سکوت شب بیانگر تمام ناگفته هایی است که شنیدنش کار هر کس نیست عجیب با آن انس گرفته ام و عجیبتر تمامش را میشنوم و با عمق وجود درک میکنم

مشخصات

موارد دیگر
سکوت شب
1965 پست

دنبال‌کنندگان

(22 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

IMG_20190916_230314_672.jpg عکس-پروفایل-فصل-پاییز-10-1.jpg عکس-پروفایل-فصل-پاییز-14.jpg عکس-پروفایل-فصل-پاییز-21.jpg
سکوت شب
سکوت شب
در نیست

در نیست

راه نیست

شب نیست

ماه نیست

نه روز و

نه آفتاب،

ما

بیرون زمان

ایستاده‌ایم

با دشنه تلخی

در گرده‌هایمان

هیچ‌کس

با هیچ‌کس

سخن نمی‌گوید

که خاموشی

به هزار زبان

در سخن است

در مُرده‌گان خویش

نظر می‌بندیم

با طرح خنده‌ای،

و نوبت خود را انتظار می‌کشیم

بی‌ هیچ

خنده‌ای !

سکوت شب
سکوت شب
میانِ کتاب‌ها گشتم

میانِ روزنامه‌های پوسیده‌ی پُرغبار،

در خاطراتِ خویش

در حافظه‌ ایی که دیگر مدد نمی‌کند

خود را جُستم و فردا را

عجبا!

جُستجوگرم من

نه جُستجو شونده

من این‌جایم و آینده

در مشت‌های من

سکوت شب
سکوت شب
چه جالب است
ناز را می کشیم
آه را می کشیم
انتظار را می کشیم
فریاد را می کشیم
درد را می کشیم
ولی بعد از این همه سال …
آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم
دست بکشیم
از هر آنچه که آزارمان می دهد

سکوت شب
سکوت شب
تو را دوست می‌دارم
طرف ما شب نیست
صدا با سکوت آشتی نمی‌کند
کلمات انتظار می‌کشند
من با تو تنها نیستم
هیچ کس با هیچ‌ کس تنها نیست
شب از ستاره‌ها تنهاتر است…

سکوت شب
سکوت شب
همه لرزش دست و دلم از آن بود
که عشق
پناهی گردد ،
پروازی نه
گریزگاهی گردد
آی عشق، آی عشق
چهره ی آبی ات پیدا نیست

و خنکای مرهمی
بر شعله ی زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون
آی عشق، آی عشق
چهره ی سرخ ات پیدا نیست

غبار تیره ی تسکینی
بر حضور وهن
و دنج رهایی
بر گریز حضور
سیاهی
بر آرامش آبی
و سبزه ی برگچه
بر ارغوان
آی عشق، آی عشق
رنگ آشنایت پیدا نیست

سکوت شب
IMG_20190916_230314_672.jpg سکوت شب
اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست

اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی…

من درد مشترکم
مرا فریاد کن

سکوت شب
سکوت شب
کیستی که من اینگونه به اعتماد
نام خود را
با تو می گویم
نان شادی ام را با تو قسمت می کنم
به کنارت می نشینم و
بر زانوی تو اینچنین به خواب می روم
کیستی که من این گونه به جد
در دیار رویاهای خویش با تو
درنگ می کنم!

سکوت شب
سکوت شب
دوست اش می دارم
چرا که می شناسمش
به دوستی و یگانگی
شهر
همه بیگانگی و عداوت است
هنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم
تنهایی غم انگیزش را در می یابم

اندوه اش
غروبی دلگیر است
در غربت و تنهایی
هم چنان که شادی اش
طلوع همه آفتاب هاست

سکوت شب
سکوت شب
سخت نگیر



آرام باش



رویاهای روشن خود را مرور کن،



ونزدیکتر بیا



آدمی



ادامه ی آرام آدمی ست،



و همین خوب است که آدمی



آدمی رادوست می دارد...





سیدعلی صالحی

سکوت شب
عکس-پروفایل-فصل-پاییز-10-1.jpg سکوت شب
{-75-}

سکوت شب
سکوت شب
ﮐﺎﺵ می ﺷﺪ ﯾﮏ ﺻﺒﺢ



ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ :



ﺑﺎ ﺩﺳتِ ﭘُﺮ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ



ﺑﺎ لبخند،



ﺑﺎ ﻗﻠﺐ ﻫﺎﯾﯽ ﺁﮐﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ ...



ﺍﺯ ﺁﻥ سوﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ



ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ



ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺮﻭﻡ...!





سیدعلی صالحی

سکوت شب
عکس-پروفایل-فصل-پاییز-14.jpg سکوت شب
{-12-}

سکوت شب
سکوت شب
من



پیشگوی پروانه و



پرده دار بارانم،





از من بپرس!



تنها من



نشانی



کلمات خانه به دوش را



می دانم.







سید علی صالحی

سکوت شب
عکس-پروفایل-فصل-پاییز-21.jpg سکوت شب
{-3-}

سکوت شب
سکوت شب
چقدر خوب است



که ما هم ياد گرفته ايم



گاه براي ناآشناترين اهل هر کجا حتي



خواب نور و سلام و بوسه مي بينيم



گاه به يک جاهايي مي رويم



يک دره هاي دوري از پسين و ستاره



از آواز نور و سايه روشن ريگ



و مي نشينيم لب آب



لب آب را مي بوسيم



ريحان مي چينيم



ترانه مي خوانيم



و بي اعتنا به فهم فاصله



دهان به دهان دورترين روياها



بوي خوش روشناييِ روز را مي شنويم



بايد حرف بزنيم



گفت و گو کنيم



زندگي را دوست بداريم



و بي ترس و انتظار



اندکي عاشقي کنيم





سيد علي صالحي

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو