فیزیک - تاریخ - فوتبال

مشخصات

موارد دیگر
P158
736 پست

دنبال‌کنندگان

(25 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

Moein - Khooneye Arezoo.jpg 3602.jpg poetry-about-ghom-lor.jpg 10531445479021824563.jpg
P158
559b273dad1bc46b30a5e7aab65ac933.png P158
با سلام.
آغاز سال نو رو به همه دوستان تبریک عرض می کنم. امیدوارم تو این سال جدید زندگیتون پر بشه از شادی و آرامش و موفقیت. شما لایق بهترین هایید.

P158
P158
وقتی تو این روزا می بینم هموطنامون اینطور در حق همنوع خودشون ظلم می کنن و به جای متحد شدن و مقابله با بیماری با احتکار اجناس با جونشون مردم معامله می کنن، حالم از ایرانی بودنم بهم میخوره. دلمون خوشه مسلمونیم.

P158
P158
هی ...

P158
P158
من این احوال آشفته که دریا با دلم جفته پُرم از حرف ناگفته همینجوری نمیمونه
من این آغوش بی همدم که همخواب تن دردم به شادی می رسم از غم همینجوری نمیمونه

P158
P158
هر کسی را همدم
غم ها و تنهائی مدان
سایه دنبال تو می آید
ولی همراه نیست

P158
P158
شب می‌شود
دوباره به نبودنت می‌رسم !
و این ماجرا تا صبح ادامه دارد
انگار خواب دیدنت هم محال شده


دانلود موزیک


P158
P158

P158
P158
هم سکوت گریزان ،
هم از صدا بیزار
چنین چرا دلتنگم ؟
چنین چرا بیزار .

P158
P158
آهو ز تو آموخت به هنگام دويدن

رم كردن و برگشتن و واپس نگريدن

پروانه ز من، شمع ز من، گل زمن آموخت

افروختن و سوختن و جامــــه دريـدن

P158
P158
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی


تو بمان با دگران وای به حال دگران . . .

P158
P158
داستان کشیش و مرد دانا
در قرون وسطا و دوران اوج قدرت کلیسا ها ، عقاید و خرافه های دینی که کشیش ها به وجود آورده بودند ، شدت گرفته بود و راهب ها به قدرت رسیده بودند... کشیش ها بهشت را به مردم می فروختند!! مردم نادان هم در ازای پرداخت کیسه های طلا ، دست نوشته ای به نام سند دریافت میکردند!!

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد ، نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد... به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:

قیمت جهنم چقدر است ؟

کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!

مرد دانا گفت: بله جهنم...!

کشیش بدون هیچ فکری گفت: 3 سکه

مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم به من بدهید!

کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم

مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد :

ای مردم! من تمام جهنم را خریدم و این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمی دهم...

آن شخص مارتین لوتر بود...

P158
P158
ثروت واقعی کوروش کبیر
زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود ؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید. مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود. کوروش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست .

P158
P158
بمن چه [لینک]



P158
P158
kenare raftanet


دانلود موزیک


P158
P158
امواج - بی کلام [لینک]



صفحات: 8 9 10 11 12