........................ - قلمرو خداوند، درون ما انسان هاست.

مشخصات

موارد دیگر
{ Սիդ@阿里陌生人 }
1414 پست

دنبال‌کنندگان

(14 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

1566396982144963_orig.jpg ed491c555c5af102c7235b1d7020dfc0.jpg 6ecf17986cdf0c29f7dfc4540ecb0513.jpg 1554141999647923.png
{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
« »

مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است

قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است

تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است

باشد ای عقل معاش اندیش، با معنای عشق -
آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است

فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست
دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است

هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست
اینکه در آیینه گیسو می گشایی بهتر است

کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من
« آرزوی وصل » از « بیم جدایی » بهتر است
[لینک ]

{  Սիդ@阿里陌生人 }
26c5c7e79644f463f1a9fd38a57a4dd5.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }
یاد گرفتم دیگه نپرسم.............
علت را بنویسم....................
هرگز از دختری نپرس.چرا..............
حرفت را منطقی بزن...............

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }


دل که می بندی؛ باید بسوزی
هر عشقی آخه، میره یه روزی…
دل که می بندی؛ جونت اسیره! یهو نشستی، گریه ات می گیره…

اسیری، ای دل… این رسمِ دنیاست
می میری ای دل…●
گناهش پای ماست…●

هر کیوُ می خوای؛ بی هوا میره… جوری که دنیات، آتیش می گیره

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }

کسایی که زود دل می بندن؛ بییشتر توو فکرن… کمتر می خندن
اینا یه جایی، بدجوری باختن…
اونا که خستن؛ از تکیه دادن
به همه انگار بی اعتمادن… کسایین که، بدجوری باختن…

اسیری، ای دل… این رسمِ دنیاست
می میری ای دل…
گناهش پای ماست…

هر کیوُ می خوای؛ بی هوا میره… جوری که دنیات، آتیش می گیره

[لینک]

{  Սիդ@阿里陌生人 }
عکس.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }


چه نویسم که دل از درد فراقت چه کشید؟
یا ز نادیدنت این دیده غم دیده چه دید؟

به امیدی که رسد در تو دل خام طمع
سالها دیگ هوس پخت و به آخر نرسید

قصه این دل دیوانه درازست و مپرس:
که در آن سلسله زلف پریشان چه کشید؟

قصه راز تو مردیم و نگفتیم به کس
بشنو این قصه که هرگز به جهان کس نشنید

عاشق صورت توست آینه و این صورت
هست در چهره آیینه چو خورشید پدید

سر زلف تو مرا توبه ناموس شکست
چشم مست تو مرا پرده سالوس درید

{  Սիդ@阿里陌生人 }
عکس.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }

جرعه در دور تو رسمی است که نتوان انداخت
خرقه در عهد تو عیبی است که نتوان پوشید

دشمنان گر همه کردند زبان چون شمشیر
نیست ممکن که مرا از تو توانند برید

خواست تا شرح فراق تو نویسد سلمان
حال دل در قلم آمد ز قلم خون بچکید

[لینک]

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }


زجفای چشم مست به کجا توان گریزم.
.نه توان پای رفتن نه دلی برای ماندن

[لینک]

{  Սիդ@阿里陌生人 }
7682d2934a8bf560d781201a00a9e962.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }


از ره و رسم بیرون نشوی
یک از آنچه افزون

یک ز روی لیلیت
باشم اگر تو نشوی

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }


بی دوست-شبی-نیست-كه-دیوانه-نباشم
اگر صاحب نباشم

ای دوست اگر جان طلبی آن به تو بخشم
از جان چه عزیزتر بگو آن به تو بخشم

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }




ناصح مکن حديث که صبر اختيار کن
ما را به عشق يار ز خويش اختيار نيست

{  Սիդ@阿里陌生人 }
3883814_588.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جـدایی
چــه کنم که هست اینها گل باغ آشنــــایــی

همه‌شب نهاده‌ام سر، چو سگان بر آستانت
کــــه رقـیـب در نیـایـد به بهانــهء گدایـــــــــی

مـــژه‌ها و چـــشم یارم به نظر چـــنـان نماید
که میـان سنبلستـان چرد آهـــوی ختــایـــی

در گلستان چشمم زچه رو همیشه باز است
به امیـــد آنکه شاید تو به چــشم من درآیــی

ســر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گــلشن
که شنیــــده‌ام ز گلها همه بوی بــــــی‌وفایی

به‌کدام مذهب‌ست این به‌کدام ملت‌است این
که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چــرایی

به طـــــواف کعبه رفتم به حــــــرم رهم ندادند
که برون در چـــــه کردی که درون خـــــانه آیی
[لینک]

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
چشمان تو

غزل چشم تو امشب همه جا میبارد
باز امشب به سرم لطف خدا میبارد

آسمان دلم از آبی عشق تو پر است
گل خورشید تو در آینه ها میبارد

باز در سوز من آهنگ نگاهت جاریست
از می عشق عجب بی سر و پا میبارد

[لینک]

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }


کذاب ترین حادثه زندگیم رفت.دیوانه‌ی دیوانه‌ی دیوانگیم رفت
تو میروی و جان عزیز منه مغرور.هر لحظه به من دست تکان میدهد از دور

انگار که تو آمده بودی بروی زود.کز روز تولد به تنت رخت سفر بود
با این همه داغی که دلم دید و تبارم.من این همه غم را به دلم یاد ندارم

بدرود امیدم نفسم عشق عزیزم.آهسته برو پشت سرت آب بریزم
رویای مرا از دلِ دنیام گرفتی.من سوختم اما تو که آرام گرفتی

این منظره ی کوچ تو را دشت ندارد.این کوچ همین کوچ که برگشت ندارد
با این همه داغی که دلم دید و تبارم.من این همه غم را به دلم یاد ندارم

بدرود امیدم نفسم عشق عزیزم.آهسته برو پشت سرت آب بریزم


[لینک]

{  Սիդ@阿里陌生人 }
67270002_467570737407065_1116278161860740481_n.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }


از بس به تار زلفت دل ها گرفته منزل
دل ها گرفته منزل دل را کجا بجویم

دل را کجا بجویم یک زلف و این همه دل
یک زلف و این همه دل

عزیز دلم شمع محفلم آرام دلم آه
من از تو جدا نمی شم بیا حبیب دل من
من از تو رضا نمی شم مرو شمع محفل من

از بس به تار زلفت
از بس به تار زلفت،دل ها گرفته منزل
دل ها گرفته منزل دل را کجا بجویم

دل را کجا بجویم یک زلف و این همه دل
یک زلف و این همه دل

عزیزم دلم شمع محفلم آرام دلم آه
من از تو جدا نمی شم بیا حبیب دل من
من از تو رضا نمی شم مرو شمع محفل من

[لینک]

{  Սիդ@阿里陌生人 }
5ae2067ebb7688.270077853.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }


دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودی
چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی

به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما
من و دل همان که بودیم و تو آن نه ای که بودی

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم
تو چرا ز من گریزی که وفایم آزمودی

ز درون بود خروشم ولی از لب خموشم
نه حکایتی شنیدی نه شکایتی شنودی

چمن از تو خرم ای اشک روان که جویباری
خجل از تو چشمه ای چشم رهی که زنده رودی

[لینک]

صفحات: 1 2 3 4 5

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو