کنار پنجره می آیم
نسیم تبسمتان جاریست
قاصدکها آمده اند
در رقص باد و یاد
سبز
سپید
سرخ...
و این آخرین قاصدک

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

واسه دل خودم

گروه عمومی · 20 کاربر · 1897 پست
هادی
هادی
دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت
ابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلاب داشت
در تفکر عقل مسکین پایمال عشق شد
با پریشانی دل شوریده چشم (چشمم) خواب داشت
کوس غارت زد فراقت گرد شهرستان دل
شحنه عشقت سرای عقل در طبطاب داشت
نقش نامت کرده دل محراب تسبیح وجود
تا سحر تسبیح گویان روی در محراب داشت
دیده‌ام می‌جست و گفتندم نبینی روی دوست
خود درفشان بود چشمم کاندر او سیماب داشت
ز آسمان آغاز کارم سخت شیرین می‌نمود
کی گمان بردم که شهدآلوده زهر ناب داشت
سعدی این ره مشکل افتادست در دریای عشق
اول آخر در صبوری اندکی پایاب داشت

هادی
هادی
دوباره نیمه شب است
و خودت که میدانی
من و خیال تو
و این سکوت طولانی...


هادی
هادی


احوال دلم هر سحر از باد بپرس . . .
تا شاد شوی از من ِ ناشاد بپرس . . .

ور کشتن بیگناه سودات شود . . .
از چشم خود آن جادوی استاد بپرس . . .

هادی
هادی
سلام کسی امشب شهاب دید؟ :D من یکی دیدم{-101-}

هادی
هادی
تا كه خلوت ميكنم با خود؛ صدايم ميكنند!
بعد ؛از دنيای خود كم كم جدايم میكنند!

گوشه گيری انتخابی شخصی خودخواسته است
پس چه اصراری به ترک انزوايم میكنند!

مثل آتشهای تفريحم كه بعد ازسوختن
اغلبِ مردم به حال خود رهايم میكنند!

ای بميری!لعنتی!كُشتی مرا با شعرهات
مردم اين شهر اينگونه دعايم ميكنند!!!

احتمالاً نسبتي نزديك دارم با «خدا»
مردم اغلب وقت تنهايی صدايم ميكنند !

مثل خودكاری كه روی پيشخوان بانک هاست
با غُل و زنجير پايم جابجايم ميكنند!

هادی
هادی
قسم به عشق ، که گمگشته ی دلم بودی
اگر کنار تو بودم ، مکملم بودی

به خاک مشترک و پاک هر دو مان سوگند
من از وجود تو بودم ، تو از گلم بودی

بدون دیدن روی تو ، عاشقت بودم
درون قاب دل آخر ، شمایلم بودی

برای یافتنت ، دل زدم به دریاها
تو آرمان رسیدن به ساحلم بودی

دلم نوشته نت عشق را به پنجه ی تو
که پنج_گانه ی خط های حاملم بودی

هزار چرخ خطا زد فلک ، که تا امروز
نبینمت که همین جا ، مقابلم بودی

اگر که بخت ، کمی مهربان تر از این بود
به روی شانه ی خالی ، حمایلم بودی. . .

هادی
هادی


چہ غریب ماندے اے دل !
نہ غمے ، نه غمڪَسارے

نہ بہ انتظار یارے ،
نہ ز یار انتظارے

غم اڪَر به ڪوه ڪَویم
بڪَریزد و بریزد

ڪہ دڪَر بدین ڪَرانے
نتوان ڪشید بارے...

هادی
photo_2017-08-11_20-21-30.jpg هادی
امام موسی کاظم (ع):

در خلوت، از خدا شرم کنید همانگونه که در آشکار از مردم شرم دارید

هادی
هادی


ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﯾﻌﻨﯽ "ﺭﺿﺎﯾﺖ"

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ
ﭼﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﭼﻘﺪﺭ،

ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﺎﺷﻰ
ﺁﻥﻭﻗﺖ "ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ"

هادی
هادی
شهید حججی، جوان 25 ساله نجف آبادی، مظلومانه سر داد
2,023
فیلم- شهید محسن حججی - برای شهید بی سر؛ محسن حججی +فیلم غیرت و ایستادگی محسن حججی، حالا نامش را و سر بریده اش را سربلند کرده است. در این فیلم، واکنش مردم را به شهادت محسن حججی، شهید سربلند مدافع حرم را ببینید...#محسن حججی # شهادت محسن حججی # شهید محسن حججی # لحظه شهادت محسن حججی # نحوه شهادت محسن حججی # تصاویر شهادت محسن حججی # عکس شهادت محسن حججی # اسیر ایرانی داعش # شهید مدافع حرم محسن حججی #

هادی
هادی
متن آهنگ الکی از سیاوش قمیشی

من فقط عاشق اینم، حرف قلبتو بدونم
الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم
من فقط عاشق اینم، بگی از همه بیزاری
دو سه رو پیدام نشه تا، ببینم چه حالی داری
من فقط عاشق اینم، عمری از خدا بگیرم
انقدر زنده بمونم، تا بجای تو بمیرم
من فقط عاشق اینم، روزایی که با تو تنهام

کار و بار زندگیمو، بزارم برای فردام
من فقط عاشق اینم، وقتی از همه کلافم
بشینم یه گوشه دنج، موهای تورو ببافم
عاشق اون لحظه ام که، پشت پنجره بشینم
حواست به من نباشه، دزدکی تورو ببینم
من فقط عاشق اینم، عمری از خدا بگیرم
انقدر زنده بمونم، تا بجای تو بمیرم​

هادی
هادی
ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و وز هر دو جهانم بستان

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان

ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو

خود ممکن آن نیست که بردارم دل
آن به که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه کنم بهر چه می‌دارم دل

در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است
هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ است

از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچ است

من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود از وی همه ناز

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه کنم حدیث ما بود دراز

دل تنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مباد بر هیچ تنی
آن کز قلم چراغ تو بر جان من است

ای نور دل و دیده و جانم چونی
وی آرزوی هر دو جهانم چونی

من بی لب لعل تو چنانم که مپرس
تو بی رخ زرد من ندانم چونی

افغان کردم بر آن فغانم می سوخت
خامش کردم چو خامشانم می سوخت

از جمله کران‌ها برون کرد مرا
رفتم به میان و در میانم می سوخت

ادامه > دیدگاه

هادی
هادی
شعري زيبا در مورد خدا,شعر خدا

پيش از اينها فکر مي کردم که خدا
خانه اي دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس خشتي از طلا

پايه هاي برجش از عاج و بلور
بر سر تختي نشسته با غرور

ماه برف کوچمي از تاج او
هر ستاره، پولکي از تاج او

اطلس پيراهن او، آسمان
نقش روي دامن او، کهکشان

رعدو برق شب، طنين خنده اش
سيل و طوقان، نعره توفنده اش

دکمه ي پيراهن او، آفتاب
برق تيغ خنجر او مهتاب

هيچ کس از جاي او آگاه نيست
هيچ کس را در حضورش راه نيست

بيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا در ذهنم اين تصوير بود

آن خدا بي رحم بود و خشمگين
خانه اش در آسمان، دور از زمين

بود، اما در ميان ما نبود
مهربان و ساده و زيبا نبود

در دل او دوست جايي نداشت
مهرباني هيچ معنايي نداشت

هر چه مي پرسيدم، از خود، از خدا
از زمين، از آسمان، از ابرها

زود مي گفتند: اين کار خداست
پرس وجو از کار او کاري خداست

شعر خدا,شعر درباره خدا,شعر درباره ی خدا

هرچه مي پرسي، جوابش آتش است
آب اگر خوردي، عذايش آتش است

تا ببندي چشم، کورت مي کند
تا شدي نزديک، دورت مي کند

کج گشودي دست، سنگت مي کند
کج نهادي پاي، لنگت مي کند

هادی
هادی
خطرناک تر از
انسان هاے سنگ دل
انسان هایے هستند که
شعارشان انسانیت است
امـــا
عملشان متضاد شعارشان...!!

هادی
هادی
باغبان مژده ی گل می شنوم از چمنت
قاصدک کو که سلامی برساند ز منت؟

وقت آن است که با نغمه ی مرغان سحر
پر و بالی بگشایی به هوای وطنت

هوشنگ_ابتهاج

صفحات: 1 2 3 4 5

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو