آسید علی هستم *مقدم تمام دوستان گرامی *❤️* وتنها عشق می ماند ..در خاطره ها*❤️*

مشخصات

موارد دیگر
از تبار❤️ آدم
5777 پست

دنبال‌کنندگان

(35 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

images 282971_558.jpg most-amazing-world-flowers-5.jpg 654546523-parsnaz-com.jpg
از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
فعلا یا حق

از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
دنیای عجیبی شده باور کن

از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
ای عشق...........

از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
الهی شکر
بیا کم برو زیر آبی

حال میکنید دیگه

زیر آبی

از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
نازنین با هزار زبان گفتم .....

برای زیستن دو قلب لازم است........
قلبی که دوست بدارد ..
و قلبی که دوستش بدارید

دیدگاه
1399/12/15 - 17:19 ·

دیدگاه
از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
نازنین

در خاطراتِ خویش..
میانِ کتاب‌ها پوسیده‌ی پُرغبار،
ترا جستجو کردم

دیدگاه
1399/12/15 - 17:16 ·

دیدگاه
از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
نا زنین
شانه‌ات مُجابم می‌کند
در بستری که عشق
تشنگی‌ست
زلالِ شانه‌هایت
همچنانم عطش می‌دهد
در بستری که عشق
مُجابش کرده است

دیدگاه
1399/12/15 - 17:10 ·

دیدگاه
از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
نازنین
صدا با سکوت آشتی نمی‌کند
کلمات انتظار می‌کشند
مثل گل حسرت در انتظار بهار

دیدگاه
1399/12/15 - 17:08 ·

دیدگاه
از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
نازنین ...........
معشوق در ذره ذره ی جان آدمیست

دیدگاه
1399/12/15 - 17:05 ·

دیدگاه
از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
نازنین


* روشن دلی که چشم وی از عشق باز گشت
* با چشم بسته کاشف صد گونه راز گشت

* عشق است کز تجلی آدمی ست عشق
* هر گه به صورتی دگر آئینه ساز گشت

* تا ساز رقص و سوز صدا خوش بیان شود

* شعر آمد و زبان هنر دلنواز گشت

* شعر آمد و شکوفه عشق و هنر شگفت
* شعر آمد و جمال طبیعت به ناز گشت

از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
شما خسته نشدید از زیر آبی{-36-}:هم

از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
رخ بنما عالمی مجنون توست

از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
نازنین

پژواک خاطرات تو ، در خاطرم پیچیده شد
با رد پای رفتنت، خواب از چشم برچیده شد

با رفتنت در این جهان اوضاع قمر عقرب شده
حاتم گدایی میکند، موسی عصا بلعیده شد

صبرم کم است چون عمر گل، قطره مرا ایوب ساخت
هر دم به خشکی می چکد ، گل از زمین روییده شد

جوهر نباشد در قلم، خنجر به شعرم میکشم
زخمی به شعرم میدمد، خون از قلم پاشیده شد

تنها منم با یک قلم، بارم به دوشت ای ورق
از بس غمم پرحجم بود، کاغذ ز غم پوسیده شد

از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم

عزلت سخن در کام کن! شعری ز زلف یار گوی
تا کی ز غم دم میزنی؟ غم از زمین جوشیده شد

گویم اگر خوش بنگری، در پوچ زندانی شدی
هر کس لباسی بر تن است، پوچی به غم پوشیده شد

از تبار❤️ آدم
از تبار❤️ آدم
نازنین

نا رفته تا به اوج، سرازیر میشوم
در موسمِ جوانیِ خود پیر میشوم

از سفره های رنگیِ این عشق عاقبت
ناخورده لقمه ای ز خودم سیر میشوم

آیینه ام که سنگ مرا خرد کرده است
تنهایم و در آینه، تکثیر میشوم

دارم شبیه ثانیه ها می روم جلو
امّا به حکمِ فاصله تأخیر میشوم

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15