وَقتـی که تـو آهـَـنگمی آهنگمو مدیـونِ تواَمـ ..
:)

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

مـوزیکـ نِوشـت

گروه عمومی · 25 کاربر · 218 پست
خورشید
خورشید
بماند که در دوریت فکر راحت ندارم
بماند که به فاصله از تو عادت ندارم
مرا دم به دم به جنون میرسانی بماند
چه راحت همه مستیم میپرانی بماند

خورشید
خورشید
بماند که لبخند تو با محبت غریبه است
بماند که چشم من از خنده ات بی نصیب است
بماند که گاهی امیدی به این زندگی نیست
بماند که لبخند و آرامشم دائمی نیست

خورشید
خورشید
بماند که میشد کنارم بمانی نماندی
بماند که کار دلم را به حسرت کشاندی
همه دلخوری های ریز و درشتم بماند
غروری که آنرا به پای تو کشتم بماند

خورشید
خورشید
بماند که خواب و خیال منو آشفته کردی
بماند که با جان و روح و روانم چه کردی
بماند که چشمان تو جز من عاشق ندارد
بماند که هیچ عاشقی حال منطق ندارد

خورشید
خورشید
فکرای درهم برهم و تلخم خورشید من تو فکر شبهامه
دست خدا روی جهانم هست رویای من نزدیک دستامه
من عاشق حال خودم هستم هر کس که عاشق باشه خوشبخته
یه روزی دنیا رو تکون میدم حتی اگه دنیا بگه سخته

خورشید
خورشید
من مرد لحظه های دشوارم اینو به لحظه هام نشون میدم
واسه جماعتی که خردم کرد از قله دستامو تکون میدم

خورشید
خورشید
یه روزی دنیا رو تکون میدم حتی اگه دستای من پر نیست
امروز اگه سنگینه شونه هام پرواز من دور از تصور نیست
دیروز من لبریز فردا بود با مردم از امید میگفتم
روزی که بند کفشمو بستم کوه جلو رومو پذیرفتم

خورشید
خورشید
اینجا کجای جهانه که تا این حد کودکانه
میخندمو هیچ حرفی رو من تاثیری نداره
حتی دنیا با تمامش اونی نیست که من بخوامش
حریفت نیستن حتی خورشید و ماه و ستاره
انگار انگار رو زمین نیست پاهای خسته ی من

خورشید
خورشید
♪♪♪
آره منم اون بچه ای که از آب سقا خونه خورده
خودت هوامو داشته باش که مادر منو دستت سپرده
هرکی با تو هم نام باشه از هیچکسی ترسی نداره
این آرزوی مادرم بود اسم تورو رو من بذاره
تو اولین ساقی نبودی اما مرامت اولین بود
لب هات از خشکی ترک خورد ساقی و سقا فرقش این بود

خورشید
خورشید
تنها دلیل گریه های این شبای من تویی
خیلی بهت وابستم عاشقتم تا هستم
کاری به جز دلتنگی بر نمیاد از دستم

خورشید
خورشید
بالاتر از اونی که حتی مثل تو آفریده باشن
اهل هنر با چی میتونن زیباییتو سنجیده باشن
اسم تورو هر بچه ای که روی زمین افتاده میگه
مشکل گشایی من نمیگم اینو موذن زاده میگه
روی لباس مشکی مادر اسم تورو با سبز حک کرد
من خیلی سر به راه نبودم اون یا ابالفضلا کمک کرد
اون یا ابالفضلا کمک کرد

خورشید
خورشید
اینکه تا آخرش من پات موندمو اینکه تو جا زدی
وقتی از اولش میخواستی رد بشی واسه چی اومدی

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15