یافتن پست: #برایت

【wolf】
【wolf】
نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی نگذشته که برایت تکراری شده ام
مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ،قلبم هم نخواهد، خاطرت را خاک میکنم
تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ، میمانم با همان تنهایی و غم

iraj
500x619_1451824509661670.jpg iraj
"تو"
تمامِ اولین ها را
با من تجربه كردے...
از اینجا به بعدَش،
برایت میشود؛
تكرار
تكرار
تكرار

【wolf】
【wolf】
درخت‏ ها همه عریان شدند، آبان شد

و باد آمد و باران گرفت و طوفان شد

نیامدی و نچیدی انار سرخی را

که ماند بر سر این شاخه تا زمستان شد

نیامدی و ترک خورد سینه ‏ی من و آه

چقدر یک شبه یاقوت سرخ ارزان شد

چقدر باغ پر از جعبه‏ های میوه شد و

چقدر جعبه‏ ی پر راهی خیابان شد

چقدر چشم به راهت نشستم و تو چقدر

گذشتن از من و رفتن برایت آسان شد

چطور قصه‏ ام آنقدر تلخ پایان یافت؟

چطور آنچه نمی‏خواستم شود آن شد؟

انار سرخ سر شاخه خشک شد، افتاد

و گوش باغ پر از خنده‏ ی کلاغان شد



پانته‏ آ صفایی بروجنی

payam
payam
بزرگترین,دارایی آدمی
دوستهایی هستند
که برایت,پیغام,میگذارند
که بگویند
حواسشان به توهست
دوست من
هرجا که هستی،
برایت سلامتی وموفقیت
وسربلندی آرزومیکنم

【wolf】
【wolf】
غزل سرودم و گفتی که شاعران آری !

بگو بگو تو به من هر چه در دلت داری



بخاطر تو به سیگار لب زدم گفتی

بدم می آید از این شاعران سیگاری



چه صادقانه برایت غزل سرودم و تو

چه بی ملاحظه گفتی: چقدر بیکاری!



ولی دوباره برایت غزل سرودم من

ولی دوباره بر آن وزن های تکراری



مفاعلن...فعلاتن...مفاعلن... گریه

مفاعلن...فعلاتن...مفاعلن.. زاری





حسین زحمتکش

【wolf】
【wolf】
کسی با"موج" موهایت "کنار" آمد به غیر از من؟

کسی با هستی اش پای قمار آمد به غیر از من؟



کدامین سنگدل فکر شکار افتاد غیر از تو؟

کدام آهو به میدان شکار آمد به غیر از من؟



تمام شهر در جشن "تماشا"ی تو حاضر شد

تمام شهر آن شب در شمار آمد به غیر از من



برایت دستمال کاغذی بودم،ولی آیا

کسی در لحظه ی بغضت به کار آمد به غیر از من؟



مرا از"جمع" خاطرخواه ها"منها" کن ای "حوا"

تو را کافیست "آدم" هرچه بار آمد به غیر از من



حسین زحمتکش

【wolf】
【wolf】
در واقع جمعه....
باید با یک....
کجایی؟ دلم برایت تنگ شده
شروع شود ،و آخرِ شب،
با یک خداحافظی با طعمِ،
امروز خیلی خوش گذشت،
تمام شود

【wolf】
【wolf】
ایستاده ام!

بگذار سرنوشتـ راهش را برود!...

مـن!

همینجـا؛

کنار قولهایتـ!...

درستـ روبروی دوستـ داشتنتـ؛

و در عمق نبودنتـ

محمکم ایستاده ام!

×دستم نقاشی بلد نیست!

اما دلم پر میکشد برایتـ×

【wolf】
【wolf】
کاش تار بودم تا آهنگ دوست داشتن رابرایت بنوازم !
کاش خاربودم تاچشم دشمنانت راکور کنم . . .
افسوس ک نه تارم نه خار

سکوت شب
سکوت شب
می خواهم نام تو را
روی هر قطره آب بنویسم
و بگذارم که آن قطره
روح من را لمس کنم
و در قلب من جذب شود …
من می توانم نام تو را
در هرجا ببینم
در هر رنگ رنگین کمان
در هر ابری در آسمان
خیلی دلم برایت تنگ شده
در این هوای بارانی و عاشقانه

سکوت شب
سکوت شب
ساحل دلت را به خدا بسپار
خودش قشنگ ترین قایق را
برایت می فرستد

گـمـشـده
IMG_20181014_201145_709.jpg گـمـشـده
شاید برایتان جالب باشد که بدانید از لحاظ آمارى و تحقیقات ثابت شده که پدران خوش چهره بیشتر از دیگر مردان داراى فرزند دختر مى شوند!:دی

گـمـشـده
گـمـشـده
آدم ها تا جایشان را برایت خالی نکنند ، ارزش واقعیِ شان را نمی فهمی ... !
بعضی ها آن قدر معرفت دارند که دلشان نمی آید خودشان با پایِ خودشان بروند ...
باید حادثه ای بیاید و آنها را ببرد ... !
تا تو در حجمِ خالیِ نبودنشان ، بنشینی و با خودت سبک ، سنگین کنی ...
ببینی ارزششان در زندگی ات دقیقا کجاست ؟!
ببینی رفتارت درست بوده ؟!
تازه متوجه می شوی که در اولویت بندی هایت چقدر بیراهه رفته ای ،
چقدر کمتر از لیاقتشان به آنها بها داده ای ...
تازه می فهمی باید در رفتار و بذلِ محبت کردنت اساساً تجدید نظر کنی ...
حواست باشد ؛
آدم هایِ خوب ، بی توجهی که دیدند خودشان نمی روند ، روزگار آنها را می برد ...‌


【wolf】
【wolf】
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است
باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست

شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم ، توی گلدانی که نیست

چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری ، بین دستانی که نیست

وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست

می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم، با یاد مهمانی که نیست
{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

سکوت شب
سکوت شب
محـــکم تر از آنم که برای تنــها نــبودنم


آنچه که اســـمش را غــرور گذاشته ام


برایت بــه زمیـــن بکوبــم


احـســاس من قیمتــی دارد


که هرکس ارزش آن را ندارد...

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو