یافتن پست: #احمد_شاملو

£!♡₩
£!♡₩
“کوه از نخستین سنگ آغاز می شود و انسان از نخستین درد”


£!♡₩
236x314_1564739486107489.jpg £!♡₩
تو را برگزیده‌ام
رَغمارَغمِ بیداد.
گفتی دوستت می‌دارم
و قاعده
دیگر شد.
کفایت مکن ای فرمانِ «شدن»،
مکرّر شو
مکرّر شو


£!♡₩
£!♡₩
شنیده بودم قلب هر کس به اندازه مشت گره کرده اش است.
مشت می کنم
و خیره می شوم
به انگشتهای گره خورده ام...
دستم را می چرخانم و دور تا دورش را نگاه می کنم
چقدر کوچک و نحیف باید باشد قلبم.
در عجبم از این کوچک نحیف
که چه به روزم آورده
وقتی تنگ می شود
میخواهم زمین و زمان را بهم بدوزم
وقتی می شکندچنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می کند.
وقتی که میخواهد و نمی تواند
موج موج اشک می فرستد سراغ چشمهایم
در عجبم از این کوچک نحیف




£!♡₩
£!♡₩
به تو گفتم...
زیاد، خیلی خیلی زیاد دوستت دارم.
جواب دادى...
هرچه این حرف را تکرار کنى...
باز هم مى خواهم بشنوم!
این گفت و گوى کوتاه را...
مدام....
مثل برگردان یک شعر...
مثل تم یک موسیقی...
هر لحظه توى ذهن خودم تکرار کردم.
اما هرگز تصور نکن که ...
حتى یک لحظه توانسته باشم ...
خودم را با تکرار و با مرور این حرف ...
تسکین بدهم.
نه! ...
من فقط موقعى آرام و آسوده هستم ...
و تنها موقعى به تو فکر نمى کنم...
که تو با من باشى.
همین و بس...



£!♡₩
1549391389981504.jpg £!♡₩
لمسِ تن تو...
شهوت است و گناه...
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد،
داغیِ لبت، جهنم من است...
حتی اگر فرشتگان ...
سرود نیکبختی بخوانند،
هم آغوشی با تو...
هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا ...
خوابگاهمان باشد...
فرزندمان...
حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی ...
و من روح القدس...
خاتونِ من!
حتی اگر هزار سال ...
عاشق تو باشم...
یک بوسه ...
یک نگاه حتی حرامم باد
اگر تو عاشق من نباشی...!


احمد_شاملو

£!♡₩
£!♡₩
آیدای خوشگلم!
مشامم از عطر آغوش تو پر است،
آخر چرا تو نباید الان پیش من باشي!؟
تو همزاد من هستي من سایه ای هستم
که بر اثر وجود تو بر زمین افتاده ام،
زیر پاهایت و اگر تو نباشي،من نیستم
تو را دوست، دوست،
دوست میدارم....


گـمـشـده
گـمـشـده
سر بر شانه خدا بگذار ...
تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی
و نه از بهشت ...
به رقص درآیی ...
قصه عشق ، انسان بودن ماست ...
اگر کسی احساست را نفهمید
مهم نیست
سرت را بالا بگیر و لبخند بزن ...
فهمیدن احساس
کار هر آدمی نیست ...^_^


گـمـشـده
گـمـشـده
برای تو، برای چشم‌هایت
برای من، برای دردهایم
برای ما
برای این همه تنهایی..
ای کاش خدا کاری کند...:هعی


مهرابه
مهرابه
اين بی‌كرانه
زندانی‌ چندان عظيم بود
كه روح، از شرم ناتوانی‌
در اشك پنهان می‌شد...


تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو