مشخصات

موارد دیگر
مونا یزدی
255 پست
زن

دنبال‌کنندگان

(37 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

image_2018_06_09-06_58_28_810_Jud.jpg photo_2018-04-01_17-28-29.jpg 1522762483960362_thumb.jpg photo_2018-04-03_14-02-22.jpg
مونا یزدی
مونا یزدی
ملاقات با آقا

نبودم. رفته بودم ملاقات آقا.... عصر که برگشتم دفتر، پرسید نبودی.کجا بودی ؟
گفتم: خدمت آقا بودیم....

از جایش بلند شد. آمد جلو. پیشانیم را بوسید.
تعجب کردم. پرسیدم طوری شده ؟
گفت: این پیشونی بوسیدن داره. تو امروز از من به ولایت نزدیک تربودی....

یادگاران، جلد 11 کتاب
شهید امیرسپهبد

مونا یزدی
مونا یزدی


بریم بخوابیم دیگه

شب خوش

مونا یزدی
مونا یزدی
‌ﭼﺎﺩُﺭَﻡ
ﺳﯿﺎﻩ ﺗَﺮﯾﻦ ﺭَﻧﮓِ ﺟَﻬﺎﻥ ﻫَﻢ ﮐِﻪ ﺑﺎﺷَﺪ ,
ﺑﺎﻃِﻨَﺶ ﺭَﻧﮕﯽ ﺳﺖ !
پر از ﻧَﻘﺶِ ﺣَﯿﺎ ﻭَ ﻧِﮕﺎﺭِ ﻋِﻔَّﺖ ﻭَ ﭘﺎﮎ ﺩﺍﻣَﻨﯽ ....
ﺍَﮔَﺮ ﺗﻮ ﻓَﻘَﻂ , ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺍَﺵ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ , ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺍَﺯ ﭼﺎﺩُﺭِ ﻣَﻦ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺍَﺯ ﭼِﺸﻤﺎﻥِ ﺗﻮﺳﺖ !
ﻋَﻤﯿﻖ ﺗَﺮ ﺑِﻨﮕَﺮ....


مونا یزدی
مونا یزدی

مونا یزدی
مونا یزدی

مونا یزدی
مونا یزدی

مونا یزدی
مونا یزدی

مونا یزدی
مونا یزدی

مونا یزدی
مونا یزدی
راه مـــا که معلـوم ـبود،...

بگـو از نیامدنـــ

به کجـــــا رسـیدی⁉️


مونا یزدی
مونا یزدی
نام کتاب : بچه های حاج قاسم : خاطرات سردار حسین معروفی
نام نویسنده : افسر فاضلی شهربابکی
نام انتشارات : فاتحان

دست هایمان بسته بود.عده ای هم چشمانشان بسته بود.حتی نمی توانستیم تیمم کنیم.بچه ها در ماشین با حالت تضرع و زاری به من گفتند:حسین!چه کار کنیم،نمازمون قضا می شه؟گفتم :رو به قبله بشینین و با اشاره نمازتون رو بخونین


مونا یزدی
مونا یزدی
امروز دوشنبہ↯

١١ مرداد ١٣٩٥
٢٧ شوال ۱۴۳۷
١ آگوست ۲۰۱۶

ذکر روز:
یـا قاضــِیَ الْحاجاتــــ صد مرتبه


تكــريم زنـان


مونا یزدی
مونا یزدی
یا اباعبدالله (ع)

هر ڪلیدے را بـه هـر در
امتحان ڪردم ولی

شــاه ڪلید اشڪ ٺو
بر هر درے مشڪل گشاسٺ..


مونا یزدی
مونا یزدی
یا اباعبدالله

دربه درتر ازمنِ بیچاره دیدی تابه حال؟!

بـــــے پناهم، ملجأ العاصیـــــن،بیایـم کربلا؟!


اللهـم الرزقناکربلا


مونا یزدی
مونا یزدی
طنز جبهه
به سلامتی فرمانده
دستور بود هیچ کس بالای ٨٠ کیلومتر سرعت، حق ندارد رانندگی کند
یک شب داشتم می‌آمدم كه یکی کنار جاده، دست تکان داد
نگه داشتم
كه شد،
گاز دادم و راه افتادم
من با
می‌راندم و با هم حرف می‌زديم!
گفت: می‌گن لشکرتون دستور داده تند نرید! راست می‌گن؟!
گفتم: گفته! زدم دنده چهار و ادامه دادم: اینم به سلامتی باحالمان!!!
مسیرمان تا نزدیکی واحد ما، یکی بود؛ پیاده که شد، دیدم خیلی تحویلش می‌گيرند!!
پرسيدم: کی هستی تو مگه؟!
گفت: همون که به افتخارش زدی دنده چهار...

مونا یزدی
مونا یزدی
بار الهی
به عزیزانم اندیشه ای اخلاق

دیده ای بینا
گوشی شنوا
زبانی مهربان
دستهایی بخشنده
پاهایی استوار
تنی سالم

قلبی پر از عشق و دلدادگی عطا کن

شب خوش


صفحات: 13 14 15 16 17

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو