یافتن پست: #ا

tmp7f297e61489fd80d3ab51699ea040e69.jpg حضــرت ِ مــ ــاه
عکس / اعطای درجه سرلشکری به فرمانده کل جدید سپاه پاسداران [لینک ]

او
او


{-137-}

مَنـ
مَنـ
در این لحظه همه چی از جمله سردرد و امتحان و بی حسی و ....خـــــــــر عصت:خسته:خسته

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
Flower-Pic-01-310x205.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }

در بستان دلم ديشب هواي ديدن تو را داشتم

دستانت را گرفتم و با خود بردمت به انتهاي بستان جايي كه من و تو هردو از ديدگان محو شديم
آنوقت اين ناپيدايي بود كه وجه تشابه هردوي ما بود
احساس مي كردم كه من و تو ما شده ايم
در بستان خيالم برايت كلبه اي از عشق ساخته ام كلبه اي كوچك اما مملو از غرور و محبت
كلبه اي مالامال از سرور
در بستان خيالم تو مهربانانه سرود محبت مي خواندي و اين آيه آيه هاي زندگي بود كه همه از غنچه لبانت مي تراويد
و اين نيمه شب سرد تنهايي اي كاش كه رهايم مي ساخت تا دور از هرگونه رخوت بي حد وحصرش اقلا شمايلت را در آغوش كشم تا گرماي نگاهت قلب فرتوت مرا آرام كند و مژگان سياهت غبار از سينه تنگم بربايد
و باز بتوانم هواي با نشاط عشقت را با تمام وجود استنشاق كنم

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
images { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
بگذریم اصلاً قرار نبود از خودم بگویم.
اصلاً آمده بودم از تو بگویم.
از تو که انگار همه جا جریان داری. که انگار همه چیز بوی ترا دارد. هستی... همین... به همین سادگی... هستی و می خواهم برای همیشه باشی... اصلاً به همین خاطر است که دارم همه این روزهای را تحمل می کنم. فقط به خاطر اینکه: یکروز شاید یکروز...
برای همیشه در کنار تو باشم.
شاید به همین خاطر دارم زندگی می کنم. و نفس می کشم. شاید به همین خاطر خیلی چیزها را تحمل می کنم.
این امیدِ محال، مرا بی تو تا کنون زنده نگه داشته که روزی...!

او
او
ماشاالله:ووی

جمعیتو:افتخار:عینک

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
وکتور-گل-رز-سفید-طرح-قلب.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
این روزها من هم جور دیگری هستم.
شاید برخلاف تو... کمتر از هر وقت دیگری،
این روزها گوشم دارد عادت می کند که دیگر منتظر
خبری از تو نباشد. این روزها دیگر منتظر شب نیستم. بی انگیزه برای دیر خوابیدن و زود بیدار شدن. زودتر از همیشه می خوابم و دیرتر از همیشه بیدار می شوم؛ تا ترا در خواب ببینم و در خواب بیشتر با تو باشم. این روزها حال وهوای سابق را حتی برای این دنیای مجازی را ندارم. دنیایی که با تو از هر حقیقتی برایم حقیقی تر بود. حالا هم شاید تنها دلیل اینجا بْودنم... بهانه ای برای بودن با تو است.
********#كل-زهرة-فينوس-هي-علامة-لك*********

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1555945978373557_orig.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
این روزها که مثلاً قرار است در زندگیم نباشی،
انگار بیشتر از هر وقت دیگری هستی.
انگار همه جا هستی.
در تک تک اجزاء اطرافم.
از خیابانها و ماشینها و پارکها و نیمکتها گرفته تا کتابها و دفترهای سیاه وسفید و همه شعرها و آهنگها و نقاشی ها و... در همه چیزهای قشنگ.

تُــــ
تُــــ
تا الان شد 8 لیوان و نصفی{-78-}{-78-}{-78-}{-78-}{-78-}{-78-}{-78-}{-78-}

تُــــ
images (7).jpg تُــــ
وقتی که تو نیستی،
دنیا چیزی کم دارد،
مثل ِکم داشتن ِیک وزیدن، یک واژه، یک ماه ...
من فکر می‌کنم در غیاب ِتو،
همه‌ی ِخانه‌های ِجهان خالیست،


{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
Z { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
کاش روزی تصویر م را در چشمان تو ببینم

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
500-153858519423016.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
و چنين نامه به تو تقديم شدست
در اين سراي عزلت عذري دگر ندارم
گر از تو رو نتابم دل ناشكيب باشد

tmp88ec0c71ddbcac4901e2fece6f34363a.jpg حضــرت ِ مــ ــاه
عکس / دیدار نخست وزیر پاکستان [لینک ]

P158
1555938178352320_large.jpg P158
‏مثل نـوری
که به سوی ابـدیت جاریست
قصـه‌ای با ‎تو شد آغــاز، که پایان نگرفت . . .

P158
za4-2136.jpg P158
نگو حال دلم خوبست، از انکار بیزارم
از این لبخندهای زاده ی اجبار بیزارم
ببین ذهن مرا سوهانی از اندوه میساید
همیشه گفته ام هرچند از تکرار بیزارم
همیشه دوستت دارم، ولی از دور، در قلبم
که از افکار مسموم پس از دیدار بیزارم
تَضادی بینِ من با مردم این شهر افتاده ست
همه از بی کسی، من از فریبِ یـار بیزارم
چنان زخمی به سرانگشت احساس دلم افتاد
که حتی از تماشای گُل بی خار بیزارم
گناهم را به عالم فاش می گویم نمی ترسم
من از پنهان شدن در پشتِ استغفار بیزارم
بخوان از گونه هایِ خیسِ من، احساسِ شعرم را
که از لبخند های زاده ی اجبار بیزارم

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو