دورهمی با دوستان :)

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

asemone barooni

گروه عمومی · 37 کاربر · 325 پست
هادی
هادی
باشد شبت بخیر ولی یک نفر هنوز...
در قلب من به یاد تو بیدار مانده است!

هادی
هادی


در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند

گذر گهی است پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

شعر: استاد_هوشنگ ابتهاج

هادی
هادی
رسیده‌ام به خدایی كه اقتباسی نیست
شریعتی كه در آن حكم ‌ها قیاسی نیست

خدا كسی ست كه باید به دیدنش بروی
خدا كسی كه از آن سخت می‌هراسی نیست

به «عیب پوشی » و « بخشایش» خدا سوگند
خطا نكردن ما غیر ناسپاسی نیست

به فکر هیچ کسی جز خودت مباش ای دل
كه خودشناسی تو جز خدا شناسی نیست

دل از سیاست اهل ریا بكن، خود باش
هوای مملكت عاشقان سیاسی نیست


هادی
هادی

{-109-}{-109-}

هادی
هادی
شوق دیدار تو را دارم که بیدارم هنوز
ماه من! هرشب تو را زیرنظر دارم هنوز

زهره وبهرام وکیوان، شاهدم هستند که
خوشه ی پروین‌ سر راه تو می کارم هنوز

حلقه ی دور زحل را پیشکش خواهم نمود
تا به گوش تو بخواند، عاشق ویارم هنوز

گاه، پشت ابرهای تیره ، پنهان می شوی
کاش می دیدی که مثل ابر، می بارم هنوز

کج خیالان ، بین ما دیوار کج افراشتند
تا ثریا رفته اما ، روی دیوارم هنوز

زخمی ام از نیش خنجرهای بدخواه وحسود
مثل تو، من نیز از این قوم، بیزارم هنوز

تا سحر چیزی نمانده،نازنینم خوش بتاب
من به مهتاب دل انگیزت، گرفتارم هنوز

می کشانی با خودت ما را، به هر جا می روی
روزها دلتنگ وشب، مشتاق دیدارم هنوز....

هادی
هادی


سرگشته و خرابم و حیران؛ به كوی تو
از هرچه توبه كرده ام آقا ؛گذشت كن...

اللهم عجل لولیك الفرج...

صحرآ
IMG-20180610-WA0003.jpg صحرآ
{-128-}

دیدگاه
1397/04/12 - 13:07 در asemone barooni توسط موبایل · ۲ موافق

دیدگاه
هادی
54610f1f65-5b2b7f1ac2fbb821018b79d8.jpeg هادی
سفارش مدافعین پرتغال به کمپانی نایک بعد از بازی دیشب ایران و اسپانیا

هادی
هادی


هنوز گریه بر این جویبار کافی نیست
ببار ابر بهاری، ببار... کافی نیست

چنان که یخ زده تقویم ها اگر هر روز
هزار بار بیاید بهار، کافی نیست

به جرم عشق تو باشد که آتشم بزنند
برای کشتن حلاج، دار کافی نیست

گل سپیده به دشت سپید می روید
سپیدبختی این روزگار کافی نیست

خودت بخواه که این انتظار سر برسد
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست


هادی
هادی
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن
بد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش
آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبود
از نهال وصل او گو غیر برخوردار باش
گر چه می‌دانم که دشوار است صبر از روی دوست
چند روزی صبر خواهم کرد گو دشوار باش
صبر خواهم کرد وحشی در غم نادیدنش
من که خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش

هادی
هادی

هادی
هادی


در زندگی برای هر آدمی
از یک روز ...
از یک جا ...
از یک نفر ...
به بعد ...
دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست ...
دیگر هیچ حسی مثل قبل نیست ...
دیگر هیچ خیابانی ... هیچ خاطره ای ... هیچ فصلی
مثل سابق نیست ...
همه چیز می شود ؛
دلتنگی ...
دیگه خود این آدم هم مثل قبل نیست ...
دلتنگی از او آدمی ساخته ...
گوشه گیر و تنها و کم حرف ...

هادی
هادی
مَبر ازیاد مرا ...
که مرا طاقتِ این فاجعه نیست!

و مَپندار که از خاطرِ من
یادِ چشمانِ تو بیرون برود .

و مَپندار که در سینه ی من
گلِ عشقِ تو بمیرد روزی ...


شِکوِه اینگونه مکن :

" که فلانی ما را ... آه ... از خاطر برد ...!

و دگر عاشق دیروزیِ ما
نظرش با ما نیست ...

و نگاهش انگار
پیِ جادویِ نگاهی دگر است . "


مَبر از یاد مرا
که نفس نیست مرا در همه عمر
مگر آن آه که از غصّه برایِ تو کِشم

نفسی ار هست مرا
روز و شب بهر رضای تو کشم ...

و بدان بی تو نمیماند هیچ
از همه آتشِ من حتّی دود ...


مبر از یاد مرا
که من از غصّه ی این فاجعه میمیرم زود ...

هادی
هادی
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند.

هادی
هادی
سرگشته چو پرگار
همه عمر دویدیم
‌آخر به همان نقطه
كه بودیم رسیدم

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو