یافتن پست: #ترسم

payam
v03rlucjbff5coslhsvs.jpg payam
@wolf
همش مال خودت{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}

مهرابه
مهرابه
من از لجاجت اين روزگار مي ترسم
به لب نمي برم آن را كه آرزو دارم


【wolf】
【wolf】
مرد : ماه من می شوی؟
زن : آن وقت دستت به من نمی رسد!
مرد : حالا میگی چکار کنم؟
زن : ماهی ات می شوم!
مرد با خوشحالی گفت: چه عالی! داشتن ماهی چه کیفی دارد!

زن گفت: حالا که ماهی ات شدم، اجازه بده کمی شنا کنم. ماهی به شنا زنده است!
مرد گفت: کجا می خواهی شنا کنی؟
زن گفت: چشمان زلالت، جان می دهد برای شنا کردن!
مرد گفت: راست می گویی؟ چگونه؟
زن گفت: تو فقط اجازه اش را بده شنا کردن با من!
مرد قبول کرد و گفت:
باشه! ولی زیاد از ساحل دور نشو! می ترسم غرق شوی!

زن به شکل ماهی در آمد و به داخل چشم مرد شیرجه زد و شنا کنان وارد دل مرد شد و دید که ماهی های دیگری در آنجا مشغول شنا و جست و خیز هستند.
او دیگر معطل نکرد و شنا کنان برگشت و از چشم مرد بیرون پرید و به راه افتاد که برود.
مرد پرسید: چی شده ماهی من؟ کجا می روی؟
زن جواب داد: می روم ماهت بشوم!
مرد گفت: آن وقت دستم به تو نمی رسد!
زن گفت: همان بهتر که نرسد!
مرد پرسید: آخه چرا؟!
زن گفت: چرایش را از دلت بپرس!
دل كه نیست، حوضچه پرورش ماهی ست!{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

فقط خدا
فقط خدا
آبجیم هی میگه توپ پیلاسکیتی...منم میگم خدایا این چی میگه:سوال
آخرش فهمیدم منظورش توپ پلاستیکیه =)):قهقهه


پیلاسکیتی=)){-91-}

【wolf】
【wolf】
نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینم

کسی انگار می خواهد ز من، تا با تو بنشینم



تن یخ کرده، آتش را که می بیند چه می خواهد؟

همانی را که می خواهم، ترا وقتی که میبینم



تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی

و بی شک دیگران بیهوده می جویند تسکینم



تو آن شعری که من جایی نمی خوانم، که میترسم

به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم



زبانم لال! اگر روزی نباشی، من چه خواهم کرد؟

چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟



نباشی تو اگر، ناباوران عشق می بینند

که این من، این من آرام، در مردن به جز اینم



محمد علی بهمنی{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینم

کسی انگار می خواهد ز من، تا با تو بنشینم



تن یخ کرده، آتش را که می بیند چه می خواهد؟

همانی را که می خواهم، ترا وقتی که میبینم



تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی

و بی شک دیگران بیهوده می جویند تسکینم



تو آن شعری که من جایی نمی خوانم، که میترسم

به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم



زبانم لال! اگر روزی نباشی، من چه خواهم کرد؟

چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟



نباشی تو اگر، ناباوران عشق می بینند

که این من، این من آرام، در مردن به جز اینم



محمد علی بهمنی{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

سکوت شب
سکوت شب
گاهی وقتها ...

مثل دیشب٬ مثل امشب

که هوای روزگارم ابری٬

هوای چشمانم بارانی٬

و هوای قلبم طوفانی ست

نوازشم کن...

تا نترسم از تنهایی٬

تا باور كنم كه هنوز

دلخوشي ها كم نيست...

سکوت شب
سکوت شب
اینجا حرف های یک دل است



اینجا غربت و غم است



به سمت من نیا كه با وجودت



درد تنهایی من بیشتر خواهد شد



بگذار رنج تنهایی خود را بكشم



من از زجر كشیدن در خودم لذت می برم



طاقتم زیاداست برای معلولیتم اما



طاقت دردهایی كه فردا بر دل من میگذاری را ندارم



من طاقت رفتن تو را ندارم



به سمت من نیا



با نگاه گیرایت صدایم نكن



من فقط مسافری هستم كه تنها چند روز



در چشمان تو میهمان خواهم بود



زجرهایی كه احساس تو بر دل من خواهند گذاشت را



باخود بردار و از شهر تنهایی من برو



من از احساس میترسم ، مرا ترسانده اند



من از محبت میترسم،مرا ترسانده اند



من از دوست داشتن هراسانم



من تا ابد محكومم به غربت وتنهایی



من به سمت تاریكی ها كشیده شده ام



من قدر روشنایی را نمی دانم



من از شهر دوستیها فراری هستم



من تنها مسافری غریبه در این شهر بی هیاهو هستم و



خوب میدانم كه روزی در همینجا باید مرگ خود را



با دردها و رنجهایم جشن بگیرم



از من دور شو و به سمت من نیا



من زخم كهنه ای بر دل دارم...

سکوت شب
سکوت شب
خداوندا کفر نمی گویم



به تو اعتماد دارم اما ...



این مخلوقی که تو از روح خودت در آن دمیدی



و احسن الخالقین نامش نهادی



این روزها براحتی رنگ عوض میکند



و فریب میدهد ، تو بگو



چگونه نترسم ؟؟



کمی آرامش از جنس خودت بفرست ...

【wolf】
【wolf】
دیر شد، بازآ
كه ترسم ناگهان پرپر شود،
دسته گل هایی
كه از شوقِ تو در دل بسته ام ...!{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

گـمـشـده
گـمـشـده
در این دنیا از سه اهنگ میترسم :

صدای کودکی از بی مادری
صدای عاشقی از جدایی
صدای مجرمی از بی گناهی

منسوب به

payam
alireza1618-124.jpg payam
...

【wolf】
【wolf】
شاید
پر رنــگ تر شوم
اگر سایه ام را بشناسی
به همین سادگی
مــی ترسم
خود را بتکانم
و تو
از من بریزی
به همین سادگی

دیوآنه_:)
دیوآنه_:)
پووووووف حوصلم سرید ک اه:(

【wolf】
【wolf】
ترسم از آدم‌هائیه که مثل تاکسی باهات برخورد می‌کنن !
آدم‌هایی که بی هوا وارد زندگی میشن، با عجله حرف از دوست داشتن می‌زنند و برای پیش رفتن شتاب دارند ...!
لعنتی‌ها می‌خوان فرار کنن، می‌خوان فراموش کنن !
و وقتی هم می‌بینن به اندازه کافی دور شدن، بی مقدمه میگن : ممنون، پیاده میشم ...!

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو