یافتن پست: #آماده

girlتنهآ
girlتنهآ
قشنگ از طالعم معلومه ک چقد این ماه بدبختی کشیدم و هنوزم قرارع بکشم...هه://
:این ماه برای تو کاملا شلوغ و پرماجرا خواهد بود .خود را از هم اکنون باید برای روزهای آینده آماده کرد و در نظر داشت که بعضی وقایع در تمام زندگی فقط یکبار اتفاق می افتد.

سکوت شب
سکوت شب
یک سال گذشت ...
یک سال پر از دردهایی که بی درمان تا ماند آبدیده شوم
پر از شب بیداری هایی که به صبح کشید تا به راز شب پی ببرم
پر از خواب های بی سرو ته که من در میانشان گم بودم
پر از فریادهایی که در گلو خفه ماند تا به گوش نامردی نرسد
پر از گریه هایی که به لبخند انجامید تا دشمنم بداند هنوز هم ایستاده ام
پر از شکست هایی که به تجربه انجامید
پر از آدم هایی که هر کدارم چیزی آوردند و بردند

حال من تبدیل شده ام به کوهی از درد و راز و فریاد و لبخند و تجربه و چیزهایی که آدم ها برایم آورده اند
حال من آماده ام برای شروعی دوباره دیگر نه دردهایم بی درمان میماند نه شب ها بیدار میمانم نه فریاد هایم به سکوت تبدیل میشود نه گریه هایم به لبخند نه میگذارم آدم ها چیزی ببرند
من ایستاده ام تا عوض شوم

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
برو تنها مرا بگذار بس کن این ترحم را

تحمل می کنم هر جور باشد حرف مردم را



بدون عشق مردابی است این دنیا ... تصور کن

بگیری لحظه ای کوتاه از دریا تلاطم را



یکی دیگر خطا کرد و به پای ما نوشتی حکم

بگو تا کی بپردازیم ما تاوان گندم را



اگر هر آن در این آتش بسوزم باز خواهم ساخت

خودم با دست خود آماده خواهم کرد هیزم را



دلم تنگ است هی پهلو به پهلو می شوم امشب

تو اما شک ندارم خواب دیدی شاه هفتم را





الهام دیداریان

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
زخم ها بسیار اما نوشداروها کم است

دل که می گیرد تمام سِحر و جادوها کم است



هر نسیمی با خودش بوی تو را آورده است

بادها فهمیده اند اعجاز شب بوها کم است



تا تو لب وا می کنی زنبورها کِل می کشند

هرچه می ریزی عسل در جام کندوها کم است



بیشتر از من طلب کن عشق ! من آماده ام

خواهش پرواز کردن از پرستوها کم است



از سمرقند و بخارا می شود آسان گذشت

دیگر این بخشش برای خال هندوها کم است



عاشقم ، یعنی برای وصف حال و روز من

هرچه فال خواجه و دیوان خواجوها کم است



من همین امروز یا فردا به جنگل می زنم

جرأت دیوانگی در شهر ترسوها کم است!



رضا نیکوکار

محمدحسن اسايش-1331
محمدحسن اسايش-1331
سلام نواهای زیر که توسط زنان روستای کوچ در مجالس عزا ی زنانه خوانده می شود و تعدادی از این نواها گاهی در پشت کار قالیبافی ویا در هنگام دروی گندم ویا در شبهای زمستان در مراسم آتشانی به عنوان فراقی در دوری از مسافر به غربت رفته ویا سربازی که درشهری دور سربازاست ئغریب است و یا در دوری از یار ئدوست وخواهر وبرادر و-که از هم جدا شده اند- به عنوان فراق خوانده می شود وبیانگر درد وفراق وجدایی است واما برگردیم به مجلس نواخوانی زنانه :

بصد خواری بزرگ کردم درختی که درسایه ش نشینم گاه ووقتی سمال آمد درخت ازریشه برکند بسوزد این چنین طالع و بدختی.

2-ای چرخ فلک چرا چنینم کردی ؟ برسنگ زدی ونگین نگینم کردی

دراول عمر خود ندیدم خوبی در آخر عمر گوشه نشینم کردی.

3-غربت خراب ومو خراب غربت مو(من) گوشه نشین آفتاب غربت

شاالله که نیایه آب از غربت تا مو نکشم جور وجفا ازغربت .

4- در غریبی ناله کردم ، هیچ کس یادم نکرد در قفس جان دادم وصیاد ، آزادم نکرد

همتی می خواستم ازگردش چرخ فلک چرخ بی همت خرابم کرد وآزادم نکرد.

5-آنجا که غریب ناله ی زار کند

فقط خدا
فقط خدا
دقیقا یک ساعت درس خوندم {-176-}(ساعت 13 الی 14)
و دقیقاااا 4 ساعت استراحت کردم {-177-}{-43-}(ساعت 14 الی 18)

به نظرتون استراحت بسه یا به استراحت ادامه بدم؟؟؟{-36-}{-30-}{-48-}{-181-}

:وای{-3-}

a
a
از شهيدبابايى پرسيدند: عباس جـان چه خبر؟ چه كار ميکنى؟ گفت: به نگهبانى دل مشغوليم که غيرازخدا كسی وارد نشود. نگهبان دلت باش

گـمـشـده
IMG_20181208_183624_817.jpg گـمـشـده
از عشق من به هر سو
در شهر گفتگویی است

من عاشق تو هستم
این گفتگو ندارد:فکر:قلب


مهرابه
مهرابه
فکر میکنم به اینکه چند سالِ بعد حتما ما هم پیر میشیم اما پیر شدن ما کجا و پدربزرگ و مادربزرگ هامون کجا؟
نه به عشقی وفادار موندیم که نوه هامون پزشونو بدن ، نه تصور ذهنیِ خوبی برای هم باقی گذاشتیم که وقتی معشوقه ی دوره ی جوونیمونو دیدیم لبخند بزنیم و اشک تو چشامون جمع شه؛ نه وقت گرفتاریِ بچه هامون دعا و قرانی بلدیم براشون بخونیم که پشت و پناهشون بشه نه هیچ وقت بچه هامون میتونن تو انشاهاشون از چهره ی نورانی ما سر سجاده بنویسن ، نه آلبومی داریم که بشینیم برای هم ورق بزنیم و بگیم یادش بخیر فلانی عجب آدمِ خوبی بود؛ حتی مطمئنم تو جیب هیچ کدوممون نخود و کشمش هم پیدا نمیشه‌...
خیلی دیگه سنت ها رو حفظ کرده باشیم کنسرو قرمه سبزی ها ی آماده رو گرم میکنیم که فقط یادمون باشه یک زمانی این غذا برای ما نمادِ عشق و خانواده بود...
در واقع ما همین آدم های بدجنسی هستیم که برای هم میزنیم ؛ خیانت میکنیم ؛ دل میشکنیم ؛ دروغ میگیم و پشت هزارتا عمل جراحی خودمونو گم کردیم...
ادامه دارد...

فقط خدا
10531455206391922274.png فقط خدا
[لینک]

{-117-}{-120-}{-130-}{-131-}{-203-}{-158-}{-132-}{-111-}{-81-}

بریم آماده شیم برا عروسیه امشب{-120-}
ان شاالله قسمت مجردای ساینا{-130-}{-131-}

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
علایق اینجانب

-ورزش مورد علاقه: تمرکز نشسته
- میوه مورد علاقه: نارنگی پوست کنده
- روز مورد علاقه: جمعه
- شغل مورد علاقه : بازنشستگی
- غذای مورد علاقه : غذای آماده
- مناسبت مورد علاقه: تعطیلات رسمی و غیر رسمی
- فعالیت اوقات فراغت: خوابیدن
- کفش مورد علاقه : بدون بند
- لباس مورد علاقه: بدون دکمه
- رنگ مورد علاقه : چرک تاب
- مدل مبل مورد علاقه: راحتی
- پارچه مورد علاقه: بشور بپوش
-کمر شلوار مورد علاقه: کشی
- تکیه کلام مورد علاقه: باشه حالا بعد
- شیرینی مورد علاقه : راحت الحلقوم
- ظروف مورد علاقه : یکبار مصرف
- ضرب المثل مورد علاقه : عجله کاره شیطونه
- برنامه ریزی زندگی: بموقش یه طوری میشه
- لطیفه مورد علاقه: چون قبلا شنفتی دیگه نمیگم
- تصمیم مهم موقع عصبانی شدن: لامصبا یه کاری بکنین{-15-}{-15-}
{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
هر بامداد آهویی از خواب بر می خیزد و میداند

که از تندترین شیر باید تندتر بدود وگرنه کشته خواهد شد

هر بامداد شیری از خواب بر می خیزد و میداند

که باید از تندترین آهو تندتر بدود وگرنه از گرسنگی خواهد مرد

فرقی ندارد آهو باشی یا شیر

آفتاب که برمی آید آماده دویدن باش …

فقط خدا
فقط خدا
غبارروبی و گلباران مزار شهدا در هفته بسیج دانش آموزی:گل


از صبح رفتم آماده شدیم تو سپاه ...دیروزم که گل و گلاب رو سفارش داده بودیم امروز صبح تحویل گرفتیم و بعدشم رفتیم محل مورد نظر:دی
دانش آموزا و اولیاشون و سپاهیا و مسولین شهر مهمونای برنامه بودن.17 تا مزار با گلاب شسته شدن و بعدشم گلباران:)
بعد از اون هم دیدار با دو خانواده شهید دانش آموز داشتیم:)
جای شما خالی:قلب


S҉A҉H҉R҉A҉
S҉A҉H҉R҉A҉
گاهی آنقدر تنها می شوم ، که خدا هم به تقدیر می گوید :
کمی مهربانتر باش !

21 دیدگاه
1397/08/7 - 22:09 توسط موبایل · ۳ موافق

21 دیدگاه
گـمـشـده
گـمـشـده
برایِ شکستنِ من ، زمینم نزنید !
من زمین که می خورم ،
محکم تر می شوم ...
وقتی آماده ی پرواز و پریدنم ؛
دلیلی ندارد نگرانِ افتادنم باشم ،
دلیلی ندارد از هیچ ارتفاع و پرتگاهی بترسم !
من با هیچ افتادنی ،
سقوط نخواهم کرد ؛
با شکوه تر از همیشه ،
اوج خواهم گرفت ...
من بلندترین قله ها را نشانه می گیرم ،
و شما مرا ؟!
خیالی نیست ...
فقط مراقب باشید موقعِ هل دادنِ من ؛
لبه ی تیزِ باورهایم ؛
زخمیِ تان نکند !:)


صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو