مشغول فعالیت های فرهنگی تبلیغی در مناطق محروم مرزی جنوب و جنوب شرق کشور

مشخصات

موارد دیگر
mmm
859 پست

دنبال‌کنندگان

(40 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

_facenama_cover.png y1836_quran.jpg 9b2c3f9f830d37cc4b90e96f94aa594e-425.jpg 143925_494.jpg
mmm
mmm
آیا ترازوی عدالتی که انسان برای خود می سازد دقیق است.

mmm
mmm
از آنچه می دانیم سود نمی بریم؛

و آنچه را نمی دانیم نمی پرسیم؛

و از بلایی،تا بر سرمان نیامده نمی ترسیم؛

mmm
mmm
افق تاریـک،

دنیا تـنگ،

نومیدی توان فرساست، می دانم!

ولیکن ره سپردن در سیاهی، رو به سوی روشنی زیباست!



"فریدون مشیری"

mmm
mmm
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم
بابت هر صبحی که بی سلام تو آغاز کردم
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم
بابت هر گره ای که به دست تو وا شد و من به شانس نسبت دادم
بابت هر کرده ای که به دست خودم کور شد و مقصر تو را دانستم
مرا ببخش
کمکم کن که بفهمم، تو کنار منی نه روبروی من!

mmm
mmm
شبی در خواب خدا،
جاده ی زندگیم را نشانم میداد،
رد پای دو نفر آنجا بود.
بی درنگ پرسیدم،
که خدایم،آن چیست؟
گفت:
رد پای من و توست.
لحظاتی دیدم،
که پر از سختی بود،
ولی آنجا،
تک و تنها بودم!
با غضب رو به خدا کردم و گفتم که چرا؟
رد پای تو در آن سختی نیست؟
گفت ای بنده ی من،
رد پا،مال من است،
و در آن لحظه ی سخت و غمبار،
تو در آغوش منی!

mmm
mmm
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود گاهی دلم برای پاکی های کودکانه ی قلبم میگیرد گاهی آرزو میکنم ای کاش دلی نبود تا تنگ شود تا خسته شود... تا بشکند … ............................. چند وقتیست هر چه می گردم هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم نگاهم اما گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد و من همیشه به دنبال کسی می گردم که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید...

mmm
mmm
می روییدیم دسته دسته

می دویدیم خسته خسته

...

تا کجا باید خزید

تا کجا باید رمید

...

می گذارندم اگر

در درون ؛ خاکی دگر

...

بار دیگر می شوم

بار دیگر می روم

mmm
mmm
نلسون ماندلا
از خدا پرسیدم : خدایا چطور می توان زندگی کرد؟

خدا جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ گونه تاسفی بپذیر، با اعتماد ، زمان حال را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو...

mmm
mmm
طنز پسر سوسول

mmm
mmm
شاید زندگی آن "جشنی" نباشد که آرزوی آن را داشتی،اما حال که به آن دعوت شده ای ، تا می توانی خوب "برقص". .. چارلی چاپلین

mmm
mmm
سالها
آب
از پس
ابر
می بارد
اما باران
سخن دیگر دارد
آبی از تو است اگر سبز می آید
این صدای آب است که شرشر می بارد

mmm
mmm
زیستن از بهار آغاز

می شود

بدون او زمستان می میرد

پاییز از رفتن و ماندن

می نالد

اما

تابستان

املای عشق را می خواند

mmm
mmm
ادما از جنس برگند:گاهی سبزند گاهی گاهی پاییزند و زردند/زمستون دیده نمیشن/ تابستون سایبون سبزند / ادما خیلی قشنگن/ حیف که هر لحظه یه رنگند......

mmm
mmm
ما همیشه صدای بلند را می شنویم پر رنگ را میبینیم سخت ها را میخواهیم. غافل از اینکه خوبها اسان می ایند بیرنگ میمانند و بیصدا میروند..

mmm
mmm
گرچه میگویند: اخرین برگ سفرنامه باران این است که زمین چرکین است/ از دریچه دل میکنم بیرون سر میزنم فریاد /زندگی شیرینه شیرین است و من فرهاد

صفحات: 4 5 6 7 8

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو