یافتن پست: #بهشت

Negar
Negar
همسر فرعون
تصميم گرفت که عوض شود ؛
و شُد یکی از زنان والای بهشتی..
پسر نوح
تصميمی برای عوض شدن نداشت...
غرق شد و شُد درس عبرتی برای آیندگان...
اولی همسر يک طغيانگر بود
و دومی پسر يک پيامبر...!!!
️برا عوض شدن بهانه‌ای
قابل قبول نيست...
اين هستی که تصميم می‌گيری
تا عوض شوی...

دیدگاه
1397/09/22 - 03:03 ·

دیدگاه
【wolf】
【wolf】
هوا بدون شما حاصلش نفس دردست

ببین که دوریتان بر سرم چه آوردست



چه فرق می کند اردیبهشت و آذر ماه ؟ !

که هر چه بی تو بروید به چشم من زرد ست



همیشه من و خیالت کنار هم زوجیم

اگرچه هر که بگوید به من که" یک " فرد است



وفا به عشق کسی که کنون کنارت نیست

رویه ایست که در منطق هوس طردست



ز دست بخل زمانه نمی چکد آبی

بگو چگونه بگیرم تو را از این تردست؟!



بیا! برای تو شعرهای ساده می خوانم

فقط نپرس که لیلی زن است یا مردست!





علی حیات بخش

【wolf】
【wolf】
عطر پیراهنت احساس مرا احیا کرد

گرچه چشمان مرا دوری تو دریا کرد



درخودم گم شده بودم که رسیدی باعشق

غافل از خودشدنم در تو مرا پیدا کرد



بی تو یک عمر لبم بر سخن مبهم بود

آمدی نام تو خط لب من معنا کرد



مَثَلِ شوق تماشای تو و سوختنم ...

شعله ی شمع به پروانه ی بی پروا کرد



زیر چشمی به تو هر بار نگاهم افتاد

رنگ رخساره مرا پیش همه رسوا کرد



خواستم توبه کنم از تو که ترکم کردی

عشق در گوش دلم نام تو را نجوا کرد



آدمیزاده ی اخراجی ام از کوی بهشت

دلخوشم-حضرت حق- با نفس حواکرد



در نفس های خود اعجاز مسیحا داری

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کرد



مهدی زکی زاده

iraj
iraj
خیال تو در من

بهشتی ست که در ابرهایش

دو مرغ عشق

تصنیف های عاشقانه را

دوصدائی می خوانند

گل ها

سرشان را بالا می گیرند

تا پروانه ها را ببوسند

زیبائی ات مرا احاطه می کند

با اشک های بهشت در چشمانم

آنجا که رنگین کمان های روشن

هرگز خاموش نمی شود

و ستارهٔ چشمانت

در نور ماه می درخشد

اما

اینهمه زیبائی را چه سود

اگر کسی نباشد که

رؤیاهایم را با او تقسیم کنم ؟!

با این همه

روزی مرا خواهی یافت

در احساسی که

به هیچ کس تعلق ندارد

و شاید دلت خواست اندکی بمانی

تا باور کنی که

اشک های من در بهشت

تنها حسرت یک لبخند را

همراهی می کنند

【wolf】
【wolf】
@payam158

تویِ شیرینی، تو اول! قند، دوم می‌شود

مزه ی سوهان اعلا پیش تو گم می‌شود



بین قُطاب و گز و نُقلِ محلی ساده است

حدس اینکه طعم لبهای تو چندم می شود !



روزها رد می‌شود، چشمت شرابی کهنه‌تر

پلکهایت کم کَمک تبدیل به خُم می‌شود



هر کجا ساکن شوی در نقشه، مانند شمال

جمعیت آنجا گرفتار تراکم می‌شود



چشم بسته، هر کسی بویت کند توی سرش

باغهای پرگُلِ قمصر تجسم می‌شود



ماه را جای تو می گیرم نمی دانم چرا

اینقدر این روزها سوءتفاهم می شود!



دود کن اسپند را، چشم حسود از دیدنت

شورِ شور، اصلا دو تا دریاچه‌ی قم می‌شود



وقتِ شرعی، لطف کن از پیش مسجد رد نشو

موجبات سستیِ ایمان مردم می‌شود



وسوسه یعنی تو! شالیزار هم یعنی بهشت

بیخودی آدم دچار سیب و گندم می شود...





جواد منفرد

s-h-k
s-h-k
استاد اندیشه اسلامی گفت اون دنیا ثواب و گناها رو جمع میزنن اگه مثبت شد میری بهشت اگه منفی میری جهنم !
گفتم اگه صفر شد چی؟ پرتم کرد بیرون

【wolf】
【wolf】
دیشب ای بهتر ز گل در عالم خوابم شکفتی

شاخ نیلوفر شدی در چشم پر آبم شکفتی



ای گل وصل از تو عطر آگین نشد آغوش گرمم

گرچه بشکفتی ولی در عالم خوابم شکفتی



برلبش ای بوسه ی شیرین تر از جان غنچه کردی

گل شدی بر سینه ی همرنگ سیمایم شکفتی



شام ابرآلود طبعم را دمی چون روز کردی

آذرخشی بودی و در جان بی تایم شکفتی



یک رگم خالی نماند از گردش تند گلابت

ای گل مستی که در جام می نابم شکفتی



بستر خویش از حریری نرم چون مهتاب کردم

تا تو چون گل های شب در باغ مهتابم شکفتی



خوابگاهم شد بهشتی بسترم شد نو بهاری

تا تو ای بهتر ز گل در عالم خوابم شکفتی ...



سیمین بهبهانی

【wolf】
【wolf】
یک روز از بهشتت دزدیده ایم یک سیب

عمری است در زمین ات هستیم تحت تعقیب



خوردیم در زمین ات این خاک تازه تاسیس

از پشت سر به شیطان ، از روبرو به ابلیس



از شکر نامت ای دوست با آن که مست بودیم

مارا ببخش یک عمر شیطان پرست بودیم



حالا در این جهنم این سرزمین مرده

تاوان آن گناه و آن سیب کرم خورده



باید میان این خاک ، در کوه و دشت و جنگل

عمری ثواب کرد و برگشت جای اول ... !



سعید بیابانکی

【wolf】
【wolf】
ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت

بر سینه می فشارمت، اما ندارمت



ای آسمان من که سراسر ستاره ای

تا صبح می شمارمت، اما ندارمت



در عالم خیال خودم چون چراغ اشک

بر دیده می گذارمت، اما ندارمت



می خواهم ای درخت بهشتی ، درخت جان

در باغ دل بکارمت، اما ندارمت



می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل

بر سر نگاه دارمت، اما ندارمت



سعید بیابانکی

【wolf】
【wolf】
بیا زمینی باشیم ...
من از دوزخی که راهش به بهشت باشد
می ترسم !
فقط اگر یکی مثل تو کنارِ من باشد ،
عشق باشد ،
جراتِ گناه باشد ...
بگذار زمینی باشیم ...
بهشت همانجاست
که من باشم و تو باشی ...
چه فرقی می کند که معصوم
یا پُر گناه باشیم ؟!


【wolf】
【wolf】
من آتش عشقم که جهان در اثرش سوخت

خورشید ، شبی پیش من آمد ، جگرش سوخت

آدم به تب دیدنم افتاد و پس از آن

هر کس که به دیدار من آمد پدرش سوخت

آتشکده اهل بهشتم من و جزء این

هر کس که نظر داشت به پای نظرش سوخت

شیطان عددی نیست که آتش بزند ،هان!

سودای مرا داشت به سر ، هر که سرش سوخت

ققنوس هم از جنس همین شب پرگان بود

دیوانه خورشید که شد بال و پرش سوخت

تنها نه فقط خانه زهرا و علی ، نه !

هر خانه که با عشق در آمیخت درش سوخت

شاعر خبر تازه ای از عشق شنید و

تا خواست کلامی بنویسد خبرش سوخت



غلامرضا طریقی

گـمـشـده
گـمـشـده
وقتــی بهشت عـزوجل اختــراع شد

حوا که لب گشود عسل اختراع شد‌‌

در چشمهای خسته‌ی مردی نگاه کرد

لبــخند زد و قنــــــد بدل اختـــراع شد

آهی کشید، آه دلش رفت و رفت و رفت

تا هالــــه‌ای به دور زحل اختــــــراع شد

حوا بلوچ بود ولی در خلیـــج‌ فارس

رقصید و درحجاز هبل اختراع شد

آدم نشسته بود ولی واژه‌ای نداشت

نزدیک ظهر بود غــــــــزل اختراع شد

آدم وسعی کرد کمی منضبط شود

مفعول فاعلات فعل اختـــــراع شد

"یک دست جام باده و یکدست زلف یار"

این گونـــه بود ها ! کـه بغل اختراع شد

یک شب میـــان شهـــر خرامیـد و عطســـه زد

فرداش .... پنج دی ...... و گسل اختراع شد!


s-h-k
s-h-k
الان اخلاق خدا خیلی خوب شده ؛ قبلنا سرِ یه سیب خوردن، کله می‌کرد و آدم رو از بهشت مینداخت بیرون. ...
الان ۳ هزار میلیارد هم که بخوری، کاری به کارت نداره؛ ...
نهایت عصبی بشه، پرتت میکنه کانادا

【wolf】
1539967891558816.png 【wolf】
بی تو آن ظلمی که شادی کرد با من؛ غم نکرد

گریه هم یک ذره از اندوه هایم کم نکرد

آن قدر دنیای ما با هم تفاوت داشت که

خطبه های عقد هم ما را به هم محرم نکرد

راز دور افتادنم از خویش را از کس نپرس

هیچکس ظلمی که من بر نفس خود کردم نکرد

نیست تأثیری در ایما، لالها فهمیده اند

اینکه ده انگشت کار یک زبان را هم نکرد

نه هراس از آتش دوزخ، نه اخراج از بهشت

آخرش هم آدمی را هیچ چیز آدم نکرد

اصغر عظیمی مهر

【wolf】
【wolf】
فضای خانه که از خنده های ما گرم است

چه عاشقانه نفس می کشم ! هوا گرم است



دوباره دیده امت ، زل بزن به چشمانی

که از حرارت "من دیده ام تو را" گرم است



بگو دو مرتبه این را که : دوستت دارم

دلم هنوز به این جمله ی شما گرم است



بیا نگاه کنیم عشق را ... نترس ! خدا

هزار مشغله دارد ، سر خدا گرم است



من و تو اهل بهشتیم اگر چه می گویند

جهنم از هیجانات ما دو تا گرم است



به من نگاه کنی ، شعر تازه می گویم

که در نگاه تو بازار شعرها گرم است



نجمه زارع

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو