........................ - قلمرو خداوند، درون ما انسان هاست.

مشخصات

موارد دیگر
{ Սիդ@阿里陌生人 }
1639 پست

دنبال‌کنندگان

(17 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

1578687400725699_orig.jpg 1578687466605110_orig.jpg 1578687580647462_orig.jpg 1578687717117766_orig.jpg
{  Սիդ@阿里陌生人 }
1578687400725699_orig.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }
از فلک بی‌ناله‌کام دل نمی‌آید به دست.....................

{  Սիդ@阿里陌生人 }
1578687466605110_orig.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }
از شکست‌دل چه‌عشرتهاکه برهم خورد و رفت...........

{  Սիդ@阿里陌生人 }
1578687580647462_orig.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }
گردلی داری تو هم‌خون‌ساز و صاحب‌نشئه باش.........................

{  Սիդ@阿里陌生人 }
1578687717117766_orig.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }
برامید وصل مشکل نیست قطع زندگی
شوق منزل می‌کند نزدیک‌، راه دور را

{  Սիդ@阿里陌生人 }
1578688013471478_orig.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }
در محبت داغدارکوشش بی‌حاصلم...............

{  Սիդ@阿里陌生人 }
1578688557683911_orig.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }
تاکی ازغفلت به قید جسم فرساید دلت...............
یک نفس بر باد ده این خاک دامنگیر را.............

{  Սիդ@阿里陌生人 }
1578643010150631_orig.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }
گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت.....................
ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت...........................

{  Սիդ@阿里陌生人 }
1578644058474676_orig.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }
دلی دارم که غیر از غنچه بودن نیست بهبودش****
تبسم همچو زخم صبح می‌سازد نمکسودش.............

{  Սիդ@阿里陌生人 }
1578645263993750_orig.jpg { Սիդ@阿里陌生人 }
بی‌فنا نتوان چراغ اعتبار افروختن****
آتش ما شعله می‌بارد پس از خاکسترش...............

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
صبر از منِ آشفته

دل می بَری و نمی دهی کام چرا؟

پنهان شدی از دیده ی ایام چرا؟

آتش به دلم نشاندی وسوزاندی

رفتی وَ رها شدم در این دام چرا؟

حیرانم و سرگشته وَ بی سامانم

صبر از منِ آشفته یِ بد نام چرا؟

پَر می زند و رها شود سرگردان

مرغِ دلِ بشکسته از این بام چرا؟

در مطبخ دل پخته شدم بی حاصل

در محضر آن یار شدم خام چرا؟

وصل تو تمنای شب و روزم شد

اما نرسد شب به سر انجام چرا؟

"احساس" ندارد دل همچون سنگت

آن وحشیِ سرگشته نشد رام چرا؟

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
بازار عشق تو پر رونق
تا ز معشوق نخوردی سیلی ..انقدر لاف ز عاشق.معشوقه مزن

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
معشوق را گفت ..
.روزی ان محبوب بی همتای بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شاخه نرگس بریدش خار گشت..............

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
حکایت شیرین بر جام شرابی نوشتم..........
به جای شراب.خون بالا امد .........................
مرا یاد تو هردم ماجرای بود ...........ندانستی

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
قصه عشق.خونابه.بیش نیست
تو سکوت کن .ومن بغض .................
همتای توندید ،چشمی به هیچ جایی دگر .............

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو