یافتن پست: #آماده

【wolf】
【wolf】
گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم

حتّی اگر به دیده رویا ببینیم

من صورتم به صورت شعرم شبیه نیست

بر این گمان مباش که زیبا ببینیم

شاعر شنیدنی است ولی میل ،‌ میل توست

آماده ای که بشنوی ام ، ‌یا ببینیم

این واژه ها صراحت تنهایی من اند

با اینهمه ، مخواه که تنها ببینیم

مبهوت می شوی اگر از روزن ات ، شبی

بی خویش ، در سماع غزل ها ببینیم

یک قطره ام ، و گاه چنان موج می زنم

در خود ، ‌که ناگزیر ی ، دریا ببینیم

شبهای شعر خوانی من بی فروغ نیست

اما تو با چراغ بیا تا ببینیم





محمد علی بهمنی

از کتاب "شاعر شنیدنی است"{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
خطی، خبری، هلهله‌ای از تو ندارم

با این همه حتی گله‌ای از تو ندارم



آماده‌ی ویران شدنم، حیف، زمانی‌ست

دیگر اثر زلزله‌ای از تو ندارم



در دست، به جز شاخه‌ی خشکیده‌ی سرخی

در پای، به جز آبله‌ای از تو ندارم



عمری‌ست فقط شاعر چشمان تو هستم

هر چند که چشمِ صله‌ای از تو ندارم



بگذار به در گویم و دیوار بفهمد

من فاصله‌ای، فاصله‌ای از تو ندارم



هر لحظه بیایی، قدمت روی دو چشمم

در دل به خدا مسئله‌ای از تو ندارم...



{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

yalda
yalda
خانه طراحان سام با مهجرترین دستگاه های چاپ دیجیتال خانه طراحان سام و چاپ بنر در کشور آماده ارائه خدمات رسانی در زمینه چاپ وینیل,چاپ شیشه,چاپ کارت ویزیت,چاپ پارچه,چاپ تراکت,چاپ بروشور,چاپ کاتالوگ,برش لیزر,لایت باکس تبلیغاتی,چاپ اکوسالونت,قیمت فوم برد,سقف کشسان,تخفیف دانشجویی,چاپ کاغذ دیواری,قیمت چاپ دیجیتال,چاپ بوم,لایت باکس,سازه نمایشگاهی و دیگر خدمات چاپ مستقیم می باشد.
آدرس: تهران، یوسف آباد، خیابان دوازدهم، بعد از تقاطع بیستون، پلاک 57
شماره تماس:88024567 - 88334079 - 88333627 -88632539 [لینک ]

گـمـشـده
گـمـشـده
باید به خودم بیایم ، بلند شوم از روی خاکسترِ خاطراتِ کهنه ات ؛
باید دستی به سر و روی خانه بکشم ...
یک وجب خاک روی همه چیز نشسته است!
باید رنگِ پرده ها را عوض کنم ،
تو رنگِ تیره را دوست نداری ،
باید رنگِ پرده ها روشن شود ...
باید گُل بخرم!
گلِ شبنم که تو دوست داری ...
باید خانه را پر از گل شبنم کنم!
باید به خودم برسم ،
عطر بزنم ،
لاک و رژِ قرمز ...
باید موهایم را ببافم!
تو موهای بافته شده ی من را دوست داری ...
باید لباس های پاییزی را توی کمد بچینم ،
پاییز نزدیک است ...
تو ، غیرِ منتظره ای ؛
ممکن است برگردی!!
باید خانه را برای برگشتنت آماده کنم ...
پاییز نزدیک است ،
معجزه را نشانم بده ...
برگرد به خانه!


صحرآ|مآمآنیه سآینآیی ها:)
صحرآ|مآمآنیه سآینآیی ها:)
گویند خدا به موسی گفت:قحطی خواهد آمد به قومت بگو آماده شوند

موسی به قومش گفت و قومش از دیوار خانه ها سوراخ ایجاد کردند که در هنگام سختی به داد هم برسند که این قحطی بگذرد

مدتی گذشت قحطی نیامد موسی پیش خدا رفت و علت را پرسید خدا به او گفت من دیدم که قوم تو به هم رحم کردند من چگونه به این قوم رحم نکنم



به هم رحم نکنیم خدا هم به ما رحم نمیکند

5 دیدگاه
1397/07/7 - 21:43 توسط موبایل · ۳ موافق

5 دیدگاه
【wolf】
【wolf】
روباه گفت:
کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی.
اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیش تر احساس شادی و خوش بختی می کنم.
ساعت چهار که شد دلم بنا می کند شور زدن و نگران شدن.
آن وقت است که قدر خوشبختی را می فهمم!
امّا اگر تو وقت و بی وقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم؟!
هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد...

شازده کوچولو

گـمـشـده
گـمـشـده
محرم تمام شد.
به خانه هایتان بروید.
مهیا شوید برای همه انچه که بوده اید.
حسین را هم درون پستو هایتان پنهان کنید تا سال دیگر .
چون علم و کتل ونخل و زنجیرهایتان.
اکبر و اصغر و قاسم و عباس را هم!
عباس را نه!
به کارتان می اید.
برای قسم خوردنتان هنگام دروغ.
برای گاه خطر هایتان.
زمانی که می خواهید سر دیگری کلاه بگذارید وشاهدی می خواهید.
فردا صبح هم کرکره مغازه هایتان را بالا بدهید.
دربنگاهایتان را باز کنید و یک لایتان را چهار لا حساب کنید.
کلاه هایتان را آماده کنید برای اینکه دوباره تا خرخره سر مردم بگذارید.
آنچه را این روز ها خرج نذریهایتان کردید.
خرج شربت چای مرغ وبرنجتان
به یک باره جبران کنید.
بروید و حسین و دردهایش را به حال خود بگذارید.


سکوت شب
سکوت شب
تو را دوست دارم
در این باران
می‌خواستم تو
در انتهای خیابان نشسته باشی
من عبور کنم
سلام کنم
لبخند تو را
در باران می‌خواستم

می‌خواهم
تمام لغاتی را که می‌دانم
برای تو به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در آینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم

احمدرضا احمدی

【wolf】
【wolf】
لیلی مریض بود
دوای درد او شیر تازه بود.
مجنون برای لیلی شیر تازه ای آماده کرد اما شیر را در ظرفی بسیار زیبا برای معشوقه ی خود تزئین کرد و برایش برد
لیلی با دیدن مجنون ظرف رو از دست مجنون گرفت و با عصبانیت به زمین زد و ظرف شکست
مجنون بسیار خوشحال شد و رقصان برای تهیه ظرف دیگری بازگشت
در راه ریش سفید محل از مجنون پرسید چرا زندگی خود را صرف کسی می کنی که هیچ علاقه ای به تو نداره و از تو متنفره؟
مجنون جواب داد :


اگر بر من نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی ؟

【wolf】
【wolf】
کسی به پارمیس چیزی گوفته که امروز برامون پست نزاشته؟؟؟

فقط خدا
فقط خدا
واااااااااااااای:فرار
هیش کاری نکردم:فرار
یه ساعت فرصت دارم:فرار
:گگگ:گگگ:گگگ:گگگ

فقط خدا
فقط خدا
سلام دوستان گرامی{-69-}
خوبید؟{-90-}
ببخشید که نیستم،میدونم در نبودم چقد سخت میگذره بهتون:فرار:گگگ:آمازون:|

ماشاالله عروسیا پشت سررررر هم:تبل:فرار
از ساعت ۳تا۷مراسم شیرینی خورانیه یکی از فامیلا بودیم
الان اومدیم خونه که برا مراسم عروسیه یکی از فامیلای دیگمون آماده شیم و ساعت۸بریم:فرار
فردا هم بعدازظهر و شب عروسی یه فامیل دیگمونه:رقص
پس فردا شبم عروسیه یه فامیل دیگست:تبل


ان شاالله قسمت شماها دوستای گل:):تبل


رو تبلیغاتم کلیک کنید لطفا:شادی

فعلا...یا علی{-56-}

صحرآ|مآمآنیه سآینآیی ها:)
images-1.png صحرآ|مآمآنیه سآینآیی ها:)
وسط قلب اسم کیو میزاری؟

پ.ن اسم بگین دااا:|

163 دیدگاه
1397/06/12 - 08:43 در TiMaReStAn Synaa توسط موبایل · ۷ موافق

163 دیدگاه
گـمـشـده
IMG_20180902_195401_596.jpg گـمـشـده
- لباسِ گلدارِ چین چین پوشیده ام
با موهایِ خرماییِ بافته شده..
آماده ام برایِ قدم زدن در خیالِ مردانه ات..
آرام بخواب مردِ من..
یک دختر
امشب
میخواهد
در رویایت پا بگذارد!{-57-}

【wolf】
【wolf】
زنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست داشت که هفت فوت طولش بود یه دفعه ای اون مار دیگه چیزی نخورد زن هفته ها تلاش کرد که مارش دوباره بتونه غذا بخوره که موفق نشد و مار و برد پیش دامپزشک .
دامپزشک پرسید ایا مار به تازگی کنار شما میخوابه و خیلی نزدیک به شماخودش و جمع میکنه و کش میده ؟-بله ،و خیلی برام ناراحت کننده ست که نمیتونم کاری براش انجام بدم دامپزشک گفت ؛مار مریض نیست بلکه داره خودشو آماده میکنه که شما رو بخوره !!!
مار داره هر روز شما رو اندازه گیری میکنه تا بدونه چقدر باید جا داشته باشه تا شما رو هضم کنه !!!

حکایت بعضی ادماس تو زندگیمون ، خیلی نزدیک ولی با هدف اینکه نابودمون کنن فقط دنبال فرصت مناسبند .

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو