تو پنهان کن خودت را در میان نقطه ها اما!!!

بدان من دوستت دارم

سه تا نقطه

به این معنا :

که تا هستم

که تا هستی

که تا هستند عاشق ها

شوم مست از لب لعلت

"اَدرکأساٌ و ناولَها"...

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کاربران فعال امروز

برچسب‌های کاربری

سه نقطه های دلم ...

گروه عمومی · 8 کاربر · 1265 پست
... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
بیا اینم از روزمون ک تکمیل شد ...
بوخودا من دخترم ... :///
اشتباهی نگیرین ...:|

... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
...

... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
کم کم دارم میترسم ...
عجب افرادی امروز سراغه منو گرفتن ...سه نفر ...{-159-}{-163-}{-38-}

... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
مرگ آمد و
چهره ام را اینجا بدید و گفت:
آنقدر مُردی که از من هم نیاید هیچ کار ... !

... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
مورد داشتیم که طرف مانیتورش خراب شده آدرس یه جای مطمعن واسه تعمیر میخواسته
چون معتقد بود عکسای شخصی توشه ...! {-15-}{-7-}

... طُ میتونی ...
axneveshte-bikhabi-13.jpg ... طُ میتونی ...
خواب نمیبرد مرا ، یار نمیخرد مرا ...

مرگ نمیدرد مرا ، آه چه بی بها شدم ...

... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
عشق از تو تار و از من پودی ساخت
تا یکپارچه ستایش‌گر خدایی باشیم
که ماه را چون روزنی
میان شب نومیدی دوخت
و کنارش ستاره ستاره لبخند ...♥


... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
این خاصیت باران است
که همه چیز را «تر» می‌کند ...

عاشق بی‌چتر را عاشق‌تر ...
شاعر بی‌‌تاب را شاعرتر ...
و منِ بی‌تو را تنهاتر ...


... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
برقص
پیش از انکه پروانه ها
خاطره گل های پیراهنت را
برای شکوفه های پلاسیده
تعریف کنندو
حریر نازک دامنت را
دست های زبر زندگی نخ کش کند ...!


سکوت شب
سکوت شب
در نیست

در نیست

راه نیست

شب نیست

ماه نیست

نه روز و

نه آفتاب،

ما

بیرون زمان

ایستاده‌ایم

با دشنه تلخی

در گرده‌هایمان

هیچ‌کس

با هیچ‌کس

سخن نمی‌گوید

که خاموشی

به هزار زبان

در سخن است

در مُرده‌گان خویش

نظر می‌بندیم

با طرح خنده‌ای،

و نوبت خود را انتظار می‌کشیم

بی‌ هیچ

خنده‌ای !

سکوت شب
سکوت شب
میانِ کتاب‌ها گشتم

میانِ روزنامه‌های پوسیده‌ی پُرغبار،

در خاطراتِ خویش

در حافظه‌ ایی که دیگر مدد نمی‌کند

خود را جُستم و فردا را

عجبا!

جُستجوگرم من

نه جُستجو شونده

من این‌جایم و آینده

در مشت‌های من

... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
دلم

تاب سواری می خواهد

و یك هل محكم ....

كه دلم هری بریزد پایین

هر چه در خودش تلمبار كرده است...

... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
گفتم :چرا ساکتی ؟یه چیزی بگو
گفت : با بعضی از آدما میشه ساعت ها حرف زد بدون اینکه لازم باشه لباتو وا کنی ، با نگاه کردن بهشون ، با زل زدن تو چشماشون ، همه ی حرفاتو میزنی و اونم میشنوه توهم همینطور حرفای اونو میشنوی!
گفتم: ولی تو خیلی کم با من صحبت میکنی!
گفت من با اونایی که حرفی باهاشون ندارم صحبت می کنم و با اونایی که خیلی حرف دارم براشون ، فقط نگاشون میکنم...!


... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
دلتنگ توام،
به من بیاموز
چگونه دلتنگ نباشم…


... طُ میتونی ...
... طُ میتونی ...
من شاعر نیستم
من تنها کلماتی را می دانم
که نام تو را دارد
و آنها را ردیف می کنم به نشانه تو ... !

"سهام الشعشاع"

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو