سلام من به تو یار قدیمی منم همون هوادار قدیمی

مشخصات

موارد دیگر
هیچکس❤情人
7203 پست

دنبال‌کنندگان

(37 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

images 282971_558.jpg most-amazing-world-flowers-5.jpg 654546523-parsnaz-com.jpg
هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
رویای درهم

موج خیال من تو هم صحبتم بشو ..
آخر درین مکان غم وسکوت ..

من آدمک کوکی میشم بی خبر از حرف و حدیث. تو هم بشو هر چی میخوای به جون تو خیالی نیس

دیدگاه
1400/10/29 - 15:37 ·

دیدگاه
هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
کا بوس

کابوسها سراغِ وصالم نمیبرد

دلواپسی به سمتِ غزالم نمیبرد

تا آسمان کشیده بسر ابرِ ناخوشی

باران شوق سیلِ خیالم نمیبرد

ماندم چرا حساب ندارد شکنجه ام

ویران شدم ولی به زوالم نمیبرد

با تیغها که زخمِ مرا تازه میکند

خونابه ها به رودِ زلالم نمیبرد

دریای دور با چه امیدی طلب کنم

وقتی حباب موجِ محالم نمیبرد

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
گریه پنهان

دارم میانِ خنده تو را گریه میکنم: ای باورِ کُشنده تو را گریه میکنم

گاهی ندیده ام که قبولم کنی ولی :در نقش یک برنده تو را گریه میکنم
حرف از قفس که نیست پرم را بریده ای: رویای هر پرنده تو را گریه میکنم

عمری تبر بدوش کنارم نشسته ای :
عطرِ خوش گزنده تو را گریه میکنم

از این هوا دگر نفسم تنگ گشته است
دردم به تب کشانده تو را گریه میکنم

گفتم به هر زبان که بدانی چه میکشم بامن‌کسی نمانده تو را گریه میکنم

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
نمیدانم

نمیدانم این بغظ عجیب چیست؟
گلویم درد دارد

مثل بچه ای که برای خواسته اش بغظ میکند
قطرهای اشک در چشمم موج میزند
و به سختی نگهش داشته ام
با دنیایی از حسرت و دلتنگی
زانوهایم رو بغل گرفته و دزدکی
گاه و بیگاه قطره ای میچکد
همه این حال خرابم
همه این دلتنگی غریبم
از درد دوری از توست

جای خالیت را
سرمای نبودت را هیچ
دست گرمی گرم نمیکند!

بغظم
قطره های گاه و بیگاهم
دلتنگی هایم
همگی فدای نگاه نازت

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
از جنس خاک و گل بودن است..این دل

و چه زیباست اشک هایم
مثل
بوسه باران دِلبرا دیوانه و معشوقه ای اَندر قفس داری ولی، بی محابا ، بوسه بر لبهای بی اِحساسِ باران می زنی.

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
اینجا بوی ترا میداد با بودنند !
یک روز
با آمدنت همه چیز عوض شد ! این جا بوی زندگی می داد ......... و گلبرگ های خوشبختی دستانم را پـــر کرده اند

و چشم هایـــــم ….. وای از چشم هایم …. که آینه ی تمام نمای زیبایــــست !! اصلا چشم هایت که می افتد توی شب چشم هایم ، انگــــــار خودم هم زیبا تر می شوم !


آخ اگربدانی ….. آرامش خنده هایت ؛ چه قــــــــــدر دنیایم را زیر و رو کرده بود !
آخ اگــــر بدانی …… چه قدر دوست داشتم این حجمِ دیــــــوانه بودن را

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
تو فقط بخند…


هر روز و هر شب نگرانت هستم، که چه می‌کنی!؟ چگونه می‌گذرد تنهایی‌ات؟! با بغض‌های گاه و بیگاهت چگونه کنار می‌آیی؟!

گاهی شب‌ها، از همان شب‌های سیاه تنهایی، پنجرهٔ اتاقم را باز می‌کنم. رو به سمت تو، فریاد می‌زنم، آیی عشق جانم!، تنهاییت برای من… غصه‌هایت برای من… همهٔ اشک‌هایت برای من… بغض‌هایت، دردهایت، آه‌هایت مالِ من… به جای همهٔ آنها تو، فقط بخند برایم، برایم بلند بخند…

تا صدای خنده‌هایت، چشمه‌ها را بجوشاند، گل‌ها را شکوفا کند… درخت‌ها را بارور و قناری‌ها را مست…
صدای خندهٔ تو، صدای خوب بودنت است.
تو فقط بخند تا یخ‌زدگی زمستان آب شود… بهار شود.

دیدگاه
1400/10/22 - 19:08 ·

دیدگاه
هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
دنیا خراب و حال دلم نیز خرابتر

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
تو دنیای واقعی دروغ زیاد شد . مجازی را ایجاد کردن واسه تمرین

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
آه و سنگ

به نسیمی همه راه به هم می ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم
با همین سنگ زدن، ماه به هم می ریزد

عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است
گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد

انچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد

آه یک روز همین آه تو را می گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
زلف پریشان

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویشتن جز گردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر ؟ ای یاقوت بی قیمت !
که غیر از مرگ گردنبند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم ؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
قفس تنگ

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
آینه ی قلب

عقل بیهوده سر طرح معما دارد
بازی عشق مگر شاید و اما دارد

با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت
سر سربسته چرا اینهمه رسوا دارد

در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست
آینه تازه از امروز تماشا دارد

بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند
قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد

تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد

عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
از ناوک مژگان

چون صید به دام تو به هرلحظه شکارم / ای طرفه نگارم
از دوری صیاد دگر تاب نیارم / رفته ست قرارم

چون آهوی گم گشته به هر سوی دوانم / رهایی نتوانم
تا دام در آغوش نگیرم نگرانم / آه از دل زارم

از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی / بر دل بنشانی
چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی / وای از شب تارم

هیچکس❤情人
هیچکس❤情人
سلسه مویت

در بند و گرفتار بر آن سلسه مویم / خلاص از تو نجویم
از دیده ره کوی تو با اشک بشویم / با حال نزارم

برخیز که داد از من بیچاره ستانی / دردم چو ندانی
بنشین که شرر در دل تنگم بنشانی / لختی به کنارم

تا آن لب شیرین به سخن باز گشایی / خوش جلوه نمایی
ای برده امان از دل عشاق کجایی / تا سجده گزارم

گر بوی تو را باد به منزل برساند / جانم برهاند
ورنه ز وجودم اثری هیچ نماند / جز گرد و غبارم

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15