه ی من زهر اخم مـی ریزی!

چه بی ملاحـظه گفتی در آخــرین پاسخ :

برای عشــق بزرگــم حقـــــیر و ناچـــیزی

مقــــابل همــه فصــل بهــــــار و گل ریزان

به من که می رسـد انگـار فصـــل پایـیزی

برای بنــد محبـــت میـانمــــــان هــــر روز

شبـیه چـاقــوی زنجـــــان بـرنـده و تیــزی

به اعتقـاد من اینگــونه از محـــالات است

بیـــایی و به هـــوای دلــــم در آمـیـــزی !



جواد مـزنـگــی

Silent wolF
Silent wolF
با تو می مانـَم که از نـام تو دل آذیــــن شود ...

تا که شرح عشقمان یک قصـــه ی دیرین شود

آنـقَـدَر شــور از دلـم صَــــــرفِ نگــاهــت میکنم

تا تمــام تلخـی چشمـــــــان تـو شیــرین شود

آنچنـــان پـــرشـــور میـرقصــم کــه از تـأثیــر آن

مـوجِ موهــــایِ تو هـــم یکـجــور آهنگــین شود

مطـمئنــم هـــــم زمــــان بـا دیــدنِ لبخـــندِ تو

چشمهــایم روبــروی هــر غمـــی رویـین شود

جالب است اینکه : فقـط کافیـست تا نام تو را

بر زبان آرم کـــه از آن خـــانه عطـــرآگیـن شود

« دوستَت دارم » اگر جــزوِ گنــاهان من است

دوست دارم تا گنـاهم باز هـــم سنگین شود !



جواد مـزنـگــی

Silent wolF
Silent wolF
باشـد بـــرو بـعــد از تـــو هـم مـن می تـوانـم

سـرشـار از عـشـق و پــر از شـادی بـمـانــم،



این اشک ها از شـوق یک فصل جدیـد است

دارم تـــو را از چـشـم هـایــم می تــکــانــم



حـالا رهـایــم از تـــو می خـواهــم از امــروز

قــدر تـمــام لـحـظـه هـایــم را بـدانــم



بــیـــزار بــودم از بـه امــیــد تــو بــودن

ایـنـکـه تــو مجـبـورم کـنـی شـاعـر بـمـانـم



یـادت می آیـد حـرف شـیـریـنـم تــو بـودی

مـثـل شکـر حـل می شدی در استکانـم؟



دیـدی چـگـونـه روی لـب هایـم تـرک خورد

شعـری که می شد از تـه قـلـبـم بخوانـم؟



بـاشـد بــرو حـالا کـه احـسـاسـی نـداری

بـاشـد بـرو بـعـد از تــو هـم مـن می توانـم ...





شیرین خسروی

Silent wolF
Silent wolF
جـدال عـقـل و دل هـمـواره در مـن مـاجــرا دارد
شـبـیـه سـرزمـیـنــی کـه دو تـا فـرمـانــروا دارد

شـبیـه سـرزمـیـنـی که یـکـی در آن بـه پـا خـیـزد
یـکـی در مـن شـبــیـــه تــو خـیـــال کـودتــا دارد

منِ دل مـرده و عـشـق تـو شایـد منطـقـی باشـد
گـل نـیـلـوفـــر اغـلــب در دل مــرداب جــا دارد

تو دلگرمی ولی همپـا و همدستی نخواهد داشت
کسـی که قصـد مانـدن با من بی دسـت و پـا دارد

خودم را صرف فعل خواستن کردم ولی عمری ست
تــوانــسـتــن بــرایــم مــعـنــی نــا آشــنـــا دارد

زیـاد است انـتـظـار مـعـجـزه از مـن کـه فـرتـوتـم
پیمبـر نیسـت هر پیـری که در دستش عـصـا دارد...


"جــواد مـنـفــرد"

Silent wolF
Silent wolF
من پیر شدم ،دیر رسیدی،خبری نیست

مانند من آسیــمه سر و دربـدری نیست



بسیار برای تـو نـوشتم غم خود را

بسیار مرا نامه ،ولی نامه بری نیست



یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

حالا که دری هست مرا بال و پری نیست



حالا کـه مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا بـرده و از مـن اثری نیست



بگذار که درها همگی بسته بـمانـنـد

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست



بگذار تبر بـر کمر شاخه بکوبد

وقتی که بهار آمد و او را ثمری نیست



تلخ است مرا بودن و تلـخ است مرا عمر

در شهر به جز مرگ متـاع دگری نیست



ناصر حامدی

Silent wolF
Silent wolF
دوست دارم جستجو در جنگل موی تـو را

از خدا چیزی نمی خواهم به جز بوی تو را



دخـتر زیـبای جنگل های آرام شمال !

از کـجا آورده دست باد گیسوی تو را ؟



آستینت را که بـالا داده بودی دیـده انـد

خلق ، رد بوسه ی من روی بازوی تو را



چشمهایت را مراقب باش ، می ترسم سگان

عــاقبت در آتـش انــدازنـد آهــوی تو را



کاش جای زندگی کردن در آغوشت ، خدا

قسمتم مـی کرد مردن روی زانوی تو را



ناصر حامدی

شیما
شیما
دوسـتـم امـروز ازم پـرسـید:بـه نـظـرت آتـیـش جـهـنـم چـه قـدر سـوزانـه ؟؟؟
مـن :خـیـلـی کـمـتـر از زُل زدن بـه عـکـسـی کـه صـاحـبـش بـرای هـمـیـشـه تـو رو تـرکـت کـرده...!!!
(( چـقـدر درد داره از عـشـقـت یـه عـکـس مـونـده بـاشـه بـرات ))

S҉A҉H҉R҉A҉
S҉A҉H҉R҉A҉
گـاهـی بـعـضـی هـا رو ؛خـیـلـی راحـت مـیـبـخـشـی!!!

چـون دوس داری ،بـازم تـو زنـدگـیـت بـاشـن ... !!!

15 دیدگاه
1397/08/5 - 20:43 توسط موبایل · ۳ موافق

15 دیدگاه
Silent wolF
Silent wolF
در استکان من غزلی تازه دم بریز

مشتی زغال بر سر قلیان غم بریز



هی پک بزن به سردی لبهای خسته ام

از آتش دلت سـر خاکسترم بریز



گیرایی نگاه تـو در حد الکل است

در پیک چشمهای ترم عشوه کم بریز



وقتی غرور مرد غزل توی دست توست

با این سلاح نظم جهان را به هم بریز



بانو! تبر به دست بگیر انقلاب کـن

هرچه بت است بشکن و جایش صنم بریز



لطفا اگر کلافه شدی از حضـور من

بر استوای شرجی لبهات سم بریز...!



امید صباغ نو

Silent wolF
Silent wolF
ﺩﯾـﺪﻩ ﺍﯼ ﺷــﯿﺸــﻪ ﻫـﺎﯼ ﺍﺗـﻮﻣﺒــﯿﻞ ﺭﺍ ﻭﻗـﺘـﯽ ﺿﺮﺑــﻪ ﺍﯼ ﻣــﯽ ﺧـﻮﺭﻧـﺪ

ﻭ ﻣـﯽ ﺷـﮑﻨـﻨـﺪ !؟

ﺩﯾــﺪﻩ ﺍﯼ ﺷـﯿﺸــﻪ ﺧــﺮﺩ ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ

ﻭﻟــﯽ ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧﻤــﯽ ﭘﺎﺷــﺪ !؟

ﺍﯾـــﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﻫﻤـــﺎﻥ ﺷــﯿﺸــﻪ ﺍﻡ ؛

ﺧــﺮﺩ ﻭ ﺗــﮑـﻪ ﺗــﮑــﻪ ،

ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧـﻤـــﯽ ﭘــﺎﺷـﻢ ﻭﻟـــﯽ ﺷــﮑـﺴﺘـــﻪ ﺍﻡ . . .

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو