تا ابد به آنهایی که وقت تشنگی شدید و بی آبی

قمقمه ها راخاک می کردند تا کمتر یاد آب بیفتند

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کاربران فعال امروز

برچسب‌های کاربری

پلاک سرخ

گروه عمومی · 20 کاربر · 201 پست
born78
born78
پسرم از روی پله ها افتاد.دستش شکست.بیشتر از من عبدالحسین هول کرد.بچه را که داشت به شدت گریه می کرد،بغل گرفت.
از خانه دوید بیرون.چادر سرم کردم و دنبالش رفتم.ماتم برد وقتی دیدم دارد می رود طرف خیابان.
تا من رسیدم به اش،یک تاکسی گرفت.درآن لحظه ها،ماشین سپاه جلوی خانه پارک بود.

(شهید برونسی)

born78
born78
رفته بود دوره فشرده زبان انگلیسی.
آخوند و زبان انگلیسی؟!
خطبه انگلیسی که می خواند
باور نمی کردی او همان ، روحانی ایرانی است.
پ ن ؛

پلاک
پلاک
در هر وضع و موقعيتی كه قرار مىگرفت ، سعى مىكرد خودش را به نماز جماعت برساند.
عطاءا... پس از مدرسه به مغازه میرفت و به پدرش كمك مىكرد،
زمانى كه نزديك اذان مىشد سريعا مىگفت : حاجى! مغازه را ببند، برويم مسجد كه به نماز جماعت برسيم .
وقتى پدر به او مىگفت : قدرى صبر كن حالا مىرويم . مىگفت : فايده ندارد، الان شيطان است كه با اين حرف من و شما را گول مىزند.
بياييد زودتر برويم به مسجد،
قول مىدهم بعد از نماز هر كارى داشته باشيد انجام دهم . ..

شهيد عطاءا... اكبرى
به یاد نمازهای عارفانه و عاشقانه شهدا ...

پلاک
photo_2016-01-07_20-12-45.jpg پلاک
از ردِ پــایِ "تـــو"



مـــی گیـــرد نــشــــان



هــــر کــــه دارد


"آرزوی آســـــ♥️ــــــمان"

born78
Screenshot.jpg born78
چه حال و هوایی بود آنجا...
مخصوصا سه راهی شهادت در طلاییه که دل آدم را میبرد..!!!
و دیدن زائران پیاده در خیابان که راهی کربلای ارباب بودند دل آدم را میسوزاند,سخت آدم را یاد بی لیاقتیش می انداخت..!!!
بدتر از آن وقتی بود که خادمین هر روز عوض میشدند چون اربابم برایشان دعوت نامه فرستاده بود.
و چقدر واقعا آنجا با دل آدم بازی میشد.

born78
born78
سلامتی دخترایی ک نمیتونن مدافع باشن و برن جنگ
ایها الداعش
سپاه و بسیج و حزب الله را فاکتور بگیر
حواست به من باشد
دختر شیعه زاده ای هستم که
شهادت را ازمادرم زهرا به ارث دارم
و صبوری را ازعمه زینب
و شجاعت را ازدخترکی 3ساله
من سلاح هایی دارم که بااسمش جانت به لرزه می افتد
چــــادرمــــــ
سربنــــد یافاطـــمه
فرمـــان ســیــدعلـــــی
حواست باشد
گرنگاه چپ کنی سمت حرم
جانت را با خونت میگیرم

born78
born78
وصیت‌نامه‌ یک شهید چهارده ساله:
جسمم را به خاک، روحم را به خدا و راهم را به شما می‌سپارم.
والسلام

born78
born78
من می خواهم در آینده شهید بشوم …
معلم پرید وسط حرف علی و گفت : ببین علی جان موضوع انشا این بود که در آینده می خواهین چکاره بشین ، باید در مورد یه شغل یا کار توضیح می دادی !!! مثلا پدر خودت چه کاره است ؟
آقا اجازه … شهید …

born78
10986375_1428245927472766_755002527_n.jpg born78
بسیجی بی تحلیل = تفنگ بی خشاب

پلاک
photo_2015-09-13_22-35-59.jpg پلاک
{-60-}

پلاک
پلاک
یاجوادالائمه (ع)

گرچه مثل پدرت سوختی از آتش زهر

مجتبائی شدنت آل عبا را سوزاند

ایام برشماتسلیت باد...

پلاک
photo_2015-09-09_23-01-40.jpg پلاک
رهبر معظم انقلاب،در میان هزاران نفر از اقشار مردم در حسینیه‌ امام خمینی:
بعداز مذاکرات هسته‌ای،در رژیم صهیونیستی گفتند تا 25سال از دغدغه‌ی ایران آسوده‌ایم؛ به شما می‌گویم: اولاً شما 25سال آینده را نخواهید دید و ان‌شاالله تا 25سال آینده چیزی به نام رژیم صهیونیستی وجود نخواهد داشت.
ثانیاً در این مدت هم روحیه‌ی مبارز و حماسی و جهادی، یک لحظه صهیونیست‌ها را راحت نخواهد گذاشت‌.
ما فقط در قضیه‌ هسته‌ای با مذاکره با آمریکا بدلایل مشخص موافقت کردیم و بحمدالله مذاکره‌کنندگان ما هم خوب ظاهر شدند/در عرصه‌های دیگر اجازه‌ی مذاکره با آمریکا ندادیم و با آنها مذاکره نمیکنیم‌.

هادی
t_1339_۲۰۱۵۰۹۰۹_0001.jpg هادی
وقتی به انسانی بی توجه اند و در همان آن حقوق حیوانات رعایت می شود...

این یعنی مرگ انسانیت
♡♥♡اللهم عجل لولیك الفرج والعافیة والنصر♡♥♡

پلاک
photo_2015-08-28_21-41-13.jpg پلاک
رهبرم خامنه ایست
رهبرم سید و اولاد علیست
رهبرم اخم کند به علی مادرتان داغ شما میبیند.
حاج همت رفته
کاظمی دیگر نیست
پدر موشک ایران هم رفت
لیک از عالم غیب باز با ما هستند
حاج قاسم هم هست
که سلیمانی کرد همه دنیا را فتح
همه ی ما هستیم .
کور خواندید اگر باز هم فکر کنید
که علی تنها هست
رهبرم اخم نکن به فدای جدت
به خدا اذن دهی
شیعه با خون خودش میشورد
همه ی لشکر کفر .
لبیک یا خامنه ای

پلاک
پلاک
✔️از شوخی بگذریم ....نخونید از دستتون رفته...✔️


خانومش بهش گفت:بيا بريم كربلا.

به خانمش گفت:تو بارداري...
يهو بچه اذيت ميشه...

خانمش گفت:به عشق امام حسين بريم...
اگه قراره بچه بميره،، بذار بميره

به عشق حسين (ع)...

رفتند كربلا...
تا رسيدن كربلا حال خانمش بد شد.
بردنش دكتر. دكتر گفت:

بچه سقط شده...

آقا به خانمش گفت: ديدی گفتم نياييم!!!
خانمش گفت:منو ببر حرم...
بردنش

حرم... خانم اونقدر گريه كرد تا خوابش برد... خواب ديد يه خانمي اومد يه

بچه خوشگل گذاشت تو بغلش....

از خواب بيدار شد گفت:من رو ببريد دكتر....... دكتر گفت: اين خانم،همون

اون خانمي هست كه صبح اينجا بود ؟؟؟ گفت بله. دكتر گفت: بچه سالمه...

هيچ چيزش نيست...

وقتي به دنيا اومد اسمش رو گذاشتن:

محمد
ابراهيم
همت

اسمش رو مخفف كني ميشه:ماه ...

صفحات: 6 7 8 9 10

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو