یافتن پست: #التماس

iraj
iraj
خیال کردی بری و دستامو وِل کنی ،
آسِمونت آبی تر میشه ؟!
هیچ فکر نکردی پیشِ خودت با رفتنم ،
چی به سرش میاد ؟!
به چه حقی خودتو " انسان " خِطاب میکُنی ؟!
میدونی بعدِ رفتنت چقدر ضَجه زدم ؛
چقدر خدا رو التماس کردم ؛
چقدر اذیت شدم ؟!
میدونم که نمیدونی ؛ نمیفهمی ...
اگه میتونستی بفهمی که حال و روزم این نَبود ...
سَخت گُذشت جوری که مُردَم و زندِه شدم
ولی میبینی که الان سَرِپام
دوباره جون گرفتَم : )
با این تفاوت که دیگه خودمو مَضحَکه عشق نمیکُنم ...
با هَر کی که دوس داری دوراتو بزَن
خدایِ تو خدایِ منم هس
یروزی بی حساب میشیم : )
نبودنت مُستَدام ؛ آشناتَرین غریبه ...

여신
여신
اهم سلام:دی
دیشب ی حسی داشتم بسی عجیب:حلما
حس کردم شاید دل یکی از ادمای اینجارو شکستم:نگران
خودم ی شخص خاصی تو نظرم بود ولی نمیدونم همونه یا ن:خسته
فقد خواسم بگم اگه اینجا دلی شکسته و مسببش من بودم عذر میخوام همین:(:الهه

فقط خدا
فقط خدا

:(
التماس دعا...:گل

فقط خدا
فقط خدا

{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}

چقدر آخر این ماه سخت و سنگین است:(

تمام آسمان و زمین بی قرار و غمگین است:(

بزرگتر ز غم مجتبی (ع) و داغ رضا(ع):(

فراق فاطمه با خاتم النبیین (ص) است:(

التماس دعا

{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}

فقط خدا
فقط خدا


{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}

در سوگ نبی جهان سیه می پوشد

در سینه، دل از داغ حسن می جوشد

از ماتم هشتمین امام معصوم

هر شیعه ز درد، جام غم می نوشد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

التماس دعا

{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}

سکوت شب
سکوت شب
ابری میشه چشمام یه روزی که اون روز دور نیست

من التماست میکنم برگرد ولی مقدور نیست

باید بزارم سرنوشت سمت غصه پیش بره

یکی از ما دوتا باید پی زندگیش بره

【wolf】
【wolf】
حق داشتی که محو تماشا نمی‌ شدی

درگیر بی قراری دریا نمی‌ شدی

حق داشتی که بگذری از من به سادگی

آخر تو که شکسته و تنها نمی شدی !

فرقی نداشت ، بود و نبودم برای تو

گم می‌شدم مدام و تو پیدا نمی‌ شدی

با هر نفس ، خیال تو از من عبور کرد

پابند التماس نفس‌ها نمی‌ شدی

هرگز نشد که از دل تو با خبر شوم

ای کاش بی بهانه معما نمی‌ شدی

شاید اگر که عشق دلم را نمی‌ شکست

در شعر من تو اینهمه زیبا نمی‌ شدی

رفتی و مانده ام من و دلتنگی و سکوت

دنیای کوچکی که در آن ، جا نمی‌ شدی …



مرضیه خدیر

【wolf】
【wolf】
شنیده ام که تو عکس شکسته می کشی با رنگ

اگر حقیقت است بیا من شکسته ام بی سنگ



مرا تو ساده بکش با تمام سادگی ام

و تلخ و تلخ و تکیده ولی کمی پر رنگ



مرا به رنگ روشن صد التماس تیره بکش

کنار کوچه بن بست و خالی از آهنگ



اگر تو معنی پرپر زدن ندانستی

پرنده ای بکش و یک قفس ولی دلتنگ



قرار هر دوی ما بر مدار ماندن بود

ببین که بی قرار توام هنوز بی نیرنگ



مرا تو خسته بکش، پاره کن شکسته بکش

شکسته از دل سنگی و خسته از دل تنگ



ناشناس

【wolf】
【wolf】
شرمی‌ست در نگاه ِ من؛ اما هراس نه

کم‌صحبتم میان شما، کم حواس نه !



چیزی شنیده‌ام که مهم نیست رفتنت

درخواست می‌کنم نروی، التماس نه!



از بی‌ستارگی‌ست دلم آسمانی است

من عابری«فلک»زده‌ام، آس و پاس نه



من می‌روم، تو باز می‌آیی، مسیر ِ ما

با هم موازی است ولیکن مماس نه



پیچیده روزگار ِتو ، از دور واضح است

از عشق خسته می شوی اما خلاص نه!





کاظم بهمنی{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
وقتی تورا از این دل تنگم خدا گرفت

با من تمام عالم و آدم عزا گرفت



شب های بی تو ماندن و تکرار این سؤال :

این دلخوشی ِساده ی ما را چرا گرفت؟



درچشم های تیره ی تو درد خانه کرد

در چشمهای روشن من غصّه پا گرفت



هی گریه پشت گریه و هی صبر پشت صبر

هر کس شنید قلبش از این ماجرا گرفت



بعد از تو کار هر شب من جز دعا نبود

هی التماس و گریه و هی نذر....تا گرفت



حالا که آمدی چه قَدَر تلخ و خسته ای

اصلا! خدا دوباره تو را داد ؟یا...گرفت؟
{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

s-h-k
s-h-k
فردا عازم کربلام چند هفته ای نیستم.

【wolf】
【wolf】
ماندنی که باشد؛
نیازی به خواهش و التماس ندارد
می ایستد؛
چند دقیقه با چشم هایت حرف حساب می زند
سنگ هایش را با نگاهت وا می کند و
تا ابد خواهد ماند...

سکوت شب
سکوت شب
زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد،

سکوت شب
سکوت شب
خداوندا:

این یکی دعا نیست ،

یه خواهشه ،

یه التماسه ؛

مهربانی را به قلب ما بازگردان ….

مونا یزدی
مونا یزدی


مـن خرابَـم،حضرت ارباب
دستـم را بگیر

جان عباسَت
جواب گریہ هایـم رابده

اےعزیزفاطمہ
شش گوشہ ات دل میبرد

التماسَت میڪنم
ڪربُ بَلایم را بـده


ےدل_بِڪنم


صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو