یافتن پست: #برایت

Silent wolF
Silent wolF
نه ! اینطور نمی شود
یا تو مرا ببوس
یا من تو را
یا تو اخم هایت را باز کن
یا من اخم هایت را باز می کنم
فکرش را هم نکن
این شب؛ بی تو صبح نمی شود
بی آغوشِ مچاله شده ی من میانِ بازوانت
بی من چای که هیچ
آب هم از گلویت پایین نمی رود
انقدر آن صفحات مجله را ورق نزن
در هیچ کدام از صفحه هایش
تصویرِ مرا پیدا نمی کنی
من رو به رویت نشسته ام
منتظرم !
بیا !
بیا و با همان غرور همیشگی ات
از در و دیوار گلایه کن
اصلا بگو چرا گلدانِ کنارِ پنجره کج شده
بگو کتریِ چای خودش را کشت
بیا و بگذار من دست به دورِ کمرت بی اندازم
در چشمانت نگاه کنم
و آرام بگویم :
عشق مغرورِ لجبازِ من؛ من هم دلم برایت تنگ شده

عادل دانتیسم

shadi
IMG_20190307_200138_018.jpg shadi
از هوایی که جدید ست برایت چه خبر؟
پیش "او" بعدِ من از حال و هوایت چه خبر؟
.
رفته بودی که مرا دور کنی از چشمت
من به عشق تو نشستم به دعایت ... چه خبر؟
.
صبر کن یاد من آمد که بگویم این را ...
نه ! ولش کن چه بگویم به خطایت ؟ چه خبر؟
.
من شنیدم که پشیمان شده ای، اما حیف
دیگر اکنون شده ام پیر به پایت! چه خبر؟
.
آنکه میگفت تو را جان خودش می داند!
ولی انگار که "او" کرده رهایت! چه خبر؟
.
سالیانست که دلتنگ صدایت هستم
راستی! عشق من از زنگ صدایت چه خبر؟
.

.
.

silent girl
silent girl
یادمان باشد که : او که زیر سایه ی دیگری راه می رود، خودش سایه ای ندارد.

یادمان باشد که : هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

یادمان باشد که : زخم نیست آنچه درد می آورد، عفونت است.

یادمان باشد که : در حرکت همیشه افق های تازه هست.

یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران تعریف کنم.

یادمان باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند.

یادمان باشد که : حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند،

یادمان باشد كه: دلی نو بخریم

یادمان باشد که : فرار؛ راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی.

یادمان باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند.

یادمان باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.

یادمان باشد که : آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند.

یادمان باشد که : لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.

یادمان باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.

یادمان باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد، نه نگاه !

یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید

Sara
Sara
دوستت دارم "
همانقدر آرام ،
و همانقدر پُرشور ...
من تو را تا به ابد همانقدر
بی نظير دوست خواهم داشت!♥
┅✶❤️✶┅┅✶❤️✶┅┅✶❤️✶┅✶┅┅✶❤️┅
در ایــن دل انگیـز
بلنـد،
لبخــند و
لطـفِ را آرزومنـــدم
┅✶❤️✶┅┅✶❤️✶┅┅✶❤️✶┅✶┅┅✶❤️┅

♥♥♥♥♥ღღღ♥

Sara
Sara
آن روز فرا میرسد ...
روزی که تمامشان ، تنهایت میگذارند !
تمامِ آن هایی که قولِ تکیه گاه بودن
به تو داده بودند ،
میروند و نشانت می دهند
که بیهوده اعتمادت را نثارشان کرده بودی !
اما غصه خوردن ندارد ،
یک نفر هنوز هم برایت مانده ...
همانی که تمامِ لحظاتی که
حتی تو به او فکر هم نکرده ای ،
هوایت را داشته ...
همان که من " خدا " میخوانمش

Sara
Sara
آن روز فرا میرسد ...
روزی که تمامشان ، تنهایت میگذارند !
تمامِ آن هایی که قولِ تکیه گاه بودن
به تو داده بودند ،
میروند و نشانت می دهند
که بیهوده اعتمادت را نثارشان کرده بودی !
اما غصه خوردن ندارد ،
یک نفر هنوز هم برایت مانده ...
همانی که تمامِ لحظاتی که
حتی تو به او فکر هم نکرده ای ،
هوایت را داشته ...
همان که من " خدا " میخوانمش{-118-}{-118-}{-118-}

{ ما با کسی عهد اخوت نبستیم  }
hejab-profile-hayatkhalvat-com-14.jpg { ما با کسی عهد اخوت نبستیم }
اگر زجمله {ملامت} شنیدم از تو شنیدم
دلم برایت گرفت {یار قدیمی}

[وفا نکردی و کردم،] خطا ندیدی و دیدم

رمیدی و نرمیدم، [بریدی و نبریدم] [لینک ]

silent girl
46858675_734885230201576_6512841689797327269_n.jpg silent girl
الهی بمیــرمـ برایـِ خــودم...(:

Silent wolF
Silent wolF
هوووف حوصلم پوکید ک:|

سکوت شب
سکوت شب
ناگهان دلت می گیرد...
حرف منت نیست اما صد برابر پس گرفت گردش دنیا
خوشا جانی! که جانانش تو باشی
تو تنها دعای قشنگ منی
دلم برایت تنگ شده...
نیم عمرت در پریشانی رود نیم دیگر در پشیمانی رود
خواستم بعد تو برگردم به خودم , خودم نبودم...
پدرم همه ی وجودمه...
از نگاهت میشه فهمید تو به من علاقه داری
خدایا کمی آرامش...

Silent wolF
Silent wolF
همه ی من
دلم برای زمستان نمی سوزد
دلم برای بهار تنگ نیست
دلم می خواهد فقط برای تو تنگ شود
برای تو که هنوز هم نمی دانی
چقدر عاشقانه های نا نوشته برایت نوشته ام

******

s-h-k
s-h-k
.آنهایی که در زندگیت نقشی داشته اند را دوست بدار، نه آنهایی که برایت نقش بازی کرده اند ... .

Silent wolF
Silent wolF
رفتی؟
به سلامت..!
من خدا نیستم که بگویم صدبار اگر توبه شکستی باز آی..
آنکه رفت به حرمت آنچه با خود برد حق بازگشت ندارد..
رفتنش مردانه نبود لااقل مرد باشد برنگردد..
خط زدن برمن پایان من نیست,بلکه آغاز بی لیاقتی توست..
همیشه بهترینها مال من بوده و هست..
اگر مال من نشدی قطعا بهترین نبودی و نیستی..
این تو نیستی که مرا فراموش کردی..
این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند..
صحبت از لیاقت است..
محکمتر از آنم که برای تنها نبودنم آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام برایت به زمین بکوبم..
احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی..

Silent wolF
Silent wolF
دوستت دارم چه بیرحمانه باور کن عزیز !

عاشقم یک عاشق دیوانه باور کن عزیز !

گرچه هر شب کار من گریه ست دلواپس نباش

رو به راهم باز خوشبختانه باور کن عزیز !

رو به راهی که شبی با خود تو را تا دور برد

رو به راهی که مرا ویرانه.. باور کن عزیز !

لب مربا، چشم عسل، خامه بناگوش منی

چیده ام با یاد تو صبحانه باور کن عزیز !

چای می ریزم برایت گرچه پیشم نیستی

جای تو خالی ست در این خانه باور کن عزیز !

بغض کرده گوشه این آغوش مانتوی تو را

باز این پیراهن مردانه باور کن عزیز !

گاه من، من نیستم در آینه شاید تویی

لرز دارد هق هق این شانه باور کن عزیز !

گل چنان هستی که تا نام تو را می آورم

می نشیند بر لبم پروانه باور کن عزیز !

نه ! نمی گیرد کسی جای تو را در سینه ام

تا ابد هستی یکی یکدانه باور کن عزیز !

عاقبت یک روز می آیی که دیگر نیستم

اشک شاید.. شکوه آید اما نه، باور کن عزیز !

Silent wolF
Silent wolF
شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟

نگاهت سخت دنبال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟


برایت اتفاق افتاده در یک کافه ی ِ ابری

ته ِ فنجان ِ تو فال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟


خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که

دلت جویایِ احوالِ کسی باشد که دیگر نیست؟



چه خواهی کرد اگر هربار گوشــــی را که برداری

نصیبت بوقِ اشغالِ کسی باشد که دیگر نیست؟



حواس ِ آسمانت پرت روی ِ شیشه های ِ مه

سکوتت جار و جنجالِ کسی باشد که دیگر نیست



شب ِ سرد ِ زمستانی تو هم لرزیده ای هرچند

به دور ِ گردنت شال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟



تصور کن برای ِ عیدهـای ِ رفته دلتنگی

به دستت کارت پستال ِ کسی باشد که دیگر نیست



شبیـه ِ ماهی ِ قرمز به روی ِ آب می مانی

که سین ات هفتمین سال ِ کسی باشد که دیگر نیست



شود هر خوشه اش روزی شرابی هفتصد ساله

اگر بغضت لگدمال ِ کسی باشد که دیگر نیست



چه مشکل می شود عشقی که حافظ در هوای ِ آن

الا یا ایها الحال ِ کسی باشد که دیگر نیست



رسیدن سهم ِ سیب ِ آرزوهایت نخواهد شد

اگر خوشبختی ات کال ِ کسی باشد که دیگر نیست



شهراد میدری

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو