یافتن پست: #ایمان

گـمـشـده
گـمـشـده
زیبایی....
واقعـا چه چیزی میتواند باشــد؟
مدت هاست
مفهومش را گـم کرده ایم...
و زیرِ آوارِ عمل های زیباییِ دیوانه وار
به دنبال افراطی ترین نـوعِ آن میگردیم....
شده ایم یک مشت آدمِ چشم درشت با لب هایی شبیه بالشت و بینی هایِ محو شده....
یک مشت آدمِ شبیه هم....
یک عالمـه پرنسس با یک عالمــه شاهزاده های پوچِ کاغذی....
کـه چه؟؟
که یک عالمه دل ببریم وقتی پلـک میزنیم...
با چشم هایِ عملی...
لنزهایِ عجیب و غریب
و مژه های فرامصنــوعی....؟
که تویِ کامنت هایمان قربانِ چشم های آبیِ تصنعی و خرمنِ گیسوانِ کاشتنیِ مان برونــد...؟
که یک مشت علافِ چشم چران
سیراب کننــد چشم و دلِ هرزشــان را...؟
دلـت تنـگِ خودت نشــده...؟
برای سیاهیِ چشم هایت....
یا لب هایِ باریک و لبخندِ واقعیِ ات...؟


Silent wolF
Silent wolF
خدا انگار چیزی می دانست
می دانست که شب چه سر عجیبی دارد ..
می دانست که اگر بشر ایمان نداشته باشد که
"همه شب ها صبح می شوند "
شب های زندگی اش را تاب نمی آورد ..
خدا می دانست که عاشقت خواهم شد ..
می دانست که اشک را آفرید
و چشمان مرا ..

گونه هایم اگر باغچه داشت؛
بهترین تمشک دنیا را تولید می کرد ...


"عادل دانتیسم"

milad
milad
تماشای اینکه آدما چکار میکنن و از اهدافشون برات بگن جالبه اما جالبتر اینکه که نتونن تماشات کنن و از اهدافت براشون نگی ... تو این تماشا کردنا درسای عجیبیو یاد میگیری شایدم یادنگیری همه اینا بستگی به دید خودت داره میتونی رویاهای دیگرانو تخریب کنی یا بسازی بازم به خودت بستگی داره میتونی یه چیزایی رو درک کنی که بقیه نخواستن یا اصن واسشون مهم نبود اما درک کردن این مسائل بستگی به نوع تفکرت ،ایمانت به اون قدرتایی که در جریانه به اون دنیاهایی که نمی تونی با دوتا چشم معمولیت ببینی درک کردنشون وقتی راحت میشه که از خواسته های معولیت دل بکنی .........درموردش فکر کن شاید شد شاید نشد همه توانشو ندارن شاید تو داشتی ....

Silent wolF
Silent wolF
کامنت اول....

Silent wolF
Silent wolF
ترا دل دادم ای دلبر شبت خوش باد من رفتم
تو دانی با دل غمخور شبت خوش باد من رفتم

اگر وصلت بگشت از من روا دارم روا دارم
گرفتم هجرت اندر بر شبت خوش باد من رفتم

ببردی نور روز و شب بدان زلف و رخ زیبا
زهی جادو زهی دلبر شبت خوش باد من رفتم

به چهره اصل ایمانی به زلفین مایهٔ کفری
ز جور هر دو آفتگر شبت خوش باد من رفتم

میان آتش و آبم ازین معنی مرا بینی
لبان خشک و چشم تر شبت خوش باد من رفتم

بدان راضی شدم جانا که از حالم خبر پرسی
ازین آخر بود کمتر شبت خوش باد من رفتم

“سنایی"

Sara
Sara
یاد بگیریم راحت بگیریم و از زندگی لـــذّت ببریم ‌؛
خودرا رها کنید و به اشتباهات خود بخندید.
زندگی ارزش غصه خوردن برای اشتباهات گذشته را ندارد.
به یک لبخند ، یک بوسه ، یک نگاه از روی عشق ایمان داشته باشید.
« جدی بگیرید چیزهای ساده را برای خوشبختی و آرامش »{-107-}{-107-}

arad
arad
پاک ترین هوای دنیا
همان لحظه ای ست که
دلهایمان..
هوای همدیگر را مـــی کند

فقط خدا
khs-nwshth-pdr-w-mdr-bry-prwfyl-b-mtn-zyb-dr-mwrd-pdr-w-mdr-5.jpg فقط خدا
حواسمان باشد!جملات زیبا

حواسمان به چروک هایِ دور چشم مادرانمان و لرزش دست های پدرانمان باشد

حواسمان به ترشدن های گاه و بیگاهِ چشم هایِ کم سو و دلتنگیِ شان باشد!

حواسمان باشد که آنها خیلی زود پیر میشوند!

حواسمان باشد خیلی زودتر از آنچه فکرش را میکنیم از کنارمان می روند...

حواسمان باشد به دلگیریِ غروبهایِ تنهاییِ شان...

حواسمان باشد که آنها تمامِ عمر حواسشان به ما بوده...

به آرام قد کشیدنمان بوده ، به نیازها ونازهایمان بوده....

آنها یک روز آنقدر پیر میشوند که حتی اسمهایمان را هم فراموش میکنند....

حواسمان به گرانترین و بی همتاترین عشقهایِ زندگیمان...

به "بابا" به "مامان" ها خیلی باشد!

خیلی لطفا....

Silent wolF
Silent wolF
دلم میخواهد زندگی را از زاویه ای دیگر ببینم.

دوست دارم نگاه هندسی به زندگی داشته باشم و محیط پیرامون خود را با دیدی نو محاسبه کنم.

دلم میخواهد مساحت عمرم را بسنجم و به شخصیتم شکل مناسبی بدهم.

میتوانم زندگی را مربعی فرض کنم که اضلاع ان را ایمان- هدف -امیدو عشق تشکیل داده اند یا مثلثی

که زاویه های ان علم-ایمان و انسانیت باشد.

میتوانم مرکز دایره حیاتم را انتخابهای خوب قرار دهم.

چرا سطحی بیندیشم؟

وقتی دوست دارم به افکار و زندگیم عمق دهم و میتوانم حجم معنویتم را افزون سازم.

من میتوانم از نقطه های خط عمرم خطی مستقیم در جهت خوبی و مهربانی ترسیم کنم.

من دلم میخواهد زندگیم بر قاعده پاکی استوار باشد.به موازات حق پیش بروم و زاویه دیدم باز باشد.

وقتی این قدر توانایی دارم چرا شکل غیر منتظم باشم و از میان خطوط خط های شکسته و منحنی را

برگزینم؟

من میتوانم منشوری باشم شفاف که از هر سو جلوه ای خاص دارد.

منشوری که نور را به راحتی تجزیه میکند و فضا را با رنگهای دلپذیر و جذاب محبت-امید-عشق-

عرفان و... می اراید.

s-h-k
s-h-k
برای خداوند فرقی ندارد که تو برایش نماز بخوانی یا نه !
برایش روزه بگیری یا نه ...!
فرقی ندارد چقدر برای عزیزانش ضجه زده باشی!

امّا این ها برای من و تو فرق می کند...!
و این فرق زمانی شروع شد که؛
من و تو بر سر خدایمان جدل کردیم،
من گفتم من با ایمان ترم... و تو گفتی من...!

و فراموش کردیم که خدای هر دویمان یکی ست!
فقط راه اتصالمان به او فرق دارد.

به راه های اتصالی یکدیگر به خدا دست نزنیم!!!
اجازه بدهیم، هر کس به گونه ی خودش به خدایش وصل شود نه به شیوه ما...!!!!

خداوند عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت...

silent girl
silent girl
♡من یک دخترم♡

باتمام احساساته دخترانه؛؛

زیبایی را دوست دارم

شیطنت را دوست دارم

باتو زیر باران دویدن ورقصیدن را دوست دارم

نوازش را دوست دارم و...

اما....

خدایم را..ایمانم را..غرور و آبرویم را...

خیییلی بیشتراز اینها دوست دارم

Silent wolF
Silent wolF
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری ست
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه ای است
و قلب
برای زندگی بس است

{ حول حالنا الی احسن الحال  }
thumb_HamMihan-20172160349996360871483812162.1674.jpg { حول حالنا الی احسن الحال }

راه زندگی را انتخاب کن. راه را انتخاب کن. راه را انتخاب کن. راه امید را انتخاب کن. راه به فردا را انتخاب کن. راه کردن را انتخاب کن. راه را انتخاب کن. این به تو دارد.
ومن ترا کردم..و تو........دیگری

محمدحسن اسايش-1331
محمدحسن اسايش-1331
سلام نواهای زیر که توسط زنان روستای کوچ در مجالس عزا ی زنانه خوانده می شود و تعدادی از این نواها گاهی در پشت کار قالیبافی ویا در هنگام دروی گندم ویا در شبهای زمستان در مراسم آتشانی به عنوان فراقی در دوری از مسافر به غربت رفته ویا سربازی که درشهری دور سربازاست ئغریب است و یا در دوری از یار ئدوست وخواهر وبرادر و-که از هم جدا شده اند- به عنوان فراق خوانده می شود وبیانگر درد وفراق وجدایی است واما برگردیم به مجلس نواخوانی زنانه :

بصد خواری بزرگ کردم درختی که درسایه ش نشینم گاه ووقتی سمال آمد درخت ازریشه برکند بسوزد این چنین طالع و بدختی.

2-ای چرخ فلک چرا چنینم کردی ؟ برسنگ زدی ونگین نگینم کردی

دراول عمر خود ندیدم خوبی در آخر عمر گوشه نشینم کردی.

3-غربت خراب ومو خراب غربت مو(من) گوشه نشین آفتاب غربت

شاالله که نیایه آب از غربت تا مو نکشم جور وجفا ازغربت .

4- در غریبی ناله کردم ، هیچ کس یادم نکرد در قفس جان دادم وصیاد ، آزادم نکرد

همتی می خواستم ازگردش چرخ فلک چرخ بی همت خرابم کرد وآزادم نکرد.

5-آنجا که غریب ناله ی زار کند

a
a
از شهيدبابايى پرسيدند: عباس جـان چه خبر؟ چه كار ميکنى؟ گفت: به نگهبانى دل مشغوليم که غيرازخدا كسی وارد نشود. نگهبان دلت باش

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو