سکوت شب بیانگر تمام ناگفته هایی است که شنیدنش کار هر کس نیست عجیب با آن انس گرفته ام و عجیبتر تمامش را میشنوم و با عمق وجود درک میکنم

مشخصات

موارد دیگر
سکوت شب
2049 پست

دنبال‌کنندگان

(27 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

IMG_20191011_205013_982.jpg AKS-10-2.jpg عکس-نوشته-شعر-عاشقانه-شاعران-معاصر.jpg عکس-پروفایل-شعر-عاشقانه-معاصر.jpg
سکوت شب
سکوت شب
تمام خنده هایم را نذر کرده ام

تا تو همان باشی

که صبح یکی از روز های خدا

عطر دستهایت !

دلتنگی ام را به باد می سپارد ...

سید علی صالحی

سکوت شب
سکوت شب
چرا

یک تکه از خنده هایم را

بر نداشتی

که قایمشان کرده باشی

_مثلا پشت کمد_

که وسط اینهمه گریه

اینهمه خانه تکانی

پیدایشان کنم

و کمی بخندیم

اصلا بیا همین حالا

بخندیم

به اینهمه گریه ی مسخره

دنیای مسخره.

رویا شاه حسین زاده

سکوت شب
سکوت شب
باران اگر بهانه‌ای برای گریستنت نبود،

تو این همه از آسمان سخن نمی‌گفتی!

دیروز "ترانه‌های کوچک غربت" را می‌خواندم،

امروز اما پی عطر تو از خواب گل سرخ می‌گذرم.

به من چه که فصلِ سخن گفتن از ستاره دشوار است!

وقتی تخیل صندلی از جای تو خالی نیست

معنیِ ساده‌اش این است که من شاعرم هنوز!

سید علی صالحی

سکوت شب
سکوت شب
پیش از طلوعِ شکوفه بود شاید
با یادِ یک بعد از ظهرِ قدیمی
آن قدر ترانه خواندم،
تا تمامِ کبوترانِ جهان
شاعر شدند.
.
سید علی صالحی

سکوت شب
سکوت شب
تسلیم نخواهم شد !

زندگی می کنم ...

برای رویاهایی که منتظرند به دست من واقعی شوند ...

من فرصتی برای بودن دارم،

پس ساکت نمی نشینم ....!!!

می گذارم همه بدانند که من با تمام توانایی ها و کاستی ها، شاهکار زندگی خود هستم ؛

کافی ست لحظات گذشته را رها کنم و برای ثانیه های آینده زندگی کنم ...!!!

چون رویاهایم آنجاست ،

و من فقط ؛ یک بار فرصت زندگی کردن را دارم.. ‌

سکوت شب
سکوت شب
میدانيد قشنگترین جای زندگی کجاست؟
آنجاست که به دلتان فرصت میدهيد!
به دلتان این جرأت را میدهيد که دوباره به زندگی اعتماد کند،
بدى ها را فراموش کند،
دوباره منتظر يك اتفاق ناگهانی خوب باشد، منتظر يك آدم تازه كه به او فرصت میدهيد گذشته را با همه بدى هايش ببخشد و بگذارد اتفاقات گذشته، در گذشته بماند.
اینجا قشنگ ترین جای زندگی است،
جایی که از صفر شروع ميكنيد،
جایی که دوباره متولد مى شويد...

سکوت شب
سکوت شب
خسته ام از ارزوها ارزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی بال های استعاری

لحظه های کاغذی را روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی زندگی های اداری

افتاب زرد و غمگین پله های رو به پایین

سقف های سرد و سنگین اسمان های اجاری

با نگاهی سر شکسته پشم هایی پنبه بسته

خسته از درهای بسته خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده میزهای صف شکسته

خنده های لب پریده گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی پارک های این حوالی

پرسه های بی خیالی نیمکت های خماری

رو نوشت روزها را روی هم سنجاق کردم

شنبه های بی پناهی جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار روزها

خاک خواهد بست روزی باد خواهد برد

روی میز خالی من صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیت ها نامی از ما یادگاری

سکوت شب
سکوت شب
باز شب بود و من و قصه ی تنهایی من

چشم گریان منو این دل شیدایی من

دور بودم ز تو و حسرت دیدار به دل

تو نبودی و شدم پیش دل خویش خجل

خجلم چون که دلم خانه ی ارواح شده

غصه با این دل من مونس و همراه شده

کی رسد فصل وصال تو دلم بی تاب است

دل دریایی من بی تو دگر مرداب است

کوچه بی تو شده تاریک گذر خاموش است

کوله باری ز غم وغصه کنون بر دوش است

تو بیا تا که رود گل به گلستان سنبل

تا به گوشم برسد صوت و نوای بلبل

سکوت شب
سکوت شب
به یاد...
می نویسم از تو و از موج یادی که می کوبد به ساحل بی قرار قلبم.

تا دور ها تورا به نام اشک هایم می شناسم و با لحن همیشگی گریه می خوانمت.

تو حس می شوی از ان سوی قلبم.

از پشت حصار های وجودم.

نمیدانم تا کی بیاویزم گل خاطراتت را؟

از کجا به دست های تو برسم؟

از کدام پنجره تو را ببینم؟

از کدام هوا تو را نفس بکشم؟

بگو.به من بگو که صدای تو همان اوا لرزانی است که نام مرا می شناسد.

بگو که هنوز هم رنگ چشم مرا روی شیشه ی پنجره ی قلبت نقاشی میکنی.

بگو که میدانی من از جنس تنهایی ام به شهر دلتنگی صدایم کن.

بگو که هنوزم برای منی.

سکوت شب
سکوت شب
این را حتی روباه شازده کوچولو میداند.



من سکوت کارم شده.تمام روز و شب.

کاش کمی هم برای خودم و تو سکوت کنم.

سکوت شب
سکوت شب
غریبه شد...عادت شد...عشق شد...هستی شد...روزگارشد...



خسته شد...بی وفا شد...دور شد...بیگانه شد...حسرت شد...



فراموش نشد...فراموش نشد...

سکوت شب
سکوت شب
از این تکرار ساعت ها

از این بیهوده بودن ها

از این بی تاب ماندن ها

از این تردید ها

نیرنگ ها

خیانت ها

بی کسی ها

از این مرگ باورها و رویاها

و از این دنیا و ادم ها



بیزارم بیزار......

سکوت شب
سکوت شب
دلتنگم
برای او نه...

برای منه قبل از او...

چقدر قشنگ بودم....

سکوت شب
سکوت شب
برو...
ترس از هیچ چیز ندارم....

وقتی یقین دارم بیشتر از من...

کسی دوستت نخواهد داشت...

بیشتر از من کسی طاقت کم محلی هایت را ندارد

برو....!

ترس برای چه؟!

وقتی میدانم یه روز تف می اندازی

به روی تمام ان هایی که

به خاطرشان من را از دست دادی...

سکوت شب
سکوت شب
پاییز را هم

می توان زیبا دید

نگو خزان است

اتفاقات هم حکمت خاص

خود را دارند

همانطور که شاخه های

خشک مجموع

صدای دل نشین قدمهایمان

رامی سازند

خش خش برگ ها

هم زیباست اگر بخواهیم

صفحات: 7 8 9 10 11