یافتن پست: #باور

سکوت شب
IMG_20190423_180937_630.jpg سکوت شب
من به خودم باور دارم نه به عقاید تو..

مَنـ
مَنـ
نظرسنجی میزارم میرم بخونم بعد ک اومدم توقع دارم بالای بیست تا باشع رخدادام:خسته....به منه خسته دلتون بسوزع:نگران
نظرسنجی ام نیس حالا:دی
میخام ببینم همه اونایی چ اینجا چ تو واقعیت برا بار اول ک با من اشنا شدن چ تصوری از من داشتن و حالا چ؟:)
دختر خوبی ام یا ارع؟:دی
این اخری خعلی مهمه:سوت
دیع خلاصع منتظرم....:ماچ
ضایع نکنین خواهشا:|

حلما
حلما
‏يه روزی ميرسه كه نه تنها ديگه عاشق نميشی بلکه عشق ديگران به خودت
رو هم باور نميكنی ...!

تُــــ
0Kist_Emshab.jpg تُــــ
کیست تا امشب وجود ماه را باور کند

با دلم همراه باشد، راه را باور کند



علت عاشق شدن یک لحظه دیدارست و بس

کیست تا این لحظه ی کوتاه را باور کند



گرگ ها دیشب برادر های او را خورده اند

کیست حالا یوسف در چاه را باور کند



آینه وقتی که چشمان مرا پر آه دید

آنقدر خندید تا این آه را باور کند



زندگی بی تو شبیه مردن و جان کندن است

کاش مردی بود این اکراه را باور کند



مرتضی کرامتی

تُــــ
10-28-2013-12-19-42-AM1.jpg تُــــ
هر کسی یک نابغه است. ولی اگر یک ماهی را از روی توانایی اش در بالا رفتن از درخت قضاوت کنید،آن ماهی تمام عمرش را با این باور زندگی خواهد کرد که یک احمق است!


{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
عکس-گل-مریم-41.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }

من بودم و سیاهی شب های بی صدا
من بودم و سکوت زخمی آهنگ های تو
من بودم و گریه در عمق غربتم
من بودم و طنین سه تار نفس های تو
من بودم و عقده ی تلخ باورم
من بودم و نوای پر هیاهوی گام تو
من درکمین پنجره ، آرام و بی نفس
من در سکوت لا به لای نبض یاد تو !

تُــــ
images (7).jpg تُــــ
از من رمیده‌ای و من ساده‌دل هنوز
بی‌مهری و جفای تو باور نمی کنم
دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم

رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
دیگر چگونه عشق تورا آرزو کنم
دیگر چگونه مستی یک بوسهٔ تو را
دراین سکوت تلخ و سیه جستجو کنم

با آنکه رفته‌ای و مرا برده‌ای ز یاد
می‌خواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
ای مرد! ای فریب مجسّم! بیا که باز
بر سینهٔ پر آتش خود می فشارمت


سکوت شب
IMG_۲۰۱۹۰۲۱۹_۱۸۳۶۴۲.jpg سکوت شب
منو زیستو شبهای بی خوابی:دلشکسته
منو زیستو یک دنیا بیماری :گررریه
منو زیستو بیتابیو تکرار :حباب
منو زیستو خاطرات بی شمار {-18-}{-18-}

تُــــ
تُــــ
همه مستیم ولی کیست که عاشق باشد؟

با دل گم شده از خویش موافق باشد؟



بستر باغچه گرم است که مریم شده‌ایم

کیست در داخل مرداب ، شقایق باشد ؟



وقت شادی همه لبخند تو را میبوسند

خوشتر آن دوست که همشانه‌ی هق هق باشد



فرصت آینه سنگ است بزن تا شاید

پشت آیینه خداوند حقایق باشد



عشق،دریای جنون است و خطر، می‌بایست

دل در این ورطه‌ی پر حادثه قایق باشد



گوهرت را به کسی بخش که لایق باشد

نه که دل دل زدنت، آینه‌ی دق باشد





هخا هاشمی

هادی
هادی
رنکیگ آلکسامونو باید بکشید پایینتر میتونید؟ من نیستم فاطمه خانمم تنهاس کمکش کنید

・❥✿صَحــرآ❀❧
・❥✿صَحــرآ❀❧
گاهی...
دلت به راه نیست !
ولی سر به راهی ...
خودت را میزنی به آن راه و میروی...
وهمه ،
چه خوش باورانه فکر میکنند
که تو روبراهی ...

حلما
حلما
باید باور کنیم
تنهایی
تلخ ترین بلای بودن نیست،
چیزهای بدتری هم هست،
روزهای خسته‌ای
که در خلوت خانه پیر می شوی...
و سالهایی
که ثانیه به ثانیه از سر گذشته است.
تازه
تازه پی می بریم
که تنهایی
تلخ ترین بلای بودن نیست،
چیزهای بدتری هم هست:
دیر آمدن!
دیر آمدن!

از: چارلز بوکوفسکی

سکوت شب
سکوت شب
عشق، انکارشدنی نیست

گرچه با پایان زندگی

فرداهایی جریان دارند

آنگاه که دیگر



نمی توانم به انتظار تو بمانم،

و تو ناگهان،

تمام عیار فرا می‌رسی

و سرک می‌کشی به همه‌ی جاهای تاریک

آنجا که برشیشه‌ها بوران برف برخورد می‌کند

آنجا که انتظاری یک ساله، یک قرن می‌شود

آنجا که من و دوستانم گرمایی نداریم

و تو به دنبال حرارت می‌گردی

زین پس دیگر به جایی علاقه ای نخواهم داشت

چنین صبری برازنده‌ی تو نیست

ما سه انسان ماشین زده‌ایم

و باز خواهد ماند، به رغم همه چیز

می‌خزد میان تراموآ، مترو

و به چیزی دیگر و از قبل نمی اندیشد

و بوران در مسیر رفت و برگشت



به شیشه‌ها اصابت می‌کند

و بر مسیرهای دوردست

که به تعقیب ما می‌آیند

و برای خانه‌ای که دیگر



غمگین و ساکت خواهد ماند

و سروصداها

و سروصداهای کتاب‌ها از شمار می‌افتند

جایی که تو پشت درب آن

شکوه هایت را شروع می‌کنی

از سیر تا پیاز می‌گویی و

فرصتی به من نخواهی داد

و برای این ممکن است

همه چیز را از دست بدهی

و قبل از همه‌ی آن‌ها



من را و همه‌ی باورها را

و دیگر دشوار است برای من

که تو شکیبایی نداری

و همه‌ی روزها

از لابه لای در

تُــــ
Featuring-beautiful-images-of-God-in-the-creation-of-nature-irannaz-com-29.jpg تُــــ
با خیالت روزها را
بي‌صدا سر مي‌ڪنم

بي‌تو دارم بي‌ڪسی را
تازه باور مي‌ڪنم

یاد چشمانت مرا
از هر نڪَاهي رانده‌است

ڪاش درتقدیر
ما دورے و دلتنڪَي نبود

P158
13607545.jpg P158
“در زندگي زخمهايي هست كه مثل خوره در انزوا روح را اهسته مي خورد و مي تراشد.
اين دردها را نمي شود به كسي اظهار كرد چون عموما عادت دارند كه اين دردهاي باورنكردني را جزو اتفاقات و پيش امدهاي نادر و عجيب بشمارند و اگر كسي بگويد يا بنويسد مردم بر سبيل عقايد جاري و عقايد خودشان سعي مي كنند ان را با لبخند شكاك و تمسخراميز تلقي كنند.
زيرا بشر هنوز چاره و دوائي برايش پبدا نكرده و تنها داروي فراموشي توسط شراب و خواب مصنوعي به وسيله ي افيون و مواد مخدره است ولي افسوس كه تاثير اين گونه داروها موقت است و پس از مدتي به جاي تسكين بر شدت درد مي افزايند... ”

― صادق هدايت

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو