........................ - قلمرو خداوند، درون ما انسان هاست.

مشخصات

موارد دیگر
{ من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1043 پست

دنبال‌کنندگان

(9 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

Flower-Pic-01-310x205.jpg images وکتور-گل-رز-سفید-طرح-قلب.jpg 1555945978373557_orig.jpg

{ من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
گل-شاخه-بریده-رز-سبز.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
بخت ما مثل کلافی بسته می ماند اگر
خود ،گره انداختی بر کار عاشق داشتن

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
گل-شاخه-بریده-رز-سفید-لب-صورتی.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
مو پریشان می کنی جمعی پریشانت شوند
رسم عاشق نیست بالاجبار عاشق داشتن

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
15500228-3938-l.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
یا نداری کار تو با کار عاشق داشتن
یا نمانده حرف با انکار عاشق داشتن

سر مزن بر گرمی بازار عاشق داشتن
بعد از این خوش باش با بسیار ،عاشق داشتن

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
images { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
بایک نظر از گوشه ی چشمش به دوچشمم
بر بخت پریشان ، گره انداخت و بگذشت

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
f08c36efb8d3f518b75241abf805202e.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
چون بیهق آتش زده در بطن تواریخ
با لشکر تاتار به من تاخت و بگذشت

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
4956487_509.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
در منظر این بت که تراشیده ی عشق است
هر کس به طریقی دل و دین باخت و بگذشت

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1487090389.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
بیچاره دوچشم منِ درگیر دوابروش
کشته است مرا کشته و نشناخت و بگذشت

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
sad_danbo_rain.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
چشمی به من شب زده انداخت و بگذشت
دینی که به من داشت نپرداخت و بگذشت

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
56.gif { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
اولین بیت ،دست سردم را،گرمی دست تو نوازش کرد

نرم شد لحن تند ابیاتم،غزلم قصد صلح و سازش کرد

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
Z { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
رواست نرگس مست ار فکند سر در پیش

که شد ز شیوهٔ آن چشم پر عتاب خجل

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
8378wr9_girl_religious.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
به وقت گل شدم از توبهٔ شراب خجل

که کس مباد ز کردار ناصواب خجل

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
20184536_1911047785803606_4111057041198415872_n.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
به جز خیال دهان تو نیست در دل تنگ

که کس مباد چو من در پی خیال محال

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
19379401_474486412893314_7917588501539848192_n.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
چو یار بر سر صلح است و عذر می‌طلبد

توان گذشت ز جور رقیب در همه حال

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1449742364198603_orig.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
حکایت شب هجران فروگذاشته به

به شکر آن که برافکند پرده روز وصال

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1555064193229437_orig.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
خوش خبر باشی ای نسیم شمال

که به ما می‌رسد زمان وصال


قصّةُ العشقِ لا انفصام لها

فُصِمَت ها هُنا لسانُ القال

صفحات: 10 11 12 13 14

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو