تا ابد به آنهایی که وقت تشنگی شدید و بی آبی

قمقمه ها راخاک می کردند تا کمتر یاد آب بیفتند

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

پلاک سرخ

گروه عمومی · 17 کاربر · 195 پست
born78
born78
هو الشهید

تازه نامزد کرده بود
اومد پیش فرماندش
گفت : حاجی
گفتش: جانم
گفت : حاجی اجازمو بده برم سوریه
حاجی گفتش: میزارم ولی الان نه
گفت حاجی دارم زمین گیر میشم
حاجی بذار برم
(میترسید عشق به خانومش باعث شه نره برای دفاع از حرم)

شهید عباس دانشگر

born78
born78
محمودرضا تهران که بود، با ماشین خیلی این طرف و آن طرف می‌رفت اصولا بیشتر عمرش توی ماشینش گذشته بود.

گاهی نگرانش میشدم؛ دیده بودم که پشت فرمان چقدر موبايلش زنگ می‌خورد همه‌اش هم تماس‌های کاری چند باری به او گفتم پشت فرمان اینقدر با تلفن صحبت نکن خطرناک است ولی به اقتضای ضرورت‌های کاری، نمی‌شد انگار گاهی هم که خیلی خسته و بی‌خواب بود و پشت فرمان می‌نشست، بیشتر نگرانش می شدم.

با این همه، دقت رانندگیش خیلی خوب بود من هیچوقت موقع رانندگی محمودرضا احساس خطر نکردم؛ همیشه کمربندش بسته بود و با سرعت معقول می‌راند لااقل مواقعی که با هم بودیم اینطور بود یکی از همرزمانش می‌گفت من بستن کمربند را از محمودرضا یاد گرفتم توی سوریه هم که رانندگی می‌کرد، تا می‌نشست پشت فرمان، کمربند را می‌بست.

یکبار در سوریه به اوگیر دادم و گفتم اینجا دیگر چرا می بندی؟ اینجا که دیگر پلیس گیر نمی دهد؛
گفت: می‌دانی چقدر مواظب بوده‌ام که با تصادف نمیرم؟!


نقل از برادر
شادی روح مطهر

born78
photo_2016-06-18_18-24-49.jpg born78
مشق عشق دست نوشته ای از شهید کابلی

پلاک
Negar_۱۷۰۶۲۰۱۶_۰۲۵۱۵۳.png پلاک
آقــا جان یک یادآوری کنم؟


فردا...جمعه...نمی ‌آیے؟...


پلاک
IMG_20160616_172812.jpg پلاک
‌کشاورز دعایِ باران خواند
و باران آمد
کاش تو را خواسته بود
کاش تو آمده بودی



پلاک
پلاک
شیخ اسماعیل دلابی میفرماد هرکس که گرفتار است در واقع گرفتار یار است... فکر میکنم خدا ما از همه بیشتر دوست داره که اذانمون از همه دیرتره {-7-}{-11-}
فقط نکته قابل ملاحظه اینه که اگه احیاناً جایی اذانشون
تر از21:10 باشه اونا دیگه از گرفتاری گذروندند،
خدا تنبیهشون میکنه {-7-}{-34-}

پلاک
IMG_20160608_193701.jpg پلاک
حالم چنان بد است که تنها علاج من

در نسخه های پنجرہ فولاد مشهد است


{-60-}

وفا
۲۰۱۶-۰۶-۰۵-۱۲-۲۳-۱۵-1203996928.jpg وفا
جاویدالاثر

born78
born78
نماز صبح بود...
دیدن جوونی چفیه انداخته رو سرش داره میره سمت دستشویی!
بهش گفتن آهای رفیق،کجا میری،نوبت وایسا...گفت من با سرویس کاری ندارم میخوام دستشویی رو تمیز کنم!!
بهش گفتن عه زرنگی..ماهم بلدیما..
گفت نه، بلافاصله چفیه رو از سرش برداشتن
بود.
فرمانده لشگر محمد رسول الله
خواب مونده بود امشب رو،شستن دستشویی ها به تاخیر افتاده بود...
کارهرشبش بود،شستن سرویس های ..

fatima
fatima
همه ی بچه ها ، بزرگ میشن...
همه ی دختربچه ها و پسر بچه ها،
خانوم و آقا میشن...
اما این وسط
بعضیا روحشون بیشتر از سنشون بزرگ میشه...
همونایی ک قدر خودشون رو پیدا می کنند
همونایی ک شهید میشن...
همونایی ک تو بیست سالگی یکجوری بار سفر میبندن ک یک شهر و ب هم میریزن... یه شهر و پریشون میکنن...یه شهر و ب فکر وادار میکنن...
همونایی ک شاید سنشون بزرگ نباشه اما روحشون بلنده...
سلامُُ عَلـــــــــــــــــی قَلــــــــــــــبِ زِینـــــــــــــــَب الکبــــــــــــــــرے

لبیک یا زینب (س) ...

fatima
fatima


و اللهِ یَبقَىْ الحَرمْ
روحی لِهذا القسمْ
إنی الفِدائیُّ لأهلِ الْبَیْتِ ... أحمِی الحرمْ
الصَّحنُ باقٍ و القِبابُ و المَناراتُ
و "الأربعین" و الضریحُ و الزیاراتُ
یا زینب الكبرى
أیتها الحَوراءْ
إنَّا على العهدِ سنَبقَى یاْ ابنةَ الزَّهرا
(لبیكِّ یا زَینب)

•روحمون با یادشون شاد•
•هدیه به ارواح بلندپروازشون صلوات•
•اللّهـُمَّ صَـلِّ عَلے مُحَـمَّد وَ آلِـ مُحَـمَّد وَ عَجِّـلْ فـَرَجَـهُم و احفظ قائدنا الامام الخامنه اے •{-35-}

هادی
ir.makarem.pasokhgoo.png هادی
نرم افزار پاسخگو [لینک ]

پلاک
photo_2016-01-09_20-18-13.jpg پلاک
ماکه رفتیم!مادرپیری دارم وزنی و3بچه قدونیم قد؛ازدار دنیاچیزی ندارم الایک پیام...یقه تان رامی گیرم اگرولایت فقیه راتنهابگذارید.(شهیدمجیدمحمودی)

born78
born78
در گمنامی هم مشترکیم ای شهید
تو پلاکت را گم کرده ای ومن
هویتم را...

born78
born78
همه شهــــید شدند الا محسن.خواب امام حسیــــــن'ع' رو دیده بود.
آقـا بهش گفته بود:"کارهات رو بکن این بـــار دیگه بار آخره "
یه سربند داده بود به یکےاز رفقاش،گفته بود شهید که شدم ببندیدش به سینه ام.
آخه از آقا خواستم بےسر شهید شم.با چند تا از فرماندهان رفته بود توی دیدگاه.
گلوله 120خورده بود وسطشون جنـازه اش که اومد،سر نداشت.سربند رو بستیم به سینه اش..
روی سربندنوشته بود؛"أنا زائر الحسـین ع..! (شهید محسن درودی )

صفحات: 3 4 5 6 7

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو